همه برای ایران، ایران برای همه

حسین کیانی
کارگردان تئاتر

جامعه ایرانی در بوته سخت ترین آزمون مدنی و ملی خود پس از انقلاب اسلامی ۵۷ و دفاع مقدس هشت ساله قرار گرفته است. این آزمون که می توان از آن با نام «بزرگ آزمون ملی ایرانیان» یاد کرد، گذشته از ابعاد ملی از ابعاد فردی نیز برخوردار است. وقتی استقلال ایران که با آن همه جانفشانی‌ها و مجاهدت‌ها و سلحشوری ها مورد هجمه و تهدید و تجاوز غیرقانونی، وحشیانه و شدیداً محکوم پذیر قرار می‌گیرد، بی شک استقلال و فردیت یکایک شهروندان و هموطنان آن جامعه در معرض خطر قرار می گیرد. استقلال جمعی و فردیت مستقل دو دستاورد ملی جدا از هم نیست و وقتی یکی مورد تهدید قرار می گیرد، دیگری نیز مصون از خطر نیست. استقلال فردی به انسان هویت می بخشد و استقلال جمعی اصالت، و حاصل جمع این دو دستاورد بشری است که ملیت را تعریف می‌کند و ملتی را می‌سازد و ماندگار قرون و هزاره ها می‌کند. ساختاری که باعث شده ملت ایران بر پایه تمدنی کهن با پویه ای پایا بر خلاف دیگر تمدن‌های دنیا همچنان به حیات خود با آینده ای روشن ادامه دهد، همین هویت و اصالت است.  با تجاوز سبعانه دشمن آمریکایی-صهیونی، این تروریست ها و اشرار بین المللی، به میهن عزیزتراز جانمان، ایران، بار دیگر ایده مرکزی تمدنی ایرانی و فرهنگ آن مورد هجوم و هجمه قرار گرفته است. وقتی پرزیدنت تروریست و پدوفیل آمریکا آشکارا و متوهمانه صحبت از تغییرنقشه ایران بعد از جنگ می‌کند، دیگر برای خواب زده ترین و متوهم‌ترین ایرانی‌های داخل و خارج کشور باید روشن شده باشد که معنای دقیق و روشن وعده کمک او که قرار بود برسد، چیست. او که به بهانه‌های گوناگون بالاخره نیت پلید و‌ متوهمانه خود را آشکار کرده است، تاکنون نهایت تلاش مضحک و مذبوحانه خود را با بمباران رسانه‌ای و میدانی انجام داده تا بتواند با شکستن همان اصالت و هویت ایرانی و درنهایت ملیت ملت ایران، نیروی میدانی و مزدوران خود را بیرون بکشد تا بتواند توجیه و بهانه ای احمقانه برای جنگ کثیفی که به راه انداخته به منتقدان فردای بعد از جنگ پیدا کند. جالب اینجاست که نخست وزیرصهیونی که افسار این دیوانه ترین پرزیدنت تاریخ آمریکا را به دست گرفته هنوز هم بعد از گذشت چندین روز از تجاوز و این همه خسارتی که برای سرزمین‌های اشغالی و‌ منافع آمریکا به بار آمده، بازهم تئوری شکست خورده بیرون آوردن مزدوران شکست خورده خود را تکرار می‌کند و به نوعی شورش اجتماعی امید بسته که ممکن است به زودی در سرزمین‌های اشغالی برای کابینه خودش اتفاق بیفتد. واقعیت مشهود مجازی و میدانی این است که تهدید و تجاوزی که از سوی این دو رژیم تروریست بین المللی متوجه کشور عزیزمان ایران شد، تبدیل به فرصت و نصرت شده است؛ فرصتی برای اثبات قدرت و هژمونی ایران در سرتاسر منطقه و نصرتی بر دو قدرت هسته‌ای و این فرصت و نصرت میوه همان کهن درخت سرو ملیت ایرانی است که همگان می‌باید به دور از هر اختلاف رأی و نظر و سلیقه‌ای بر گرد آن حلقه زنند. درخت سروی که در درازنای تاریخ کهن ایران زمین از بسیاری آزارها و آسیب‌های مهاجمان اهریمن نهاد، در امان مانده است و این جز به دلیل همگرایی و یکدلی مردمان یگانه گرا و یکتاپرست این کهن سرزمین اهورایی نبوده است. وقت آن است که این یگانگی را همدلانه پاس بداریم و ارج بگذاریم که رمز پیروزی نهایی ملت ایران در حساس ترین مقطع تاریخ معاصر، جز در پاسداشت آن در هیچ چیز دیگری نیست.  همه برای یکی، که آن یکی جز ایران نیست و ایران نیز جز برای 
همه نیست.