بازگشت به عصر جاهلیت

حسام الدین سراج 
 خواننده موسیقی سنتی ایران

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم
که شهیدان که‌اند این همه خونین‌کفنان
پیر پیمانه‌کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان‌شکنان
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
از روز نخست که آدم و حوا(ع) از میوه آگاهی ممنوعه خوردند و از بهشت برین بر مهد زمین هبوط کردند و سپس دلیل پیدایش هابیل و قابیل شدند، (حسد) گویی ارمغان عالم کثرت بود، قابیل، هابیل را کشت بدین ادعا که چرا خداوند قربانی تو را پذیرفت و قربانی من قبول نشد. و از همان آغازین سال های تاریخ پیدایش انسان، زمین به دو قطب «قابیلیان» و«هابیلیان» تقسیم شد. قوم هابیل که طرفدار حقیقت و خیر و مهربانی و زیبایی بودند و قوم قابیل که خواستار دروغ و شر و ظلم و خودخواهی و منفعت طلبی  بودند، چه دخترانی که توسط این قوم سفاک در دوره جاهلیت زنده به گور شدند. چه کودکانی که در غزه مظلومانه کشته شدند. و چه کودکان معصومی  که در میهن عزیزمان ایران، در شهر میناب از جفای این جاهلان سفاک به خون خویش درغلتیدند. جاهلانه خود را در مسند شاهی می بینند   و قتل عام بشریت را حق مسلم خود می دانند. چه مردان و زنان و خوبانی که مظلومانه توسط این جاهلان سفاک شهید شدند. پیامبران بزرگ اما چون حضرت موسی(ع)،حضرت مسیح (ع) و حضرت محمد(ص) مبعوث شدند تا پرده‌های جهالت و خام اندیشى و خودخواهی را بدرند و انسان را به مرحله کمال رحمانی‌اش برسانند. 
بسان کودک معصوم خفته  در راهی
دلم برای خودم تنگ می شود گاهی ( 1)
هبوط گاه خداحافظی نبود ای دوست
هبوط وقت سلام است و گاه آگاهی
هزار کودک معصوم کشته شد امروز
دریغ از دل عالم به گفتن آهی
دریغ و درد ز بی حاصلی و بی دردی
فغان و آه ز خودکامگی و خودخواهی
شود سر همه خوبان لگد خورد نامرد
چو جاهلی بنشیند به مسند شاهی
1- (این مصرع برگرفته از مضمون شعر استاد محمدعلی بهمنی است.)