روزنوشت جنگ(۴)
خون بچههای مدرسه میناب «فریاد» شد
معاون سردبیر
سلام بچههای دبستان «شجره طیبه» میناب؛ سلام «هنا دهقانی»، «زهرا بهرامی»، «آتنا چملی نژاد»، «فاطمه درازهی»، «مهدیس نظری» و بقیه 162 دوست و همبازی این مدرسه که نهم اسفندماه به دست دشمن دژخیم به شهادت رسیدید. تن خاکی شما از این جهان پرغوغا رفت، اما غوغای شهادت مظلومانه شما پژواکی بزرگ در این جهان یافته است.
خون شما آنقدر پاک و شهادت شما آنقدر مظلومانه بود که این جهان با همه ناسازیاش نتوانست آن را نادیده انگارد. شما از سیاست و جنگ هیچ نمیدانستید و بیآلایش و معصومانه زندگی میکردید. همین بیآلایشی و معصومیت گریبان دشمنان شما را گرفت و دامن قاتلان شما را رها نمیکند. آنقدر بزرگ نشده بودید که این شعر را بخوانید یا بفهمید، اما آنچه بعد از شما اتفاق افتاد، بی شباهت به این شعر نبود که «مردی چنگ در آسمان افکند/ هنگامی که خونش فریاد و دهانش بسته بود» بله بچه ها! خون پاک شما فریادی شد؛ فریادی کرکننده که ناشنواترین گوشها هم آن را شنیدهاند.
آن دو موشک تاماهاوک دشمن آمریکایی که مدرسه شما را هدف گرفت؛ خصوصاً موشک دوم که وقتی در نمازخانه پناه گرفته بودید، پناهگاه شما را هدف گرفت، سند ناپاکی دشمن شما پاکان شد. آن جنایت آنقدر فجیع و زشت بود که امنیت سیاسی و روانی دژخیمان و دشمنان شما و این سرزمین را گرفته و آنان را رسوای ابدی تاریخ کرده است.
فکرش را بکنید! رئیسجمهوری آمریکا که ارتش متجاوز کشورش با دستور او به کشور و شهر و مدرسه شما حمله کرد، همیشه ادعا می کرد رئیسجمهوری صلح است و باید نوبل بگیرد. حالا با جنایت مدرسه «شجره طیبه» میناب، ننگ و نفرینی دامن او را گرفت که تا همیشه تاریخ رهایش نخواهد کرد. به جای نوبل صلح، سند تاریخ او را با چنین جنایتی خواهد شناخت. ترامپ هر روز یک جور حرف میزند. این سرنوشت بقیه مقامات امریکا هم هست.
خبرنگاران رسانههای جهان دست از سر این آقا و مقامات آمریکایی برنمیدارند. در هر نشست خبری، اسم شما و مدرسه و شهر شما را تکرار میکنند و از این دژخیمان میپرسند: «چرا به مدرسه شجره طیبه میناب دو موشک تاماهاوک شلیک کردید؟» این تکرار نام شما، یعنی تکرار رسوایی آنان.
بچهها! هیچ کس ادعاهای این دشمنان را باور نمیکند. مگر میشود ارتشی که مدعی داشتن آخرین و بهترین فناوریهای نظامی است، نتواند یک مدرسه را از یک پایگاه نظامی تشخیص دهد؟ واقعاً نتوانستند بفهمند بچههای 7 تا 9 ساله سرباز نیستند؟!
بچهها! داغ شما اینقدر سنگین است که نمیتوان به سادگی از آن کنارش گذشت. هذیانگویی رئیسجمهوری آمریکا به اندازهای است که یکبار ادعا کرد این تجاوز کار ارتش جنایتکار آمریکا نبود، بعد ادعا کرد حمله با موشک تاماهاوک صورت گرفت، اما ایران هم تاماهاوک دارد.
بچه ها! شما که نمیدانید تاماهاوک چیست. تاماهاوک پیشرفتهترین موشک کروز است که فقط آمریکا و چند کشور دیگر آن را دارند. این ادعای ترامپ آنقدر مسخره بود که چند ساعت بعد «چاک شومر» رئیس دموکراتهای کنگره آمریکا دروغ بودن آن را نشان داد و در کنگره آمریکا گفت، «ایران موشک تاماهاوک ندارد دونالد ترامپ!»
این حرف «شومر» لزوماً از سر انساندوستی نبود. چاک شومر هم بخشی از دستگاه حاکمه کشوری است که در دشمنی با سرزمین ما به هر کاری دست زده و آخرین کار، همین تجاوز به سرزمین ما و شهادت شماست. دلیل این حرف چاک شومر هرچه باشد، نشان میدهد رئیسجمهوری دژخیم آمریکا نمیتواند به سادگی و با دروغ خود را از شرمساری تاریخی این جنایت مبرا کند. دیروز «جورجا ملونی» نخست وزیر ایتالیا هم در سنای این کشور گفت «از طرف دولت ایتالیا، قتلعام دختران مدرسهای در میناب را محکوم و با خانوادههای قربانیان نوجوان در این حادثه ابراز همدردی میکنم و خواستار تعیین سریع مسئول این فاجعه هستم.» بله! شما نمیدانستید «سنا» چیست! البته خانم ملونی سیاسیبازی کرد. زیرا اسمی از مسئول این جنایت، یعنی دشمن آمریکایی و اسرائیلی نبرد، درحالی که رسانههای آمریکایی مثل «نیویورک تایمز» و «سیانان» یا «بیبیسی بینالمللی» تأیید کردند که کار ارتش دژخیم آمریکا بود.
میبینید بچهها! چه دنیای عجیبی است!
بچهها! دشمن ما و قاتل شما، آنقدر رسوا شده که دستوپا زدنهای بیهودهاش نخواهد توانست رنگ این خون را از دست و چهرهاش پاک کند. او برای همیشه شرمسار تاریخ خواهد ماند.
شما حتماً بچههای صبوری بودید؛ بچههای شرجیهای طولانی، بچههای دریا و خلیج فارس، بچههای آفتاب سوزان و خنکای اندک غروب، بچههای آفتابسوختگی در بازیهای کوچههای داغ میناب. به قول شاعر، شما دختران دشت و شبنم و مه بودید: «دختران دشت!/ دختران انتظار!/ دختران امید تنگ/ در دشت بی کران/ و آرزوهای بی کران/ در خلقهای تنگ! ... دختران رفت وآمد در دشت مه زده/ دختران شرم، شبنم، افتادهگی، رمه!»
این شعر، زندگی شما بود بچهها! اما برای این که به شما بگویم بعد از شما، زندگی ما چگونه خواهد بود و ما چه کار خواهیم کرد، باید به بخش دیگری از همین شعر اشاره کرد: «بین شما/ بگویید! بین شما کدام/ صیقل می دهید/ سلاح آبایی را/ برای روز انتقام؟» بچههای مدرسه «شجره طیبه» میناب! ما قلب خود را برای فرارسیدن روز خونخواهی شما صیقل میدهیم.

