در حافظه موقت ذخیره شد...
گنجینهای برای آیندگان
روایت بزرگترین تحریف و انحراف عالم در مردی از جنس نور
آنچه خواندید بخشی از دیالوگ سلیمبن قیس در فیلمنامه «مردی از جنس نور» از دیگر آثار سیدمهدی شجاعی در مورد حضرت علی (ع) و مرتبط با دیگر معصومین (ع) است. و کتابی که سلیم از آن سخن میگوید کتاب «اسرار آل محمد» است که با جانفشانیها و ازخودگذشتگیهای سلیم به دست ما رسیده است.
سلیمبن قیس هلالی، شخصیتی محبوب و معتمد برای چهار تن از ائمه ما شیعیان بوده است. و کتابی که او به سختی به دست ما رسانده، در تاریخ تشیع از چنان اهمیتی برخوردار است که خواندن آن به همه شیعیان، توسط امام معصوم توصیه شده است. ماجرا از این قرار است که حاکم عراق، حجاج بن یوسف، که به خونخواری و سبعیت شهره است، به تمام مامورها دستور داده که سلیم را تا هرکجا که رفته تعقیب کنند و او و گنجینه مهمی را که همراه دارد، دستگیر
و معدوم کنند.
اما سلیم موفق میشود قبل از مرگش، کتاب را به دست یک فرد امین، ادیب و معتمد به نام «اَبان» برساند.
نکته جالب اینکه اَبان ایرانی است و قبل از آمدن سلیم بارها او را در خواب دیده است، هر بار با تحفهای، با قطعهای نور در دست و... در بخشی از کتاب، در یکی از تعقیب و گریزهای مأموران و سلیم میخوانیم: «سلیم یادداشت را به او می دهد و او میستاند و بر چشم میگذارد. مامور1: بیخود نبود که ما را از مواجهه و مکالمه با شما پرهیز میدادند، کیمیایی که در دست شماست، مسهایی ناخالص را هم به طلا بدل میکند./ سامان: (به فرزان) دیدن این چشمهها حسرت ندیدن آن چشمهآفرین را هزار چندان میکند. فرزان: خدای را به همین جرعه ها هم سپاس./ مأمور1: (به سلیم) اکنون که در حال مراجعتیم، یک سوال میتوانم بپرسم؟/ سلیم: (با مهربانی) بپرس./مأمور1: آن کتاب همراه شما چیست که آنان را آنچنان نگران و وحشت زده کرده است؟/ سلیم: کتاب، قطعهای از حقیقت عالم است. حقیقتی که آنان تحریفش کرده و واژگونهاش جلوه دادند و ... از همین میهراسند.» در طول داستان درمییابیم که اَبان را سلمان فارسی به سلیم معرفی کرده است و دیدار این دو از صحنههای جذاب فیلمنامه
است.
دیدار سلیم برای اَبان بسیار مغتنم است چرا که پاسخ بسیاری از سوالاتش را میگیرد و بسیاری از ابهاماتش برطرف میشود و در مییابد که فطرتش به او درست گفته بوده که جنس آن سپاهی که به ایران یورش آورده بوده با جنس پیام آوران اصلی بسیار متفاوت بوده است و وصی و وارث اصلی پیام از دید آنها پنهان مانده بوده است. وقتی اَبان حیرت میکند از این همه بی خبری مسلمانان در مورد حضرت علی (ع)، سلیم میگوید:« هیچ روزی نبود که پیامبر، شأن و جایگاه و منزلت علی را به مردم
یادآور نشود.»
یک روز میفرمود:« نسبت علی به من، نسبت هارون است به موسی که برادرش بود و وصی و جانشینش.» یک روز میفرمود:«علی محک، ملاک و میزان حقیقت است.» یک روز میفرمود: علی به منزله کعبه است که باید طواف شود نه طواف کند. یک روز میفرمود:« دشمن علی، دشمن من است و دشمن من، دشمن خداست.» یک روز میفرمود علی را جز منافقین دشمن نمیدارند و جز مومنین به دوستی برنمیگزینند.

