یادداشت سیدمحمد حسینی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی:

تعامل سازنده با ۱۰ دولت و ۶ رئیس‌جمهوری

شهادت سید و سالار شهدای انقلاب، رهبر حکیم، مقتدر و فرزانه انقلاب را خدمت همه دوستداران و دلدادگان مکتب و مرام حسینی امام خامنه‌ای قدس سره، تسلیت عرض می‌کنم. الحق که پس از عمری مجاهدت خالصانه در راه خدا و خدمت به مردم و دفاع از مظلومان و جبهه مقاومت، سزاوار نبود که این شخصیت جامع‌الاطراف و بی‌بدیل در بستر بیماری چشم از جهان فرو بندد.
 از دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی که مرتب سر و کارش با زندان و آزار ساواک و تبعید بود، شوق شهادت داشت و مصداق «و منهم من ینتظر» بود و ۴۴ سال قبل نیز در۶ تیر ۱۳۶۰ تا یک قدمی شهادت پیش رفت اما تقدیر این بود که جانبازی سرافراز بماند تا پس از امام خمینی رحمة‌الله علیه سکاندار و پرچمدار انقلاب اسلامی شود.
هر چند که شهادت آرزوی این حکیم الهی بود اما نه تنها ملت ایران بلکه مسلمانان و آزادیخواهان جهان سوگوار این مصیبت جانگداز شدند و نفرت و انزجارشان نسبت به سردمداران کفر و استبداد بویژه ترامپ جنایتکار و نتانیاهوی سفاک چندین برابر شد و به یاری خداوند این اندوه و غم تبدیل به عزم و اراده پولادین و مشت‌های گره کرده برای خونخواهی از قاتلان قسی القلب خواهد شد.
 قبل از پیروزی انقلاب در تابستان ۵۷، زمانی که حضرت آقا به همراه حاج آقا راشد یزدی و حجتی کرمانی در ایرانشهر تبعید بودند، این افتخار را داشتم که به همراه سه نفر از دوستان، سفری به قصد زیارت این روحانی فاضل، مبارز و پیرو امام خمینی به ایرانشهر در آن هوای گرم و تفتیده داشته باشیم.‌
همان دیدار و موانست چند ساعته سبب شد که نه یک دل بلکه صد دل، دلداده و شیدای شخصیت با صلابت، سلوک و مرام با فضیلت ایشان بشویم ‌و گذشت ۴۷ سال از آن آشنایی نه تنها ذره‌ای از اخلاص و ارادت به آن مرد خدا را کاهش نداد بلکه هر چه زمان گذشت و زوایای افکار و رفتار ایشان آشکارتر شد، عشق و علاقه به وی نیز بیشتر و بیشتر شد و این محبت به‌خاطر مجموعه‌ای از خصال ارزنده از جمله «ایمان» و «عمل صالح» بود که خداوند چنین مقرر داشته: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل الرحمن ودا.»
و این مودت و شیفتگی مختص کسانی نیست که از نزدیک توفیق حضور در محضر این عبد صالح را داشته‌اند بلکه بندگان شایسته‌ای که هزاران کیلومتر فاصله داشتند و هرگز مجال دیدار وی را هم نداشتند با فطرت پاک خود مجذوب کمالات و مکارم اخلاقی‌اش شده بودند. تبیین ابعاد شخصیت قائد اعظم امت اسلامی در این مجال اندک حکایت گنجاندن بحر در کوزه است که میسر نیست لذا صرفاً به یکی دو نکته که مد نظر دوستان بود اشاره می‌کنم و آن تعامل سازنده با ۱۰ دولت و ۶ رئیس ‌جمهوری در دوره امامت و رهبری انقلاب اسلامی بود.‌ دولت‌هایی با تفکرات سیاسی و سلائق متفاوت که کار کردن با آنها شرح صدر، سعه وجودی و تحمل بالایی می‌طلبید. این صبر و بردباری در عین هدایت و راهبری کاری بس دشوار بود که رهبر خبیر و بصیر انقلاب با حلم و بردباری در عین قاطعیت و پیشگیری از انحرافات اساسی، موفق به انجام آن شد که روایت تفصیلی، پیچیدگی و ظرافت آن اگر مکتوب شود، منبع ارزشمندی برای چندین واحد درسی برای دانشجویان رشته‌های حکمرانی و مدیریت، آن هم به شکل کاربردی می‌شود. نکته دیگر پیوند زدن بین حکمت، عزت و مصلحت در سیاست خارجی بود که در آغاز طرح آن، از سوی برخی صاحب نظران و کارشناسان بعید جلوه می‌کرد اما با گذشت زمان و هدایت و نگاه دقیق و تیزبین این زعیم الهی معلوم شد که اگر فهم درستی از موضوع و عزم جزمی برای اجرایی شدن وجود داشته باشد، نه تنها تحقق این ایده میسر و ممکن است بلکه می‌تواند الگو و الهام بخش برای دیگران باشد. از درگاه ایزد منان مدد می‌طلبیم که بتوانیم اندیشه و مکتب پیر پارسای انقلاب در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را نصب العین قرار دهیم و با یاری‌رسانی و پیروی از خلف صالح معظم له که بزودی تعیین می‌شود با وحدت و انسجام از پیچ تاریخی فرارو با سلامت عبور کنیم و بر عزت و عظمت ایران و ایرانی بیفزاییم تا فردای قیامت شرمنده شهیدان والامقام نباشیم.