رهبری فرهنگی
مرتضی جوادیآملی، سید صادق موسوى، رضا اسماعیلی و علیرضا قزوه در یادداشتهایی برای «ایران» ابعاد ادبی و فرهنگی شهید آیتالله خامنهای را بررسی کردند
حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای رهبری جامعالاطراف با وجوه و ابعاد مختلف بودند. اگر چه در زمان حیات شاید عموم مردم بیشتر با وجهه رهبری سیاسی و مذهبی ایشان آشنا بودند اما پس از شهادت مظلومانهشان شایسته است به ابعاد فرهنگی و معرفتیشان توجه بیشتری شود و این وجوه از شخصیت ایشان بیشتر در حوزه عمومی مطرح شود. آیتالله خامنهای با حوزه شعر و ادبیات مأنوس بودند و همواره به مطالعه رمان و داستان علاقهمند بودند و بسیاری از رمانها و داستانهای معتبر دنیا را مطالعه کرده بودند، عمیقاً دغدغه گسترش زبان فارسی را داشتند، حتی به نقد کتابهای ادبی و شعر هم میپرداختند و با بسیاری از شاعران، نویسندگان و روشنفکران زمانه در ارتباط بودند. صاحبنظران ادبی و حوزوی در یادداشتهایی به برخی از ویژگیهای شاخص و یگانه ایشان در حوزه ادبیات و فرهنگ پرداختهاند.
قافلهسالار مقاومت
یادداشت کوتاهی به مناسبت شهادت رهبری معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای (قدس سره)
مرتضی جوادیآملی
رئیس بنیاد بینالمللی علوم وحیانی اسراء و استاد حوزه علمیه قم
مِّنَ ٱلمُؤمِنِینَ رِجَال صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَّن قَضَىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَّن ینتَظِرُوَمَا بَدَّلُواْ تَبدِیلا شهادت افتخارآفرین رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای (قدس سره) به حق ثلمهای جبرانناپذیر به اسلام و امت اسلامی به شمار میآید؛ رهبری که قریب چهل سال، تمام سعی و تلاش خود را در جهت اعتلای کشور و نظام اسلامی مصروف داشته و لحظهای در این مسیر فکری و فرهنگی تردید و درنگ به خود راه نداده و همواره بر این باور بوده که تنها راه فتح و ظفر، مقاومت، ایستادگی و پایمردی در راه دین و ارزشهای آن است.
بحق میتوان این شخصیت کمنظیر را که تمام مدت عمر پرثمر خویش را در مسیر اجتهاد و فراگیری علوم الهی و نیز نشر و گسترش آن و نیز پایمردی و مقاومت در جهت تحقق آن داشته و در این راه بیوقفه و خستگیناپذیر جهاد نموده و تا آخرین نفس بر این راه پرخطر اصرار داشته، از ماندگاران عرصه دین، علم و سیاست برشمرد. او با اقتدا به امام خمینی (رحمةاللهعلیه) پا در رکاب انقلاب نهاد و همه سعی خود را در برپا داشتن مکتب آن فقیه مجاهد و حکیم روشنبین صرف نموده تا مسیری که مؤسس و معمار این مکتب انقلابی تأسیس نمودند، همچنان ادامه یابد. ایشان در این رابطه، یک امت را با خود همراه کرده و با شیوه عشق و محبت، راهبری این امت را به دست گرفتند. اداره و تدبیر کشور بزرگ، بلکه امت عظیم ایران اسلامی که گستره وجودی آن سرتاسر جهان فکر و فرهنگ را فرا گرفته، تنها از شخصیتی امکانپذیر است که از نظر فقهی، علمی و فرهنگی در تراز انسان کمنظیری است که بحق میتواند بدون کمترین کاستی به همه جوانب آن پرداخته و در جهت رشد و بالندگی آن از هیچ تلاشی فروگذار ننماید.
اکنون پس از سیوهفت سال مجاهدت و تلاش بیوقفه، نتایج و آثار گرانسنگی از خود بجا نهاده که میتواند از نظر فکری و فرهنگی تراث گرانبهایی برای امت اسلامی محسوب شود. بدون شک تاریخ چنین چهرهای که در ابعاد مختلف فقهآموزی، علماندوزی، هنرپروری، سیـاسـتـمـداری، تــــوســعهنــگــری، وطندوستی، مقاومسازی ملت و سایر شئونات کشور صاحب سبک و مرام بوده از یاد نبرده و مقتدایی برای خویش میشناسد. دشمنان خبیث، آلوده و هرزه آمریکایی و اسرائیلی، اکنون با یک امت و یک مکتب انقلابی و سراسر مقاومت به پا خاسته و به جا مانده از وی روبهرو بوده که همواره آسایش و آرامش را از آن گرفته و دیگر اجازه سلطه و سیطره جهانخواری را به آنان نخواهد داد. از درگاه پروردگار خواستاریم بر درجات عالیه آن رهبر سختکوش و دلسوز افزوده و مسیر سراسر مقاومت و ایستادگی در مقابل مستکبران و سلطهجویان غارتگر را که امانت و توصیه مؤکد او بوده، همواره مفتوح و باز نگه دارد. والسلام علیکم
ورحمةالله.
حکیم ادیب
بزرگداشت شعر و ادب فارسی و تکریم شاعران توسط امین شعر انقلاب
رضا اسماعیلی
شاعر و منتقد ادبی
با عرض تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت رهبر فرزانه انقلاب، به انگیزه نزدیک شدن به نیمه ماه مبارک رمضان و ایام ولادت کریم اهل بیت(ع)، با یاد و خاطره آن مجاهد نستوه، چند سطری را قلمی و تقدیم میکنم. اشتیاق زایدالوصفی که اهالی شعر و ادب هر سال برای حضور در برنامه سالانه دیدار رهبری داشتند، از عشق و ارادت قلبی جامعه ادبی به رهبری و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حکایت دارد. از منظری دیگر، این شور و اشتیاق حکایت از آن داشت که جامعه ادبی ما به مقام معظم رهبری تنها بهعنوان یک عالم دینی و رهبر سیاسی نگاه نمیکردند؛ بلکه علاوه بر همه اینها، مقام معظم رهبری را در کنار سایر فضایل و کرامات، بهعنوان ادیبی دقیقهیاب (نکتهیاب) و منتقدی تیزبین میشناختند که درک محضر و بهرهمندی از نقدهای عالمانهاش را در ارتقای کیفی آثار ادبی خود مؤثر میدانستند. بهراستی نیز برای جامعه هنری و ادبی ما باعث مباهات و افتخار بود که رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی، شخصیتی عالم، هنرمند، ادیب و صاحب تألیفات علمی و فرهنگی فراوان بود؛ شخصیت بیبدیلی که بیش از هر نویسنده و شاعری بر هنر و ادبیات احاطه و اشراف داشت و بیش از هر شاعر و نویسنده حرفهای، رمان و داستان و شعر خوانده بود. اشراف و تسلط مقام معظم رهبری به ظرایف و دقایق هنر و ادبیات معاصر، گاهی باعث شگفتی و غبطه اصحاب فرهنگ و هنر میشد! اینکه هیچ رمان و مجموعه شعر تازه منتشرشدهای از نگاه تیزبین مقام معظم رهبری با همه مسئولیتها و مشغلههای سیاسی و اجتماعی به دور نمیماند، بهراستی نیز جای شگفتی داشت. توجه به این دقیقه که رهبر فرزانه انقلاب با بزرگواری تمام، بخشی از وقت خویش را در طول سال به دیدار با استادان شعر و ادب و شاعران اختصاص میدادند، حاکی از ادبپروری و شعردوستی ایشان بود. در زمان حیات طیبه مقام معظم رهبری آرزو میکردم که ای کاش سایر مسئولان فرهنگی نیز از سیره عملی رهبر فرزانه انقلاب، تکریم و تجلیل شایسته از اصحاب شعر و ادب را میآموختند. یکی از نکات شاخص این دیدارها، بحث تکریم شعر و شاعران بود؛ چراکه اینگونه دیدارها به نوعی بزرگداشت شعر و ادب فارسی و تکریم شاعران معاصر محسوب میشد. امین شعر انقلاب، در یکی از دیدارهایی که با اهالی شعر و ادب داشتند، در این خصوص فرموده بودند:«یقیناً تقدیر و برجستهسازی شخصیت و خصوصیات برجستگان ما، کمک میکند به اینکه جوانان ما، کسانی که استعداد و ظرفیت دارند، بتوانند حرکت کنند و پیش بروند. وقتی از شاعر تمجید میشود، نفس این، شاعرپرور است. شما میبینید در دورانهای گذشته شعرای بزرگی که مورد تشویق و تمجید حکام وقت قرار گرفتند، موجب شده در همان مجموعه کسان زیادی شاعر و نکتهپرداز و مضمونساز به وجود بیاید؛ این چیز اساسیای است. بنابراین تشویق شاعران بزرگ و برجسته کردن شخصیت آنها کمک میکند به پیشرفت ادبیات و شعر.» (بیانات رهبری در دیدار اعضای ستاد برگزاری همایش نکوداشت استاد مشفقکاشانی، ۲۱/5/۱۳۹۲) اینکه هر ساله بالاترین مقام کشور، یعنی مقام معظم رهبری، زمانی را در نظر میگرفتند که دیداری صمیمانه با شاعران معاصر و انقلاب اسلامی داشته باشند، نشاندهنده این مسأله بود که در نظام جمهوری اسلامی، شعر و ادب پارسی دارای جایگاه رفیعی است و شاعران بهعنوان پیامبران حقیقت و ارزشهای انسانی و اسلامی، در نظام جمهوری اسلامی عزیز هستند. دومین کارکرد دیدارهای مقام معظم رهبری با شاعران، تقویت تعامل بین شاعران معاصر و شاعران انقلاب بود. رهبر انقلاب خود در این خصوص فرموده بودند:«بسیار لذت بردیم امشب از این جلسه صمیمی و میدانم در جلسه هستند دوستان شاعر متعددی که زبان شعری خوب و طبع روان و سابقه فراوانی دارند. هم ما دوست داشتیم از آنها بشنویم و هم خود آنها شاید دوست داشتند که شعر بخوانند؛ منتها وقت محدود است و توفیق ما کم. این جلسه هم در واقع جلسهای نمادین است.» (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با شاعران، رمضان ۱۳۶۸)
در این دیدارها، شاعران شاخص از تمام استانهای کشور حضور داشتند و همدیگر را ملاقات میکردند. از این منظر، این برنامه به تقویت تعامل بین جامعه ادبی کشور کمک میکرد. از سوی دیگر یکی از برکات دیدارهای سالانه رهبری با شاعران، این بود که باعث پویایی و بالندگی بیشتر ادبیات شده و شاعران برای خلق و آفرینش آثار فاخر ادبی انگیزه بیشتری پیدا میکردند.
سلام و درود خدا بر بزرگمردی که بهراستی و درستی مصداق راستین این کلام قدسی بود که «إنما الحیاة عقیدة و جهاد.» والسلام
جانش را نذر مردم کرد و رفت!
علیرضا قزوه
شاعر
به اعتقاد من پیر و رهبر و سرور و آقا و امام ما را بیش از آنکه ترامپ و نتانیاهو به شهادت برساند جماعتی به شهادت رساندند که نادانسته و دانسته القابی ناروا به او دادند. کسانی که در همین حوالی ما در هیأت یک ناجوانمرد زندگی میکنند! ای کاش آنها بتوانند روزی به وجدانشان رجوع کنند و از این سید بزرگ حلالیت بطلبند! اینها برخیشان صد بار مقصرتر از احمقهایی چون ترامپ و نتانیاهویند. چرا که آنان در عالم تاریک خودشان محصورند اما اینها درهای نور را خود روی خویش بستند.
به سید ما و آقای ما گفتند سنگر هست و او گفت من چه فرقی با دیگر مردم دارم. بگذار مثل همین مردم باشم و در کنار آنها و مثل آنها زندگی کنم. آقای ما نه دنبال دنیا بود نه دنبال قصر و حتی خود و فرزندانش از خود خانهای هم نداشتند. چقدر دروغ درباره فرزندش نوشتند که فلان هتل را در فلان کشور دارد و این حقیقت را کسی نمیدانست که وقتی همین چند وقت پیش لوله خانه یکی از پسرانش گرفته بود و میخواست مبلغی در حد بیست سی میلیون خرج بازسازی کند حضرت آقا مخالفت کرد و گفت به همان تعمیر ساده بسنده کن! ای خدا ای خدا ای خدا، چه روزگاری است این شعر را الان بداهه گفتم برای سید شهیدمان:
در خدا، در خلق روزی خویش را گم کرد و رفت /جانی داشت آن را نذر مردم کرد و رفت /در نماز شب، دعای دست او بودیم ما با خدا از درد و داغ ما تکلم کرد و رفت/ گفت من از مردم و با مردم و در مردمم ناگهان صبحی شهادت را تبسم کرد و رفت/ جهان را با خروش و خشم خود بیدار کرد مثل دریایی خروشید و تلاطم کرد و رفت
بازخوانی نهجالبلاغه با محوریت اندیشه رهبر شهید
سید صادق موسوى
محقق و نگارنده کتاب «تمام نهج البلاغه»
با تسلیت شهادت رهبر بزرگ انقلاب اسلامى، حضرت آیتالله خامنهاى رضوانالله تعالىعلیه، موضوع شناخت شخصیت با عظمت امیرالمؤمنین علیه السلام باید از جنبه هاى مختلف بررسى شود، چون کسى که از لحظه آغاز نزول وحى الهى بر پیامبر اکرم صلىالله علیه وآله در غار حرا و «انک تسمع ما أسمع و ترى ما أرى إلاّ انک لست بنبی و إنک لوزیر»، یعنى آنچه را که من مىشنوم تو نیز مىشنوى، و آنچه را که من مىبینم تو هم مىبینى لیکن تو پیامبر از سوى خداوند نیستى اما تو وزیر من هستى، را از زبان شخص رسولالله شنیده، و این به معناى پایاپای بودن امیرالمؤمنین با رسولالله در به دوش گرفتن پرچم توحید و دعوت به دین مبین اسلام است، و این چنین شخصیتی که بسیار شباهت به هارون برادر حضرت موسى کلیمالله دارد، همانند ایشان با جامعهاى روبهرو شد که بعد از رحلت رسولالله «انقلب على عقبه» شد و پس از گذشت کمتر از ٣ ماه از بیعت در غدیرخم همان بیعتکنندگان از تعهد تکتک خود دست کشیده و مولاى خود را تنها گذاشته و تسلیم توطئهگران سقیفه شدند، و این مسیر دورى از وزیر رسولالله که وصى او نیز گردید همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه لعن و سبعلى جزء غیر قابلتفکیک خطبههاى نماز جمعه در تمام سرزمین پهناور اسلامى شد، و نام او از اذهان نسلهاى مسلمان محو گردیده و تنها همراه با بدنامى در یادها ماند. امروز براى شناخت حقیقت شخصیت امیرالمؤمنین باید تحمل سختىهاى فراوان نمود تا از لابهلاى کتابها و متون مختلف اسلامى آن را پیدا کرد، و کار بسیار بزرگ و ارزشمند سید شریف رضى رضوانالله علیه که نامش «نهج البلاغه» است کوششى براى نشان دادن چهره نورانى امیرالمؤمنین از منظر بلاغى به جهانیان بوده، و بحق کتاب ایشان آینه صاف براى نشان دادن تصویر چهره مولاى متقیان است، اما این کوشش قابل تقدیر شریف رضى همانطور که خود به تفصیل مسیر تألیف نهج البلاغه را در مقدمه آن کتاب بیان نموده، بالأخص که ایشان تأکید میکند کارش ناتمام مانده و صفحات سفیدى را در آخر هر فصل نگهداشته تا در صورت دسترسى به متنى جدید آن را در جایى که مناسب مىبیند اضافه کند، و نیز با عدم ذکر منابع و اسانید مگر در معدود موارد بهعلت اختصار و بعضى ملاحظات دیگر، متأسفانه این کتاب از سوى فقهای شیعه مورد استناد قرار نگرفته و از سوى مخالفین نیز مورد تشکیک در صحت انتساب قرار گرفته، و براى رفع این نواقص محققان گرانقدر تلاشهاى فراوانى کردند چه در مورد یافتن منابع و اسانید و چه در بُعد «استدراک» و اصافه آنچه شریف رضى ذکر نکرده، اما همچنان متن نهج البلاغه که در دسترس عموم جهانیان است از این دو کاستى برخوردار است، که با تأکید مقام معظم رهبرى حضرت آیتالله خامنهاى رضوانالله علیه اینجانب موفق به ورود به اقیانوس بیکران علوم علوى شدم، و علیرغم امکانات بسیار کم و متفرق بودن منابع در کتابخانههاى مختلف جهان اینجانب توانستم در نسخه هاى چهارگانه (النسخة المشروحه، النسخة الموثّقه، النسخة المُسندة، و النسخة المرجع) کتاب «تمامنهجالبلاغه» را در مدت بیش از ٢٨ سال و با مطالعه بیش از ٨٠هزار کتاب نگارش کنم، که همزمان منابع و اسانید را پیدا کرده و افتاده و انداختههاى شریف رضى رضوانالله علیه را با استناد به منابع مورد وثوق مذاهب مختلف اسلامى در جاى خود قرار داده، و نیز با ترتیب موضوعى و تاریخى خطبه و کلمات آن حضرت راه را براى دسترسى آسان محققان و خوانندگان و برداشت صحیح از آنرا هموار کند. خوشبختانه این کوشش از سوى مراجع عظام و علماى بزرگ و محققان گرانقدر و اساتید محترم دانشگاه مورد تقدیر و ترویج و استناد قرار گرفته، بلکه با صراحت حضرت آیتاللهالعظمى جوادى آملى حفظهالله موضوع عبور از «نهج البلاغه» سید رضى به «تمام نهج البلاغه» را در مقدمه کتاب خود بهعنوان «تحریر نهجالبلاغه» با صراحت مطرح نموده، و حضرت آیتالله العظمى مکارم شیرازى نیز این کتاب را توثیق کرده بلکه انتخاب کتاب تمام نهج البلاغه را بهعنوان کتاب سال پیشنهاد نمودهاند و حوزه علمیه قم نیز تمام نهج البلاغه را در سال ١٣٨٦ بهعنوان کتاب سال انتخاب و اعلام کرده است. اکنون که مصیبت بزرگ فقدان رهبر فرزانه انقلاب همنام علیبنابیطالب وارد شده بهطور حتم اهتمام بیشتر به آنچه مورد تأکید مکرر ایشان بوده یک امر لازم است و محقق کردن آرزوى دیرینه ایشان براى عاشقان و پیروان آن انسان والا مقام از ضرورت فزونتر برخوردار
است.

