«ایران» برکناری ساپینتو و نبود ثبات روی نیمکت آبی‌های پایتخت را بررسی می‌کند

سمفونی اسکناس‌سوزی در استقلال

گروه ورزشی / حذف استقلال از رقابت‌های آسیایی، بهای سنگینی برای آبی‌پوشان پایتخت داشت؛ بهایی که به برکناری ریکاردو ساپینتو، سرمربی پرتغالی این تیم، ختم شد. ریکاردو ششمین سرمربی است که در دوره مدیریتی علی تاجرنیا از کار برکنار می‌شود؛ آماری که به‌خودی‌خود گویای تعدد مشکلات در ساختار مدیریتی باشگاه است. اکنون هواداران استقلال، بار دیگر در انتظار معرفی سرمربی جدید تیم محبوب‌شان هستند؛ انتظاری که بیش از آن‌که با امید همراه باشد، با تردید و نگرانی گره خورده است.
اخراج ساپینتو چندان دور از ذهن نبود. مدیران باشگاه، از مدت‌ها پیش با این سرمربی پرتغالی دچار چالش‌های جدی شده بودند و زمزمه‌های برکناری او بارها در رسانه‌ها مطرح شد. با این حال، سرپرست مدیرعاملی باشگاه پیش‌تر هرگونه تلاش برای کنار گذاشتن ساپینتو را رد و بر حمایت کامل از سرمربی تیم فوتبال بزرگسالان تأکید کرده بود. اکنون اما، پس از حذف از آسیا، علی تاجرنیا با وجود مخالفت برخی اعضای هیأت‌مدیره، تصمیم به برکناری بی‌قیدوشرط او گرفت؛ تصمیمی که بیش از هر چیز، شائبه تصمیم‌گیری‌های مقطعی و واکنشی را تقویت می‌کند.
ابهام در انتخاب جانشین ساپینتو، نگرانی‌ها در اردوی آبی پوشان را دوچندان کرده است. آنچه از شواهد برمی‌آید، نشان می‌دهد مدیران استقلال هنوز به جمع‌بندی روشنی برای معرفی سرمربی جدید نرسیده‌اند؛ وضعیتی که خاطرات تلخ فصل گذشته را زنده می‌کند و زمینه نارضایتی هواداران را فراهم می‌آورد. شتاب‌زدگی در صدور حکم اخراج نیز می‌تواند تبعات فنی جبران‌ناپذیری به‌دنبال داشته باشد؛ تا آنجا که حتی شانس قهرمانی در لیگ برتر را تحت‌الشعاع قرار دهد و فرصت بهره‌برداری را در اختیار رقبا بگذارد.
از دیدگاه مالی نیز این تصمیم کم‌هزینه نخواهد بود. باشگاه ناگزیر است تمامی مبلغ قرارداد مربی پرتغالی و دستیارانش را به‌طور کامل پرداخت کند؛ رقمی که با توجه به جهش نرخ ارز، می‌تواند خسارتی سنگین بر پیکره باشگاه وارد سازد. در شرایطی که بسیاری از باشگاه‌های ایرانی با محدودیت منابع مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، تحمیل چنین هزینه‌ای بیش از پیش پرسش‌برانگیز است.
در چنین فضایی، پرسش اساسی برای صاحب‌نظران و کارشناسان این است که آیا این سبک تصمیم‌گیری می‌تواند استقلال را از بحران عبور دهد یا صرفاً بازتولید همان مشکلات مزمن فصل گذشته است؟ تجربه ورزش حرفه‌ای نشان داده ثبات در کادر فنی و اعطای فرصت منطقی به مربیان، بستر موفقیت را فراهم می‌کند؛ در مقابل، تصمیم‌های هیجانی و فاقد پشتوانه کارشناسی، نه‌تنها راهگشا نیست بلکه تمرکز فنی تیم را مخدوش می‌سازد و آسیب‌پذیری آن را افزایش می‌دهد؛ آن هم در آستانه دیدار حساس برابر مس رفسنجان.
تا همین چندی پیش، این باور وجود داشت که باشگاه‌های حوزه خلیج فارس با برکناری‌های مکرر مربیان، رکورددار بی‌ثباتی در فوتبال آسیا هستند. اکنون اما به نظر می‌رسد استقلال با تغییر هفت سرمربی در کمتر از دو فصل، نشان داده است که هنوز به مفهومی به نام ثبات و اعتماد به مربی باور ندارد. استمرار این چرخه معیوب، نه‌تنها آینده فنی تیم را در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد، بلکه سرمایه اجتماعی باشگاه را نیز فرسوده می‌کند؛ سرمایه‌ای که بازسازی آن به‌مراتب دشوارتر از تغییر یک سرمربی است.

 

حسن روشن پیشکسوت فوتبال در گفت‌و‌گو با «ایران»:
تداوم این روند منجر به افت استقلال خواهد شد

مهری رنجبر / حسن روشن، پیشکسوت باشگاه استقلال تهران، شرایط این مجموعه را اصلاً مطلوب نمی‌داند. او معتقد است در فوتبال روز دنیا پیش از هرچیزی روی بدنسازی و ریکاوری بازیکنان کار می کنند اما در فوتبال ما این موضوع جدی گرفته نمی شود. 
این پیشکسوت استقلال، تمام این ماجرا را به ضعف مدیریت  باشگاه، مرتبط می‌داند و بس. روشن حتی بسیار صریح درباره سرمربی استقلالی‌ها می‌گوید: «ساپینتو مربی کاردانی نیست  و باید برود.»

استقلال  فصل گذشته شش مربی عوض کرد و حالا نیز با وجود ۱۱ بازی تا پایان فصل و سه بازی در جام حذفی ـ در صورت صعود به فینال ـ دوباره صحبت از برکناری ساپینتو مطرح شده و باشگاه در پی جانشینی برای اوست.
به نظر من ساپینتو اصلاً مربی خوبی نیست. با سابقه‌ای که از او می‌شناسم ـ حتی قبل از آن‌که دو سال پیش به استقلال بیاید ـ این حرف را می‌زدم . او مربی درجه دو یا سه است؛ مثل برانکو که مربی نبود. در واقع فوتبال امروز با زمان ما تفاوت کرده است. اکنون هر سرمربی، چه در تیم بزرگ و چه در تیم کوچک، پیش از هر چیز روی بدنسازی کار می‌کند. در فوتبال امروز، بدنسازی و ریکاوری روحی و ذهنی بازیکنان حرف اول را می‌زند؛ همان نکته‌ای که برانکو با تکیه بر آن پرسپولیس را قهرمان لیگ کرد، اما پس از دو، سه قهرمانی در آسیا کم آورد. اما ساپینتو وقتی تیمش با یک گل جلو می‌افتد، پشتک وارو می‌زند و با گلی که دریافت می‌کند کاملاً فرو می‌ریزد؛ بنابراین شخصیت مربیگری ندارد. او از شاگردان کی‌روش است و از دستیارانش هم نظر نمی‌خواهد و صرفاً کار خودش را انجام می‌دهد. حالا هم بر این باورم که او باید برود.
برکناری ساپینتو و دستیارانش برای استقلال هزینه سنگینی خواهد داشت؛ گفته می‌شود این خسارت نزدیک به 165 میلیارد تومان است.
این پول از جیب مردم پرداخت می‌شود. مدیرعامل باشگاه در این فصل آمد و چند تیم ورزشی در رشته‌های کشتی، بسکتبال، هندبال و والیبال راه‌اندازی کرد و خود نیز مسئولیت همه تیم‌ها را بر عهده گرفت؛ در حالی‌ که باید برای هر رشته مدیری جداگانه تعیین می‌کرد و خود، نقش نظارتی و مدیریتی کلان را ایفا می‌کرد. همین مسأله ضعف مدیریتی را بیشتر نمایان کرد. ضعف مدیریت، بلای جان تیم‌های بزرگ فوتبال ایران شده است.

معمولاً کمیته فنی پیش از آغاز فصل فعالیت می‌کند، نه در اواخر فصل؟
کمیته فنی تشکیل می‌شود تا مربی و دستیارانش را انتخاب کند؛ اما کمیته فنی استقلال زمانی راه‌اندازی شد که مربی از پیش انتخاب شده بود. حالا اگر قرار باشد سرمربی تیم اخراج شود، کمیته فنی باید پس از بررسی، تصمیم‌گیری کند. در واقع آنها باید به مدیرعامل درباره مبلغ سنگینی که باید پرداخت شود هشدار دهند و این پرسش را مطرح کنند که چرا قرارداد به‌صورت یک‌طرفه بسته شده و هیچ بند بازدارنده‌ای در آن گنجانده نشده است. مانند دو سال پیش که اگر به دلیل محرومیت روی سکو نمی‌نشست، استقلال قهرمان نمی‌شد. البته کمیته فنی ساپینتو را نیاورده و با او قرارداد امضا نکرده است.

مدیران استقلال برای انتخاب سرمربی جدید تصمیم به تشکیل کمیته فنی گرفته‌اند؟
به نظر من مدیران استقلال در پی یافتن راه نجات تیم هستند؛ اما انتخاب کمیته فنی اصول و قواعدی دارد و با انتخاب‌های معمولی اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد.

جدای از گزینه‌های اروپایی، نام مهدی رحمتی و پیروز قربانی که هر دو سرمربی در لیگ برتر شاغل هستند برای جانشینی ساپینتو مطرح شده است. 
دقیقاً چند سال پیش چنین اتفاقی برای محمود فکری رخ داد؛ او حتی یک میلیارد تومان هم پرداخت کرد، اما در نهایت آبرویش رفت و از کار نیز بیکار شد. حتی اگر باشگاه قصد برکناری مربی را داشته باشد، باید ابتدا جایگزین مناسبی برای او بیابد. هنوز مسابقات اروپایی به پایان نرسیده که مربیان مطرح بتوانند بیایند؛ مگر آن‌که مربیانی در سطحی پایین‌تر از ساپینتو باشند که دلال‌ها معرفی می‌کنند. بخشی از این مسأله نیز به نبود نظارت از سوی سازمان لیگ بازمی‌گردد.

طبق عرف پیشکسوتان استقلال باید عضو کمیته فنی باشند، اما نام میرطاهری ـ استعدادیابی که در پرونده ماتزاری نیز بسیار درگیر بودـ به‌عنوان عضو کمیته فنی مطرح شده است.
من که ۴۰ یا ۵۰ سال است در استقلال حضور دارم، اصلاً او را نمی‌شناسم. وقتی فردی به تیمی تحمیل می‌شود، یعنی مسیر را اشتباه رفته‌اند. مدیریت باشگاه می‌خواهد کار را اصلاح کند، اما با این روش ممکن نیست. البته اعضای کمیته فنی هم نباید عضویت چنین فردی را بپذیرند. کمیته فنی فیلتر باشگاه است و در برابر هر اتفاقی مسئول خواهد بود.

با این شرایط، چه ارزیابی‌ای از استقلال دارید؟
تداوم این روند منجر به افت استقلال خواهد شد.  استقلال روزبه‌روز در حال افت است؛ مگر آن‌که همه دلسوزان باشگاه دست به دست هم دهند تا شرایط، به خاطر مردم، بهبود پیدا کند.

 

استقلال در گرداب تغییرات؛  هزینه‌های نجومی بی‌ثباتی مربیگری

 محمدرضا رحیم‌پور/ باشگاه استقلال از زمان تغییر مالکیت، شاهد چرخه‌ای بی‌پایان از تغییرات در کادر فنی بوده است. این باشگاه در یک سال اخیر با استخدام و اخراج هفت مربی، رکوردی بی‌سابقه را در بی‌ثباتی مربیگری به ثبت رسانده است.
جواد نکونام، سرمربی سابق استقلال، در مهر ۱۴۰۳ به دلیل اختلافات مدیریتی و نتایج متزلزل از سمت خود برکنار شد. غرامت فسخ قرارداد او حدود ۳۲ میلیارد تومان برآورد شد، مبلغی که می‌توانست در جهت تقویت تیم هزینه شود. پس از او، سهراب بختیاری‌زاده، کاپیتان سابق استقلال، دو بار به‌عنوان مربی موقت هدایت تیم را بر عهده گرفت. حضورهای کوتاه‌مدت او (هر بار حدود ۴ میلیارد تومان) اگرچه هزینه چندانی نداشت، اما نمادی از بی‌برنامگی در باشگاه بود.
باشگاه استقلال سپس سراغ پیتسو موسیمانه، مربی گرانقیمت اهل آفریقای جنوبی رفت و با او قراردادی به ارزش تقریبی ۱.۲ تا ۱.۳ میلیون دلار به امضا رساند. با این حال، نتایج ضعیف (۳ پیروزی در ۱۴ بازی) و عدم پرداخت مطالبات، منجر به فسخ قرارداد او شد. این رقم، به همراه مزایای مسکن و خودرو، نشان‌دهنده ایده‌ای شکست‌خورده روی یک مربی خارجی بدون پشتوانه کافی بود.
پس از جدایی موسیمانه، بختیاری‌زاده بار دیگر به صورت موقت به نیمکت استقلال بازگشت و سپس نوبت به بوژوویچ رسید که با قراردادی ۳۰۰ هزار دلاری اخراج شد. در ادامه مجتبی جباری سکان هدایت استقلال را بر عهده گرفت و این تیم را به قهرمانی جام حذفی رساند. در تیر ۱۴۰۴، ریکاردو ساپینتو، مربی پرتغالی که در فصل 1402-1401  نیز هدایت استقلال را بر عهده داشت، با قراردادی به ارزش ۸۶۴ هزار یورو به این تیم بازگشت. با این حال، عملکرد پرنوسان و شکست‌های سنگین، بویژه در رقابت‌های آسیایی، منجر به اخراج او شد. غرامت فسخ قرارداد ساپینتو، مبلغی معادل ۱۶۵ میلیارد تومان، یک فاجعه مالی برای باشگاه به شمار می‌رود. برآوردها نشان می‌دهد مجموع هزینه‌های این چرخه تغییرات در کمتر از یک سال‌ونیم، بالغ بر ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد تومان بوده و این در حالی است که باشگاه استقلال با بودجه هنگفت هلدینگ خلیج فارس، انتظار کسب عنوان قهرمانی را داشت، اما در عوض به حذف از رقابت‌های آسیایی و کسب رتبه‌های متوسط در لیگ بسنده کرد.
در حال حاضر مدیران باشگاه به دنبال جذب یک گزینه ایرانی برای هدایت تیم هستند (احتمال بازگشت بختیاری‌زاده یا گزینه‌هایی نظیر پیروز قربانی، ساکت الهامی و حتی تماس با نکونام مطرح شده است). اما سؤال اصلی اینجاست که آیا این‌بار ثبات به استقلال بازمی‌گردد یا این چرخه بی‌پایان تکرار خواهد شد؟

 

مدیران، دست از سر باشگاه‌ها بردارید
ورمزیار: انتخاب و برکناری ساپینتو اشتباه محض بود

پریسا غفاری/  استقلال تهران پس از ناکامی در لیگ قهرمانان آسیا ۲، تصمیم به ایجاد تغییر روی نیمکت خود گرفت. ساپینتو، سرمربی پرتغالی که در ابتدای تابستان به استقلال پیوست، در دومین حضورش در ایران هدایت تیم را در ۳۱ بازی بر عهده داشت و با ثبت ۱۳ پیروزی، ۱۰ تساوی و ۸ شکست، کارنامه‌ای پرفرازونشیب از خود بر جای گذاشت. اگرچه پیروزی‌های مهمی در لیگ برتر به دست آمد، اما ناکامی در رقابت‌های آسیایی و برخی نتایج غیرمنتظره، در نهایت به برکناری او ختم شد. صادق ورمزیار، پیشکسوت استقلال، درباره برکناری این مربی در گفت‌وگو با «ایران» می‌گوید:«همان‌طور که جذب ساپینتو اشتباه بود، برکناری او نیز تکرار همان اشتباه صددرصدی مدیران باشگاه است. توان و حد استقلال، با تیمی که مدیران بسته‌اند، همین است.» او معتقد است سرمربی پرتغالی همچنان می‌توانست استقلال را به جام برساند:«ساپینتو نقشی در عدم موفقیت تیم ندارد. شاید در مهره‌چینی ایراداتی داشت و باید استفاده بهتری از داشته‌هایش می‌کرد، اما اینکه او را کنار بگذاریم و فرد دیگری را بیاوریم، قطعاً اشتباه بزرگی است. هجمه‌ها نباید متوجه ساپینتو می‌شد؛ فشار باید بر کسانی وارد شود که این تیم را بستند؛ افرادی که اردوی بیهوده‌ای در ترکیه برگزار کردند و موجب مصدومیت بازیکنی مانند ماشاریپوف شدند. هر مربی دیگری هم بیاید، وضعیت بدتر از این خواهد شد. نفر بعدی، در صورت بروز هر اتفاقی خواهد گفت تیم را من نبسته‌ام و مسئولیت نمی‌پذیرد و در نهایت تنها نتیجه آن، پرداخت غرامت و هدر رفتن پولی است که از جیب من و شما می‌رود.»
 این پیشکسوت همچنین ابراز امیدواری می‌کند کمیته فنی بتواند تصمیم‌های بهتری اتخاذ کند:«باشگاه پس از برکناری، از کمیته فنی سخن می‌گوید، اما آیا همه اعضای آن از قدرت تجزیه ‌و تحلیل کافی برخوردارند؟ آنها باید پیش از عزل سرمربی، جانشین او را انتخاب می‌کردند، نه اکنون که استقلال ممکن است در آستانه کسب قهرمانی در لیگ و جام حذفی قرار داشته باشد.» ورمزیار در ادامه به ترکیب تیمی که توسط مدیران بسته شده است، اشاره می‌کند:«تیمی که قصد قهرمانی دارد، بازیکنانی مانند جنپو و نازون جذب نمی‌کند. آنها اساساً شباهتی به یک فوتبالیست حرفه‌ای ندارند. جنپو خمیده و دولادولا بازی می‌کرد و نازون از دادن پاس‌های ساده هم عاجز بود. تنها «آسانی» به کار تیم می‌آمد که قراردادش نیز بند فسخ داشت! ضمن اینکه باشگاه با بی‌تدبیری، سید حسین حسینی، یکی از بهترین دروازه‌بان‌های سال‌های اخیر را کنار گذاشت و آدان را با مبلغی بالا جذب کرد. اندونگ هم که عملکرد خوبی داشت، اجازه یافت تا جدا شود. 
پس چگونه می‌توان گفت تیم با کار کارشناسی بسته شده است؟» به باور این پیشکسوت فوتبال، مدیران تنها برای رفع تکلیف اقدام می‌کنند:«موفقیت یا عدم موفقیت یک مجموعه مستقیماً به مدیریت بازمی‌گردد. مدیریت در باشگاه یک مثلث سه ‌ضلعی است؛ مدیر، سرمربی و بازیکن. این مدیر است که دو ضلع دیگر را انتخاب می‌کند. به نظر من از ابتدا انتخاب‌ها اشتباه بوده و پول‌های زیادی هدر رفته است. در واقع پازل استقلال کامل نیست. بسیاری از کارها فقط برای رفع تکلیف انجام می‌شود. مدیران، آفت استقلال‌اند؛ مدیرانی که به هر طریق می‌خواهند در باشگاه بمانند و به کار خود ادامه دهند.» او در پایان تأکید می‌کند:«حذف تیم‌های ایرانی از لیگ آسیایی نشان می‌دهد در حال حاضر نه فوتبال باشگاهی و نه فوتبال ملی، قدرت سابق را ندارد. وقتی سپاهان و استقلال به تیم‌های درجه دو و سه آسیا می‌بازند، چه امیدی می‌توان به موفقیت در سطح ملی داشت. کاش برخی مدیران ناکارآمد فعلی باشگاه‌ها به صورت داوطلبانه  استعفا می‌دادند.»

 

سعید مراغه‌چیان، عضو هیأت امنای باشگاه استقلال در گفت‌وگو با «ایران»:
برکناری سرمربی چه نفعی دارد؟!

گروه ورزشی / سعید مراغه‌چیان، پیشکسوت تیم فوتبال استقلال، برکناری ساپینتو را عاقلانه نمی‌داند. به نظر او، ساپینتو نتیجه بدی نگرفته و نباید تغییری صورت گیرد:«در ۲۲ بازی، تیم اول باید ۶۶ امتیاز می‌گرفت، اما گل‌گهرِ صدرنشین با ۳۶ امتیاز، تنها یک امتیاز با سه تیم ۳۵ امتیازی تراکتور، استقلال و سپاهان اختلاف دارد. اگر اختلاف امتیاز زیاد بود، باز هم قابل قبول بود ولی نه این‌جوری؛ اینکه اصلاً فوتبال نیست. نمی‌گویم ساپینتو اشتباه ندارد، اما بازیکنان باید طبق سیستم او بازی را دربیاورند. بازیکنان باید در زمین باانگیزه کار کنند. از طرفی، 165میلیارد پول او و دستیارانش را می‌خواهند از کجا بیاورند؟»
وی در ادامه توضیح داد:«به نظرم بعید است هر مربی دیگری، چه ایرانی و چه خارجی به جای ساپینتو بیاید و تیم شرایط بهتری پیدا کند. باشگاه فکر می‌کند هر مربی‌ای که بیاید، می‌تواند بازیکنان را تغییر دهد، اما واقعاً مربی جدید قرار است چه‌ کار کند؟ من واقعاً نمی‌دانم مربی جدید چه نفعی برای تیم دارد. وقتی بازی می‌کردم، بعد از رفتن رایکوف و آمدن علی دانایی‌فرد، ما در چهار بازی آخر پیروز شدیم، اما قرار نیست این شرایط برای همه یکسان باشد. مگر وقتی ساپینتو آمد و محروم بود، بچه‌ها یک بازی خوب انجام ندادند و نبردند؟ پس بازیکنان باید کار کنند.» 
مراغه‌چیان با انتقاد از تشکیل کمیته فنی آن‌هم در حالی که چیزی به پایان فصل نمانده است، می‌گوید:«حالا که فصل رو به پایان است، تازه باشگاه می‌خواهد کمیته فنی تشکیل دهد. به نظر من کمیته فنی هم مثل هیأت امنا صوری است. بعضی از اعضای کمیته فنی پیشکسوت هستند، اما نمی‌دانم میرطاهری را از کجا آورده‌اند؟ استعدادیابی که رزومه فوتبالی ندارد. ما این کمیته فنی را که غیراستقلالی‌ها به آن رأی داده‌اند، قبول نداریم. اصلاً این کمیته به چه دردی می‌خورد؟ واقعاً نمی‌دانم مدیریت باشگاه دنبال چه چیزی است؟ »
به گفته عضو هیأت امنای باشگاه استقلال، باشگاه حتی برای حفظ بازیکنانش هم هیچ تدبیر درستی اتخاذ نکرده است:«وقتی اندونگ رفت، دیگر کسی نبود وسط زمین بجنگد. درست است که او پاس گل نداد، اما واقعاً وسط زمین می‌جنگید و این خیلی خوب بود. وقتی پنجره باشگاه بسته است و نمی‌تواند بازیکن جدید بگیرد، باید درباره حفظ بعضی از بازیکنان مثل رامین رضاییان تصمیم درستی می‌گرفت که نگرفت.»

 

تصمیمات عجیب و خسارت‌های هنگفت

امیرواعظ آشتیانی
مدیرعامل اسبق باشگاه استقلال

به نظر من بهتر است وساطتی صورت گیرد و ساپینتو به تیم بازگردد تا با حضور دوباره او، شوک لازم به مجموعه وارد شود.
در حال حاضر سه تیم تراکتورسازی، سپاهان و استقلال با دو بازی معوقه، ۳۵ امتیازی هستند و تنها یک امتیاز با گل‌گهر سیرجان ـ که دو بازی بیشتر انجام داده ـ فاصله دارند. بنابراین باید به این نکته توجه کرد که فاصله استقلال تا صدر جدول بسیار اندک است و با یک تساوی و یک پیروزی، می‌تواند به قهرمانی لیگ برتر برسد. تاکنون در لیگ ایران چنین جدول فشرده و کم‌سابقه‌ای را شاهد نبوده‌ایم و این از خوش‌شانسی‌های استقلال و پرسپولیس است که همچنان شانس رسیدن به جام را در اختیار دارند.
به دلیل ناکارآمدی مجموعه مدیریتی و فقدان نگاه حرفه‌ای، با برکناری ساپینتو دچار اشتباه شدند. پیش از جذب او باید به این مسأله فکر می‌کردند که احتمال بروز اختلاف وجود دارد. زمان حضور مجتبی جباری هم گفتم او را حفظ کنید، اما توجهی نکردند و در نهایت با مشکل مواجه شدند. استقلال در دوران مدیریت فتح‌الله‌زاده و در زمان سرمربیگری مرحوم ناصر حجازی نیز تجربه‌ای مشابه داشت؛ آن مرحوم در پایان هفته پنجم، تیمش در رده پنجم جدول قرار داشت، اما پس از برکناری او، استقلال فصل را در جایگاه سیزدهم به پایان رساند؛ یعنی اشتباه پشت اشتباه.
برکناری ساپینتو زمانی توجیه داشت که فاصله امتیازی ۷ یا ۸ امتیاز بود، اما اکنون هم جام حذفی پیش روست و هم شانس قهرمانی در لیگ وجود دارد. در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که این تصمیم بر چه منطقی استوار بوده است؟ آیا توجیهی فراتر از ناکارآمدی مدیریتی دارد؟ کسانی که هزینه‌های کلان انجام داده‌اند، آیا در برابر صرف این میزان از بیت‌المال پاسخگو هستند؟
سؤال من این است که پول غرامت ساپینتو چگونه پرداخت خواهد شد؟ دوستان با خیال راحت هزینه می‌کنند؛ زیرا برایشان خرج کردن مهم است، نه مدیریت سرمایه.
نمی‌دانم در زمانی که ساپینتو را برکنار کردند، چرا کلارنس سیدورف، مشاور خارجی باشگاه، پاسخی ارائه نمی‌دهد. گویی او را صرفاً در ویترین گذاشته‌اند. به نظر می‌رسد برخی بیشتر به دنبال نمایش هستند. بهتر است ساپینتو را حفظ کنند، زیرا هر فرد دیگری که بیاید با چالشی جدی روبه‌رو خواهد شد.
نکته مهم دیگر، تشکیل کمیته فنی پس از وقوع این اتفاق است. ابتدا سرمربی را اخراج می‌کنند، سپس کمیته فنی تشکیل می‌دهند و تازه به دنبال گزینه می‌گردند. این فرمول من‌درآوردی از کجا نشأت می‌گیرد، نمی‌دانم. البته به نظر می‌رسد مدیران باشگاه قصد دارند خود را پشت کمیته فنی پنهان کنند.

 

مدیریت باشگاه  شفاف‌سازی کند

مهدی پاشازاده
مربی فوتبال

مدیران فعلی باشگاه باید پاسخی صریح و روشن درباره علت برکناری ریکاردو ساپینتو ارائه دهند.
در هر فصل، از همان ابتدا مجموعه مدیریتی باید اهداف خود را مشخص و انتظاراتش از سرمربی را به‌طور شفاف اعلام کند. دو سال قبل که شاهد تیمی منسجم‌تر از استقلال بودیم، ساپینتو نتوانست خواسته‌های باشگاه را برآورده کند؛ پس چرا در فصل جدید دوباره با او قرارداد همکاری بستند؟ مگر مجتبی جباری عملکرد بدی داشت که او را کنار گذاشتند؟ علت برکناری شش مربی در یک سال چیست؟ اینها همه پرسش‌هایی است که باشگاه باید به هوادارانش پاسخ دهد، نه اینکه منِ پیشکسوت مجبور شوم درباره ناکامی‌های استقلال برای مردم شفاف‌سازی کنم.
کاش حداقل ابتدا گزینه جایگزین را انتخاب می‌کردید، سپس حکم به برکناری ساپینتو می‌دادید. آن‌قدر مشکلات استقلال در این 10 سال زیاد بوده که برکناری ساپینتو زیاد تعجب برانگیز نیست.
هر تغییری با خود ریسک به همراه دارد و ای کاش مدیران آبی‌پوش پایتخت به ما می‌گفتند دلیل این تصمیم چیست؛ عدم ثبات؟ ایراد فنی؟ درگیری؟ یا صدها مسأله دیگری که منِ استقلالی با آن درگیرم؟ کاش از ابتدا انتخاب درستی انجام می‌دادند تا تیم با بحران مواجه نشود. اکنون فکر می‌کنید با رفتن ساپینتو، تیم دچار مشکل نخواهد شد؟ حتی این احتمال وجود دارد که جام حذفی و قهرمانی لیگ را هم از دست بدهیم.
قبول دارم تصمیم‌گیری در باشگاه‌های بزرگ دشوار است و زیر ذره‌بین قرار دارد، اما آیا همین مدیریت نبود که بازیکنان خارجی درجه دو و سه را جذب کرد؟ شاید تنها بازیکنی که تا حدی به کار ما آمد یاسر آسانی بود؛ وگرنه سایرین چه عملکردی داشتند؟ انتخاب ساپینتو نیز در ادامه همان تصمیم‌های سخت و بحث‌برانگیز مدیریت قرار می‌گیرد. بنابراین تنها مدیریت باید پاسخگو باشد.