ضربه مهلک ناهماهنگی به تیم
ناصر ابراهیمی
مربی اسبق پرسپولیس
تیمهای پرسپولیس و استقلال، در کنار سپاهان، به دردی مبتلا شدهاند که اجازه ارائه نمایشی زیبا و باکیفیت را از آنها گرفته است. وقتی چند سالی است دلالان در لایههای مختلف این تیمها نفوذ کردهاند و بر ترکیب بازیکنان ایرانی و خارجی سایه انداختهاند، دیگر از دست سرمربی که در عمل تحتامر بازیکن قرار گرفته کاری برنمیآید. در چنین فضایی، اقتدار فنی فرو میریزد و تصمیمهای حرفهای جای خود را به مصلحتسنجیهای بیرونی میدهد. به نظر من، مدیریت باشگاه با تغییر وحید هاشمیان مرتکب اشتباه بزرگی شد. او پس از چند تساوی، تیم را بهتدریج به سمت روزهای بهتر هدایت کرده بود و نشانههای احیا در عملکرد تیم دیده میشد. اما تغییراتی که مدیریت پیشین اعمال کرد، فرصت بازسازی را از تیمی که میتوانست به ثبات برسد گرفت و روند رو به بهبود را نیمهکاره رها کرد. در حال حاضر نیز پیمان حدادی مدیری جوان است و از آنجا که تیم پیش از حضور او بسته شده، نمیتوان با قاطعیت بر کار مدیریتی او قلم قرمز کشید؛ با این حال، انتظار میرود در ادامه مسیر نشانههایی از اصلاح ساختار دیده شود.
در یک باشگاه حرفهای پنج اصل حیاتی وجود دارد؛مدیریت، امور مالی، سرپرستی، کار فنی مربیان و عملکرد بازیکنان. لغزش در هر یک از این ارکان، میتواند کل ساختار تیم را دچار آشفتگی کند. به نظر میرسد در میان پنج تیم برتر لیگ، دستکم یکی از این اصول در هر کدام دچار اختلال شده و همین مسأله از کیفیت کلی لیگ کاسته است؛ تا جایی که پرسپولیس با وجود قرار گرفتن در رتبه پنجم، همچنان شانس قهرمانی دارد. با این همه، این تیم به باور من اساساً در حد همین جایگاه و حتی پایینتر بسته شده و از ناهمسویی تفکرات و اهداف میان مدیریت و کادر تیمی ضربه میخورد. اوسمار نیز تا زمانی که تحت سلطه بازیکنان باشد، نمیتواند پرسپولیس را از بحران خارج کند. اقتدار فنی باید به نیمکت بازگردد و مرز میان تصمیم حرفهای و نفوذ بیرونی روشن شود. در نهایت باید گفت پرسپولیس به یک خانهتکانی اساسی نیاز دارد؛ خانهتکانیای که از ساختار مدیریتی آغاز شود و تا ترکیب تیم و فرهنگ حرفهای آن امتداد یابد، وگرنه چرخه فرسایش همچنان ادامه خواهد داشت.

