در حافظه موقت ذخیره شد...
امیر بعد از آزادی مشاوره رایگان روانشناسی میدهد
متهم به قتل در زندان دکتر شد
گروه حوادث: مرضیه همایونی/ پسر جوانی که به خاطر یک لحظه عصبانیت مرتکب قتل شده و ۱۵ سال از بهترین سالهای عمرش را در زندان سپری کرده بود، پس از بخشش و آزادی تصمیم گرفت در رشته روانشناسی ادامه تحصیل و به خانوادهها رایگان مشاوره دهد.
در انتظار قصاص
امیر 29 ساله که باورش نمیشد به خاطر پارک کردن خودرو مرتکب قتل شده باشد، با حضور پلیس دستگیر و پروندهای برای او در دادسرای شهرستان تربتجام - محل حادثه- تشکیل شد. با اعتراف وی و تکمیل تحقیقات، پرونده برای صدور حکم به دادگاه کیفری استان ارجاع شد. اولیای دم پرونده که پدر و مادر مقتول بودند، خواهان حکم قصاص برای امیر شدند و قضات دادگاه کیفری نیز اشد مجازات را برای او صادر کردند. با تأیید این حکم، پرونده برای اجرا به دادسرا ارسال شد اما در این میان پدر و مادر مقتول فوت کردند و این بار خواهران و برادران وی به عنوان اولیای دم وارد پرونده شدند اما آنها برای اجرای حکم قصاص امیر قدم پیش نگذاشتند و بدین ترتیب وی در زندان ماند.
تغییر مسیر زندگی
با گذشت 3 سال از این ماجرا، یکی از مددکاران زندان پیشنهادی به امیر داد که مسیر زندگیاش را تغییر داد. وی از او خواست به تحصیلش ادامه دهد. امیر که قبل از این حادثه دانشجوی سال آخر رشته روانشناسی در مقطع لیسانس بود، در زندان ادامه تحصیل داد و مدرک کارشناسی ارشدش را نیز گرفت و در مقطع دکترا نیز قبول شد. گرچه پسر جوان در این سالها درس میخواند اما بلاتکلیفی در اینکه چه اتفاقی برایش رخ خواهد داد و چه زمانی شمارش معکوس زندگیاش آغاز خواهد شد، لحظهای او را رها نکرد. تا اینکه با گذشت 15 سال از حبس، او نامهای به دادگاه نوشت و خواهان تعیین تکلیف وضعیتش شد.
بهای آزادی
با درخواست امیر، جلسه صلح و سازشی بین خواهرها و برادرهای مقتول برگزار شد. چند ساعتی جلسه طول کشید و آنها در نهایت اعلام گذشت کردند و گفتند چون امیر در این سالها متنبه شده است و سالهای سختی را در زندان گذرانده، به همین دلیل از قصاص او گذشت کردند.
بدین ترتیب وی از زندان آزاد شد و پایاننامه دکترایش را با موضوع رفتارهای پرخاشگرانه و مدیریت خشم ارائه کرد. او که بهترین سالهای عمرش را به خاطر یک لحظه عصبانیت و کنترل نکردن خشم از دست داده بود، تصمیم گرفت به صورت رایگان و داوطلبانه به بیمارستانهای روانی برود و به بیماران و خانوادههایشان مشاوره بدهد. او حتی کلاسهایی برای نوجوانان و جوانان برگزار میکند تا به آنها یاد بدهد چگونه خشم خود را کنترل و مهار کنند.
امیر با گذشت سه سال از آزادیاش میگوید: «زندگیام را یک لحظه عصبانیت و خشم نابود کرد اما اگر در سالهایی که در زندان بودم تسلیم ناامیدی و افسردگی میشدم و ادامه تحصیل نمیدادم، حالا نمیتوانستم به دیگران کمک کنم. امیدوارم بتوانم با مشاورههای روانشناسی به مردم از بروز فاجعههای مشابه جلوگیری کنم.»

