نجوا عرفانی در گفت‌وگو با «ایران» از جهان اسطوره‌ای و دیجیتال آثارش می‌گوید

تنهایی انسان معاصر پشت نقاب رنگارنگ متاورس

سعیده احسانی‌راد
 گروه فرهنگی

نجوا عرفانی در تازه‌ترین نمایشگاه خود با عنوان «متاورس»، مجموعه‌ای از نقاشی‌ها و مجسمه‌ها را به نمایش گذاشته است که در آنها جهان دیجیتال، اسطوره‌های کهن و نشانه‌هایی از تاریخ هنر در هم می‌آمیزند تا تصویری از پریشانی، تنهایی و گسست ارتباطی انسان معاصر ارائه دهند.  عرفانی، جهان هنری خود را از نظر ساختار به متاورس (فراجهان) نزدیک می‌داند؛ فضایی مجازی و خیالی که مخاطب را به تعامل فرامی‌خواند. او می‌گوید: «متاورس محیطی سه‌بعدی، مجازی و خیالی است که بیننده در آن به تعامل وادار می‌شود. آثار هنری من هم مانند متاورس، دنیایی را شکل می‌دهند که واقعی نیست، اما دیده و درک می‌شود. این جهان رویایی و بهشت‌گونه از خیال‌پردازی‌هایم سرچشمه گرفته و ریشه در قصه‌ها، افسانه‌ها، اسطوره‌ها و مطالعاتم دارد. شخصیت‌های آثارم، همچون آواتارهای (شخصیت‌های تصویری) دنیای متاورس، در این جهان خیالی زندگی می‌کنند؛ به میهمانی و گالری و باغ می‌روند، اشک می‌ریزند و می‌خندند، از تاریخ هنر وام می‌گیرند و با اسطوره‌ها شوخی می‌کنند.»
 
آواتارهای اسطوره‌ای در آینه زندگی معاصر
 شخصیت‌های این جهان خیال‌انگیز، بازتابی از انسان معاصرند؛ آدم‌هایی گرفتار چالش‌های روزمره که گاه پریشان و درمانده‌اند و گاه درگیر نبرد، شکار، رقص و شادی. به گفته عرفانی، این شخصیت‌ها تکه‌هایی از زندگی جمعی ما را بازنمایی می‌کنند: «انگار تکه‌هایی از زندگی هر کدام از ما به شکلی کنار هم
کلاژ (ترکیب‌تصاویر) شده است. من در هر گوشه نقاشی‌ها و مجسمه‌هایم، تأثیراتم از دنیای بیرون را ثبت می‌کنم؛ زخم‌هایی که بر روحم نشسته یا شادی‌هایی که تجربه کرده‌ام، همه در آثارم نقش می‌بندند.»  جهان بصری این مجموعه حاصل سال‌ها مطالعه هنرمند در حوزه اسطوره‌ها و افسانه‌های کهن است. عرفانی که طی دو دهه اخیر کتاب‌های متعددی را در این زمینه تصویرسازی کرده، موضوع پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود را نیز به تصویرسازی اسطوره الهه ایشتار اختصاص داده است. تأثیر این مطالعات، حتی بدون ارجاع مستقیم، در لایه‌های بصری آثار او حضور دارد.  نقاشی قهوه‌خانه‌ای نیز در تعدد شخصیت‌ها و ساختار فضایی آثارش قابل مشاهده است. عرفانی پیش‌تر مجموعه‌هایی با الهام از این سنت هنری در گالری هما به نمایش گذاشته است. استفاده از پرسپکتیو و حضور همزمان شخصیت‌های متعدد در یک قاب، از ویژگی‌هایی است که در آثار جدید او نیز ادامه یافته است.  ارجاعات به تاریخ هنر و فرهنگ عامه نیز لایه دیگری به این مجموعه می‌افزایند. گل‌های آفتابگردان ون‌گوگ، ساعت ذوب‌شده سالوادور دالی، آثار پابلو پیکاسو و نشانه‌هایی از جهان تصویری فریدا کالو در جزئیات آثار بازخوانی شده‌اند. تأثیر پاپ‌آرت، بویژه رویکرد روی لیکتنستاین، نیز در این مجموعه دیده می‌شود. عرفانی گاه خود نیز در قالب شخصیت‌هایی چون زنی گریان یا آهویی تیرخورده با الهام از فریدا کالو وارد آثارش می‌شود. بازخوانی قصه‌های عامیانه و اسطوره‌ها نیز در قالب شخصیت‌هایی مانند مدوسا با گربه‌ای در آغوش یا شنل‌قرمزی سوار بر گرگ، به این جهان خیال‌انگیز راه یافته است.
 
رنگ‌های شاد، تنهایی پنهان در ضیافت‌ها
 رنگ‌های پرانرژی مجموعه، پیوندی میان فضای دیجیتال و سنت‌های تصویری ایرانی، بویژه نگارگری و کاشی‌کاری، برقرار می‌کنند. عرفانی درباره انتخاب این پالت رنگی می‌گوید: «این رنگ‌ها از فضای دیجیتال، بازی‌های کامپیوتری و انیمیشن‌ها به آثارم راه پیدا کرده‌اند. در هنر نگارگری و کاشی‌کاری ایرانی نیز رنگ‌های درخشان و متنوعی وجود دارد که همیشه مورد توجه من بوده است. من رنگ‌ها را دوست دارم و سعی می‌کنم نهایت انرژی آنها را در کارهایم استفاده کنم؛ چراکه به نظرم دنیای معاصر ما خیلی خاکستری، بی‌رنگ و تاریک است و انگار دنیا نیاز دارد رنگ‌ها را به آن بازگردانیم.»
 با این حال، رنگ‌های شاد آثار صرفاً نشانه سرزندگی نیستند؛ آنها در کنار فضای پرجنب‌وجوش تصاویر، اضطرابی پنهان را آشکار می‌کنند. این تضاد در صحنه‌های شلوغ میهمانی و ضیافت بیش از هر جای دیگری نمایان است؛ فضاهایی که در آنها حضور جمعی الزاماً به معنای ارتباط و همدلی نیست. شخصیت‌ها کنار یکدیگرند، اما هر کدام در جهان درونی خود تنها مانده‌اند. عرفانی می‌گوید: «آدم‌ها در کنار هم قرار دارند، اما به هم نمی‌رسند. حضور جمعی به‌ جای ایجاد حس امنیت، نوعی تعلیق و بی‌قراری خلق کرده است. این تجربه‌ای آشنا در زیست معاصر است؛ همجواری مداوم و در عین حال گسست ارتباط.» ماری که در بخش‌های مختلف تصاویر پیچیده و تاب خورده، همچون خطری پنهان در کمین این جمع نشسته است.
عرفانی تأکید می‌کند که قصد ندارد روایت مشخصی به مخاطب تحمیل کند: «روایت‌های پرشماری در کل یک اثر همزمان بیان می‌شوند، اما ترجیح می‌دهم مخاطب داستان و حس خودش را از اثر دریافت کند.» «متاورس» جهانی رنگارنگ و خیال‌انگیز است که زیر سطح پرجنب‌وجوش خود، تنهایی، اضطراب و گسست انسان معاصر را پنهان کرده است؛ جهانی که در آن آدم‌ها در کنار یکدیگرند، اما همچنان در جست‌وجوی راهی برای رسیدن به هم باقی  می‌مانند.