در گفت‌وگو با پژوهشگر باستان‌شناسی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی مطرح شد

چالش های رسیدن شهر ری به یونسکو

زهرا کشوری 
دبیر گروه زیست‌بوم


معاون میراث‌فرهنگی کشور از تهیه پرونده ثبت جهانی شهرری خبر می‌دهد. سخنان «علی هژبری»، پژوهشگر باستان‌شناسی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری در گفت‌و‌گو با روزنامه «ایران» نشان می‌دهد شهرری برای نشستن بر تخت جهانی یونسکو، پیش از هر چیز به یک عزم ملی و هماهنگی فراسازمانی میان نهادهای متعدد نیاز دارد؛ راهی پرپیچ‌وخم که موانع بیرونی و چالش‌های درونی، آن را به آزمونی دشوار بدل کرده است.
 
لزوم هم‌افزایی نهادها
علی هژبری درباره پیشینه پژوهش‌ها در این محدوده باستانی می‌گوید: «مجموعه‌ای از پژوهشگران و باستان‌شناسان از حداقل سال ۱۳۰۵ تا امروز (یعنی در ۱۰۰ سال اخیر) کارهای متعددی در ری انجام داده‌اند؛ چه کشفیات اتفاقی و چه کاوش‌های باستان‌شناسی. همه آمدند و بخشی از برگ‌های نانوشته تاریخ ری را نوشتند.»
او با اشاره به خیزش جدید برای پرونده ثبت جهانی می‌افزاید: «تمام این پژوهش‌ها و اقدامات حالا به نقطه‌ای رسیده که قرار است برای ثبت جهانی ری اقداماتی انجام شود. من روزی که خدمت آقایان و بزرگان ری و البته آقای دکتر دارابی ( معاون وزیر میراث فرهنگی) رفتم، اهمیت این پرونده را در این دیدم که توانسته‌اند افراد و نهادهای مختلف را دور هم جمع کنند تا کار با سرعت بیشتری نسبت به پرونده‌های دیگر پیش برود و ما از این بابت بسیار خوشحالیم. در واقع این یک شانس برای ری است که اکنون برای ثبت جهانی‌اش دست به کار شده‌اند.» با این حال، این پژوهشگر باستان‌شناسی هشدار می‌دهد که موفقیت این طرح نیازمند ائتلافی فراگیر است: «من همان‌جا مشکلات بزرگی را مطرح کردم و گفتم برای موفقیت این طرح، تمام نهادها—از آستان مقدس شاه عبدالعظیم(ع)، اوقاف، شهرداری، تا پالایشگاه، کارخانه سیمان تهران و دیگر نهادها—باید دست به دست هم بدهند تا این اتفاق بیفتد.»
 
دو چالش بزرگ ری: موانع بیرونی و بحران‌های درونی
به گفته هژبری، چالش‌های پیش‌روی ری به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: مشکلات بیرونی (معارضان) و مشکلات درونی (حرایم). در بخش مشکلات بیرونی، نهادهای متعددی قد علم کرده‌اند. علاوه بر سازمان‌هایی چون آستان مقدس، اوقاف، شهرداری و کارخانه سیمان تهران، پای نهادهای دیگری نیز در میان است؛ چنان‌که «قلعه گبری» هم‌اکنون در اختیار آستان بوده و در آن مستقر است که این موارد مصداق بارز معارضان بیرونی به شمار می‌روند. اما در بخش مشکلات درونی، بزرگ‌ترین چالش حوزه میراث‌فرهنگی در ری، تعیین‌نشدن عرصه و حریم محوطه‌های تاریخی مهم این شهر است؛ بلاتکلیفی‌ای که آسیب‌های جبران‌ناپذیری به میراث تاریخی این کهن‌شهر وارد کرده و محوطه‌هایی چون گورستان‌های زیرین و زبرین، دژ رشکان، برج طغرل، چال‌ترخان و تپه میل را در معرض تهدید قرار داده است.

سایه‌سنگین توسعه شهری 
بر تن تاریخ
نمونه بارز آسیب‌های درونی، دخالت‌های مدیریت شهری است. به عنوان مثال، شهرداری در یکی از گورستان‌های باستانی، اقدام به احداث یکی از بزرگ‌ترین پارک‌های تهران به نام «بام ری» کرده است هرچندکه منافعی هم برای ساکنان دارد. این پارک در پای کوه بی‌بی شهربانو و دقیقاً روی گورستانی ساخته شده که زنده‌یاد «شهریار عدل» و دیگر باستان‌شناسان برجسته، حدود ۱۱۸ گور مهم و ارزشمند از دوره‌های آل‌بویه و سلجوقی را در آن شناسایی و تعدادی از آنها را کاوش کرده بودند؛ فاجعه‌ای عیان که گواهی می‌دهد توسعه شهری در ری گاه بدون پیوست میراثی پیش رفته است. یا نمونه دیگر؛ شهرداری در جوار «برج طغرل» ساختمانی به نام «ایوان ری» ساخته است. این ساخت‌وساز دقیقاً در عرصه اثر انجام شد و در حین گودبرداری آن، بقایای بناهای دوره‌های تاریخی بیرون آمد که باستان‌شناسان ناچار شدند ورود کنند.
 
سایه سنگین سیمان 
بر برج خاموشی
هژبری با نگاهی راهکارگرایانه به وضعیت برخی از نمادهای تاریخی ری، از مسائل و چالش‌های مدیریتی سخن می‌گوید: « قلعه گبری، با اینکه در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و تحت نظارت میراث فرهنگی است، اما در داخل آن بناهایی ساخته شده که هم‌اکنون در اختیار آستان است. برای ورود و بازدید از آن باید چنان روال اداری دشواری را پشت سر بگذارید که در عمل بازدید از این اثر را غیرممکن می‌کند اما با تبدیل تهدیدها به فرصت، می‌شود از این ظرفیت برای ایجاد موزه در شهر ری استفاده کرد.» او در ادامه به وضعیت محوطه «برج خاموشی» (دخمه زرتشتیان) در پای کوه بی‌بی شهربانو اشاره کرده و می‌گوید: «امروز ما چنین اثر بی‌نظیری در ری داریم، اما کارخانه سیمان در مجاورت آن فعالیت می‌کند و ورود بازدیدکنندگان را به کلی ممنوع کرده است!» این پژوهشگر باستان‌شناسی با بررسی عملکرد نهادهای نظارتی در حوزه اوقاف می‌گوید: «در مورد محوطه باستانی بی‌بی شهربانو نیز وضعیت مشابهی حاکم است. از روزی که این اثر ثبت ملی شده تا امروز، چه تغییراتی در آن صورت گرفته؟ کدام نهاد برای این دخل و تصرف‌ها از میراث فرهنگی اجازه گرفته است؟ واقعیت این است که میراث فرهنگی در این مناطق، در عمل تنها یک ارگان همکار در سطح پایین‌تر بوده؛ با این حال، امیدواریم این خیزش جدید برای ثبت جهانی، راهگشا باشد.» 
تپه میل در انتظار یک معجزه
هژبری با اشاره به وضعیت تپه میل (به اشتباه به آن آتشکده ری می‌گویند)، از رها شدن این اثر تاریخی در میان توسعه‌های زیرساختی می‌گوید: «تپه میل پس از این همه کاوش و پژوهش، به حال خود رها شده است! جالب است بدانید در نزدیکی آن در حال احداث جاده «کمربندی قلعه‌نو» هستند. این پروژه می‌توانست یک فرصت طلایی باشد تا با حمایت وزارت راه، یک مسیر اختصاصی و امن برای دسترسی به تپه میل فراهم شود و بازدیدکنندگان مجبور نباشند از مسیرهای خطرناک روستایی عبور کنند.»
او سپس با لحنی تلخ، از وضعیت محوطه «چال ترخان» یا همان «عشق‌آباد» می‌گوید؛ محوطه‌ای که یکی از معدود نمونه‌های ایران در نمایش دوره‌گذار از ساسانی به اسلامی با گچبری‌های بی‌نظیر است: «اگر به چال ترخان بروید، دلتان می‌خواهد گریه کنید! وضعیت عرصه و حریم آن به کنار، کشاورزان و افراد محلی در حال تخریب بخش‌هایی از آن هستند. با اینکه میراث فرهنگی از متخلف شکایت کرده است اما اصلاً این موضوع برای متعرضان مهم نیست.»
 
ایجاد «محور جامع گردشگری و میراثی ری»
در پاسخ به این بحران‌ها، هژبری یک نقشه راه ارائه می‌دهد. او با بررسی محدوده باستانی ری از پرند، رباط‌کریم و حرم مطهر امام خمینی(ره) تا پیشوای ورامین، پیشنهاد تعریف یک «محور جامع گردشگری و میراثی» را مطرح می‌کند.
او می‌گوید: «هدف ما پیوند دادن آثار باستانی، تاریخی، صنعتی (مانند کارخانه سیمان ری)، مذهبی (مانند آستان مقدس شاه عبدالعظیم، امامزاده جعفر پیشوا و مسجد جامع ورامین) است. این محور باید با میراث طبیعی در پارک ملی کویر، کاروانسراهای تاریخی همچون عین‌الرشید و قصر بهرام و همچنین جاده شاهی پیوند برقرار کند تا یک زنجیره گردشگری منسجم شکل بگیرد.»
 
از «رگا» تا مساجد گم‌شده 
صدر اسلام
ری فراتر از یک محدوده شهری معمولی، گنجینه‌ای از لایه‌های عمیق تمدنی است. هژبری در تشریح اهمیت تاریخی این کهن‌شهر می‌گوید: «نام محدوده سرزمینی در کتیبه‌های آشوری آمده است، اما در دوره هخامنشی با نام «رگا» (Raga) به عنوان یک نقطه عطف تجاری و سیاسی شناخته می‌شده است. در دوره‌های اشکانی و ساسانی نیز ری پایگاهی حیاتی بوده و سکه‌ها و مهرهای فراوانی از آن به دست آمده است. همچنین در اوایل دوره اسلامی، مهدی خلیفه عباسی در ری به دنیا آمد و آن را پایگاه حکومت خود ساخت و محمدیه نامید.» این پژوهشگر باستان‌شناسی با اشاره به پیشینه کاوش‌های علمی در ری می‌افزاید: «در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵ باستان‌شناسان فرانسوی و ایرانی در دژ رشکان کاوش کردند و در سال ۱۳۱۵ نیز اریک اشمیت کاوش‌های بزرگی در ری انجام داده بود. با این حال، از حدود ۲۵۰ هکتار شهر باستانی ری، امروز تنها حدود ۲۰ تا ۲۵ هکتار (از چشم‌علی تا دژ رشکان) تحت نظارت میراث فرهنگی است و باقی مانده آن در معرض خطر یا تصرف قرار دارد.» او با یادآوری کشفیات فراموش‌شده اریک اشمیت خاطرنشان می‌کند: «اشمیت در سال ۱۳۱۵ یکی از کهن‌ترین مساجد صدر اسلام را در ری کشف کرد؛ مسجدی هم‌رتبه شوش و فهرج که می‌توانست به یکی از شاهکارهای معماری و گردشگری تبدیل شود، اما به دلیل سانحه هوایی و درگذشت اشمیت، به فراموشی سپرده شد. همچنین تحقیقات روکو رانته (از موزه لوور) نشان داده است که حصار موجود در دژ رشکان حداقل متعلق به دوره اشکانی و حتی احتمالاً هخامنشی است.» در نهایت، این باستان‌شناس با ابراز امیدواری نسبت به تحولات اخیر تأکید می‌کند: «امیدواریم خیزش جدید برای ثبت جهانی، بهانه‌ای نجات‌بخش برای حفظ این میراث رو به زوال باشد.»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گفت و گو
  • زیست بوم
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و هفت
 - شماره نه هزار و صد و شصت و هفت - ۱۴ آبان ۱۴۰۵