گفت‌وگو با فرهاد عابدینی درباره فعالیت‌های پژوهشی و شعری مرحوم ولی‌الله درودیان

در سایه دهخدا

غزل رضایی ثانی
گروه کتاب


ولی‌الله درودیان، شاعر و پژوهشگری که جامعه‌ ادبی او را بیشتر به پاس تحقیقاتش درباره‌ آثار دهخدا می‌شناسد، ۱۹ مهر در سکوت خبری درگذشت. خبر درگذشت این نویسنده و پژوهشگر تنها چند روز بعد و از طریق شبکه‌های اجتماعی به گوش دوستان معدودش رسید؛ آن هم زمانی که مراسم خاکسپاری پایان یافته بود و بسیاری از اهالی قلم و هم‌صنفانش فرصتی برای حضور در آیین وداع با او نیافتند. فرهاد عابدینی از جمله نخستین افرادی بود که در فضای مجازی از درگذشت این رفیق دیرین مطلع شد. عابدینی همکاری مشترک خود را با زنده‌یاد درودیان در «گروه ادب» نادر نادرپور آغاز کردند. او شعر سرودن را از اوایل دهه ۴۰ شروع کرد و صاحب آثار متعددی به نام‌های «شبنمان شعر»، «از دیروز تا امروز» و «لحظه‌های بیتابی» است. یکی از فعالیت‌های مهم او، راه‌اندازی گروه «کانون ادبی گروه شعر معاصر» است که از نیمه نخست دهه ۷۰ تا به امروز به صورت مرتب برگزار شده است. به گفته عابدینی، بارها از مرحوم درودیان برای شرکت در این گروه ادبی دعوت شد اما او فرصت حضور پیدا نکرد.
 
 در شرایطی که درگذشت ولی‌الله درودیان  در سکوت و بی‌خبری کامل محافل ادبی رقم خورده، چگونه از خاموشی این پژوهشگر مطلع شدید؟
در حق مرحوم درودیان اجحاف زیادی شد؛ چرا که در بی‌خبری به خاک سپرده شد. من خبر درگذشت او را از طریق دخترش پوپک درودیان، که ساکن آلمان است، متوجه شدم. مدتی بود مرحوم درودیان وضعیت جسمانی مناسبی نداشت و به دلیل آشفتگی‌های جهانی، از هم غافل شده بودیم. بهتر بود درباره فوتش اطلاع‌رسانی می‌شد تا بتوانیم مراسمی در خور شأن او برگزار کنیم. این نکته را هم بگویم که محمد حقوقی هم از شاعران خوب بود، اما وقتی چند سال پیش به رحمت خدا رفت، حدود ۲۰ تا ۲۵ نفر در مراسمش حضور داشتند؛ این جمعیت برای شاعری که سال‌ها تلاش کرد، بسیار غم‌انگیز است. آقای درودیان بسیار خوشنام و پرکار بود، اما کسی از درگذشتش مطلع نشد و باید بیش از این‌ها درباره‌اش صحبت می‌شد، در نهایت مراسمش در سکوت برگزار شد و خاکسپاری هم انجام گرفت تا اینکه ما باخبر شدیم. 
 
 دوستی و آشنایی شما با مرحوم ولی‌الله درودیان از کجا آغاز شد؟
این دوستی تقریباً به سال ۱۳۵۲ برمی‌گردد. من و علیرضا صدفی، دوست مشترکمان، دو مجموعه شعر منتشر کردیم؛ کتاب من «آوردگاه» نام داشت و اثر آقای صدفی هم که با نام مستعار «آتش» می‌نوشت، با عنوان «دست ناامید» چاپ شد. به یاد دارم وقتی «دست ناامید» منتشر شد، درودیان نقدی منصفانه درباره‌اش نوشت؛ شعرهای آقای صدفی بسیار قوی بود و همین نقد سبب آشنایی ما سه نفر شد. پس از آن، جلسه‌ای با استاد شفیعی کدکنی هماهنگ کردم و همراه آقای صدفی و مرحوم درودیان به منزل ایشان رفتیم. دیدارهای ما تا این اواخر هم ادامه داشت، اما در یک سال اخیر مرحوم درودیان نتوانست به جمع ما بپیوندد. من و استاد شفیعی کدکنی هم‌محله‌ای هستیم و هر بار ایشان مرا می‌دید، احوال درودیان را جویا می‌شد؛ من هم می‌گفتم بیشتر تلفنی با هم در ارتباطیم و این اواخر حال و حوصله چندانی ندارد. جالب اینکه وقتی من مرحوم درودیان را با استاد شفیعی کدکنی آشنا کردم، او متقابلاً مرا به نادر نادرپور معرفی کرد.
 
 همکاری شما با هم از کجا شروع شد؟
بین سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ تحولی در کشور رخ داد و تا آن زمان «گروه ادب» که نادر نادرپور راه‌اندازی کرده بود، همچنان فعالیت داشت؛ من و آقای درودیان در این گروه با هم همکاری می‌کردیم. البته کارهایمان با هم فرق می‌کرد؛ مثلاً کار من نقد شعر امروز بود و او به پژوهش و نوشتن برای رادیو و تلویزیون می‌پرداخت. سال‌ها گذشت و من یک گروه شعر راه‌اندازی کردم، همان سال‌ها بارها به آقای درودیان گفتم، ما یک گروه شعری داریم و از افراد دعوت می‌کنیم برای خواندن شعرهای‌شان به آنجا بیایند؛ شما هم به گروه بیایید و شعرهای‌تان را بخوانید تا افراد بیشتری با شما آشنا شوند، اما تمایلی نشان نمی‌داد.
 
 فعالیت شعری و پژوهشی مرحوم درودیان را چطور ارزیابی می‌کنید و به نظر شما او بیشتر در حوزه شعر خوش درخشید یا در زمینه پژوهش‌هایی که درباره دهخدا انجام داده بود؟
مرحوم درودیان یکی از غزل‌سرایان خوب دوره خود بود و هیچ بحثی در آن نیست، اما آن را ادامه نداد. او کتابی با نام «تلخستان» منتشر کرد و یک بار هم به مرحله تجدید چاپ رسید. به قول آقای حقوقی، یکی از اصول ماندگاری شاعران این است که فعالیت شعری‌شان استمرار داشته باشد؛ مثلاً  ممکن است در برهه‌ای معروف شوند و سر زبان‌ها بیفتند، اما اگر همین رویه را ادامه ندهند، بعد از مدتی فراموش می‌شوند. ولی در مورد پژوهش‌های او در زمینه آثار دهخدا باید بگویم؛ تاکنون کسی نتوانسته مانند مرحوم درودیان، دهخدا یا پروین اعتصامی را به جامعه ادبی معرفی کند.
 
 شما به این اشاره کردید که مرحوم درودیان از غزل‌سرایان خوب بودند اما کار خود را ادامه نداد؛ با توجه به تبحر او در شعر، چرا این مسیر را پی نگرفت؟
اصولاً شعر گفتن باید حال‌وهوایی داشته باشد؛ اما اگر حال‌وهوایی در کار نباشد و «جوششی» درونی وجود نداشته باشد، شعر به سمت «کوششی» می‌رود. از این نوع شاعران امروزه زیادند که با زور شعر می‌گویند. به قول یک شاعر فرانسوی، مصرع اول هر شعر هدیه خداوند است؛ یعنی باید انگیزه‌ای باشد تا حداقل مصرع نخست ناخودآگاه روی کاغذ بیاید وگرنه شعر باارزشی نخواهد بود. شاید تغییر در روند غزل‌سرایی مرحوم درودیان به ابعاد زندگی‌اش بازمی‌گردد؛ چون به یاد دارم در اوایل سال ۱۳۵۷ یا یک سال پس از آن، از تهران به کرج نقل مکان کرد. با رفتن او، دیدارهای‌مان کم شد، خودش هم از قافله جدا ماند و همین موضوع بر شعر سرودن‌اش تأثیر گذاشت، اما خوشبختانه پژوهش‌هایش ادامه 
یافت.
 
 نظر شما درباره تحقیقات و پژوهش‌های او درباره دهخدا چیست؟
ولی‌الله درودیان کتاب «دهخدای شاعر» را از سوی انتشارات امیرکبیر به چاپ رساند و اتفاقاً آن را به نادر نادرپور تقدیم کرد که در تیراژ وسیعی نیز منتشر شد. اما مسأله این است که خود دهخدا آن‌قدر عظمت داشت که می‌توان گفت به نوعی مرحوم درودیان در سایه او قرار می‌گرفت و کم‌رنگ می‌شد. مرحوم درودیان زحمت زیادی برای معرفی دهخدا در تمام حوزه‌های فرهنگی کشید، اما آن طور که باید زحماتش دیده نشد. زحمت کسانی را که برای اعتلای فرهنگ و ادبیات این مملکت تلاش کرده‌اند، به‌هیچ‌وجه نمی‌توان انکار کرد. درودیان نیز از آن دست اهالی قلم بود که برای شناساندن ادبیات و آثار دهخدا، پروین اعتصامی و بسیاری دیگر مایه گذاشت. پژوهشگران راستین باید پیش از آنکه از دست بروند، ارج نهاده شوند و قدر ببینند. در تمام کشورهایی که افرادی مثل درودیان در گوشه‌ای می‌نشینند و برای ادبیات، فیزیک یا هر رشته دیگری تحقیق و تفحص می‌کنند، مورد حمایت قرار می‌گیرند؛ دولت ما هم باید چنین برنامه‌ای برای پژوهشگران حقیقی داشته باشد. اگر شاعر دنبال تأمین زندگی بدود، شعرش در سایه قرار می‌گیرد و اگر نویسنده فقط دنبال نان و آب باشد، نوشته‌های اصیلش رنگ می‌بازد؛ از این رو، سازمان‌های مربوطه باید پیش از دیر شدن و تا زمانی که این چهره‌های فرهیخته زنده هستند، برای تکریم و حمایت از آنان قدمی بردارند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • کتاب
  • ورزشی
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • اندیشه
  • خودرو
  • ایران زمین
  • دولت چه کار می‌کند
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و شش
 - شماره نه هزار و صد و شصت و شش - ۱۳ آبان ۱۴۰۵