رقابت رضا عطاران و جواد عزتی در صدر جدول فروش سینمای ایران

گیشه در تسخیر ستاره‌های کمدی


 
گیشه سینمای ایران بار دیگر صحنه رقابت ستاره‌های کمدی شده است؛ رقابتی که این بار نام رضا عطاران و جواد عزتی را در مرکز توجه قرار داده است. اکران فیلم «بورسیه» با بازی جواد عزتی و استقبال اولیه از آن، در کنار تداوم فروش «خانوم‌والده» با بازی رضا عطاران، تصویری روشن از جایگاه ستاره‌های کمدی در اقتصاد سینمای ایران ارائه می‌دهد. در شرایطی که فیلم‌های اجتماعی با محدودیت سالن و تعداد سانس مواجه‌اند، کمدی‌ها همچنان سهم عمده‌ای از ظرفیت اکران و توجه مخاطبان را به خود اختصاص داده‌اند.  بر اساس آمار اعلام‌شده، فروش کل سینمای ایران از ابتدای سال تاکنون از مرز هزار و ۸۹ میلیارد تومان عبور کرده و تعداد تماشاگران به ۸ میلیون و ۳۹۳ هزار نفر رسیده است. این ارقام نشان می‌دهد سینما همچنان توانایی جذب مخاطب و ایجاد گردش مالی قابل توجهی دارد؛ هرچند توزیع این مخاطبان میان گونه‌های مختلف سینمایی و فیلم‌های روی پرده، به شکل یکسانی صورت نمی‌گیرد.
 
ستاره‌های کمدی
 برندهای اقتصادی سینما
 در این میان، «خانوم‌والده» با بازی رضا عطاران و «بورسیه» با بازی جواد عزتی، دو نمونه قابل توجه از نقش ستاره‌ها در جذب مخاطب هستند. فیلم عطاران با وجود انتقادهایی که به آن وارد شده، همچنان در صدر میزان فروش قرار دارد و فیلم عزتی نیز در همان روزهای ابتدایی اکران توانسته خود را به عنوان رقیبی جدی مطرح کند. موفقیت اولیه «بورسیه» بویژه از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد حضور یک بازیگر شناخته‌شده و برخوردار از پایگاه مخاطب می‌تواند حتی در مدت زمانی کوتاه، توجه قابل‌توجهی را به یک فیلم جلب کند.
 البته نقش ستاره‌ها در گیشه را نباید صرفاً به فروش چند فیلم محدود کرد. بازیگران کمدی در سینمای ایران به‌تدریج به نوعی نشان‌اقتصادی تبدیل شده‌اند؛ نشان‌هایی که نامشان می‌تواند در تصمیم مخاطب برای خرید بلیت تأثیرگذار باشد. برای بخشی از تماشاگران، نام رضا عطاران، جواد عزتی، پژمان جمشیدی یا دیگر چهره‌های شناخته‌شده کمدی، پیش از اطلاع از داستان، کارگردان یا عوامل فیلم، یک نشانه آشنا و انگیزه‌ای برای تماشای اثر است.  این اتفاق را می‌توان نتیجه شکل‌گیری نوعی اعتماد عمومی به چهره‌های کمدی دانست. مخاطبی که به دنبال چند ساعت سرگرمی، خنده و فاصله گرفتن از دغدغه‌های روزمره است، معمولاً به سراغ بازیگری می‌رود که تجربه موفقی در این زمینه داشته است. در چنین شرایطی، ستاره کمدی نه‌تنها نقش خود را در مقابل دوربین ایفا می‌کند، بلکه بخشی از مسئولیت بازاریابی و تضمین اولیه فروش فیلم را نیز برعهده می‌گیرد.

  رقابت نابرابر 
در سایه تعداد سالن‌ها و سانس‌ها
 در این میان، نباید از نقش نظام اکران و توزیع سانس‌ها نیز غافل شد. وقتی فیلم‌های کمدی تعداد بیشتری از سالن‌ها و سانس‌ها را در اختیار دارند، طبیعتاً فرصت بیشتری برای فروش و دسترسی به مخاطب پیدا می‌کنند. این مسأله در مقایسه با شرایط فیلم «بت» به کارگردانی حمید نعمت‌الله به چشم می‌آید. فیلمی که با وجود برخورداری از چهره‌های مطرح سینمایی، به دلیل محدودیت در تعداد سالن‌ها و سانس‌ها، با شرایط متفاوتی در اکران روبه‌روست.  در واقع، گیشه تنها محل رقابت فیلم‌ها بر اساس میزان استقبال مخاطبان نیست؛ بلکه رقابتی میان فرصت‌های نابرابر اکران نیز به شمار می‌رود. فیلمی که در تعداد زیادی از سینماها و سانس‌های مناسب نمایش داده می‌شود، امکان بیشتری برای دیده شدن دارد. بنابراین مقایسه فروش آثار بدون توجه به ظرفیت نمایش و میزان دسترسی مخاطب، نمی‌تواند تصویر کاملاً دقیقی از ترجیح واقعی تماشاگران ارائه دهد.  با این حال، نمی‌توان قدرت ستاره‌های کمدی را در این معادله نادیده گرفت. آنها در سال‌هایی که بخش مهمی از مخاطبان به دلایل اقتصادی و اجتماعی با تردید بیشتری برای خرید بلیت سینما تصمیم می‌گیرند، همچنان یکی از مطمئن‌ترین ابزارهای جذب تماشاگر محسوب می‌شوند. حضورشان می‌تواند ریسک سرمایه‌گذاری تهیه‌کنندگان را کاهش و امکان بازگشت سرمایه را افزایش دهد. همین مسأله نیز موجب می‌شود سرمایه‌گذاران تمایل بیشتری به تولید کمدی‌های متکی بر چهره‌های شناخته‌شده داشته باشند.

 

وقتی گیشه  به ستاره‌ها وابسته می‌شود

 وقتی فروش یک فیلم بیش از هر چیز به نام بازیگر وابسته باشد، طبیعی است که تهیه‌کنندگان برای انتخاب پروژه‌های تازه نیز به سراغ چهره‌های امتحان‌پس‌داده بروند. در چنین فضایی، فیلم‌های اجتماعی، تجربی و متفاوت برای یافتن فرصت اکران و جذب سرمایه با دشواری بیشتری مواجه می‌شوند.  این روند می‌تواند به چرخه‌ای تکرارشونده تبدیل شود؛ تهیه‌کنندگان برای کاهش ریسک اقتصادی به سراغ ستاره‌های کمدی می‌روند، سالن‌داران به دلیل استقبال بیشتر مخاطبان سانس‌های بیشتری به این آثار اختصاص می‌دهند و در نهایت فیلم‌های دیگر فرصت کمتری برای رقابت پیدا می‌کنند. در چنین شرایطی، موفقیت تجاری کمدی‌ها لزوماً به معنای رونق همه‌جانبه سینما نیست.  رقابت جواد عزتی و رضا عطاران در گیشه، فراتر از یک رقابت میان دو بازیگر، نشانه‌ای از واقعیت اقتصادی سینمای امروز ایران است؛ واقعیتی که در آن ستاره‌های کمدی همچنان قدرت تعیین‌کننده‌ای در جذب مخاطب دارند. فارغ از اینکه فیلم‌ها و بازی‌هایشان در چه سطح کیفی قرار می‌گیرند، نام آنها برای بخشی از مخاطبان به یک تضمین نسبی برای خرید بلیت تبدیل شده است. شاید مهم‌ترین پیام این رقابت آن باشد که در سینمای ایران، ستاره هنوز می‌تواند بیش از بسیاری از مؤلفه‌های دیگر، سرنوشت اقتصادی یک فیلم را تحت تأثیر قرار دهد؛ هرچند رونق پایدار سینما زمانی اتفاق می‌افتد که این قدرت اقتصادی در کنار تنوع آثار، فرصت برابر اکران و امکان دیده‌شدن فیلم‌های متفاوت قرار بگیرد.