در حافظه موقت ذخیره شد...
المپیک با معجزه فتح نمیشود
سرمربی پیشین تیم امید
انتخاب یحیی گلمحمدی بهعنوان سرمربی تیم فوتبال امید، بار دیگر امیدها را برای پایان دادن به طلسم ۵۲ ساله صعود به المپیک زنده کرده است؛ طلسمی که با وجود تغییرات متعدد روی نیمکت، همچنان پابرجاست. گلمحمدی از مربیان باتجربه فوتبال ایران است و توانایی فنی و مدیریتی او میتواند به تیم امید کمک کند، اما انتخاب یک سرمربی شایسته بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست. صعود به المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس به مجموعهای از عوامل فنی، مدیریتی و تدارکاتی وابسته است که باید از هماکنون برای تحقق آن برنامهریزی شود.
هدایت تیم امید با مربیگری در فوتبال باشگاهی تفاوتهای مهمی دارد. سرمربی باشگاهی معمولاً بازیکنانش را در طول فصل در اختیار دارد و فرصت کافی برای اجرای برنامههای تاکتیکی و اصلاح نقاط ضعف تیم پیدا میکند. در تیم امید، محدودیت زمان اردوها، تداخل مسابقات باشگاهی و دشواری دسترسی به بازیکنان، کار را پیچیده میکند.
گلمحمدی برای موفقیت به فرصت آمادهسازی مناسب، بازیهای تدارکاتی باکیفیت و حمایت کامل فدراسیون نیاز دارد. هیچ مربی حرفهای نمیتواند نتیجه مسابقات را تضمین کند؛ همانطور که نمیتوان تمام مسئولیت ناکامیهای احتمالی را بر دوش سرمربی گذاشت. ارزیابی عملکرد او باید با توجه به امکانات، کیفیت بازیکنان و شرایط آمادهسازی صورت بگیرد.
ژاپن، کره جنوبی، عربستان، عراق و ازبکستان از رقبای مهم ایران در مسیر رقابتهای رده زیر ۲۳ سال آسیا هستند. پیشرفت ازبکستان در فوتبال پایه نشان داده است که دیگر نمیتوان با تکیه بر سابقه و نام فوتبال ایران، انتظار پیروزی مقابل رقبا را داشت. سرمایهگذاری، برنامهریزی اصولی و حضور مستمر در مسابقات بینالمللی، سطح رقابت در آسیا را افزایش داده است.
کادر فنی تیم امید باید با آنالیز دقیق رقبا، شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها و برگزاری بازیهای دوستانه هدفمند، تیمی آماده بسازد. اردوها نیز باید براساس اهداف فنی مشخص طراحی شوند و فرصت کافی برای ایجاد هماهنگی میان بازیکنان فراهم کنند.
یکی از مشکلات همیشگی تیم امید، نرسیدن بازیکنان به اردوها و تداخل برنامه تیم ملی با مسابقات باشگاهیست. باشگاهها برای جذب و پرورش بازیکنان جوان هزینه میکنند و منافع ورزشی خود را در نظر میگیرند؛ بنابراین، نمیتوان بدون هماهنگی قبلی انتظار داشت همه بازیکنان در زمان موردنیاز در اختیار تیم امید باشند.
راهکار این مسأله، تعامل میان فدراسیون، سازمان لیگ، باشگاهها و کادر فنی است. تقویم اردوها باید از ماهها قبل تنظیم شود تا باشگاهها بتوانند برنامههای خود را با آن هماهنگ کنند. بررسی وضعیت بازیکنان جوانی که فرصت چندانی برای حضور در ترکیب اصلی باشگاههایشان ندارند نیز میتواند گزینههای بیشتری در اختیار گلمحمدی قرار دهد. البته انتخاب این بازیکنان باید بر اساس آمادگی بدنی، توانایی فنی و نیازهای تاکتیکی تیم انجام شود.
تکرار ناکامیهای تیم امید نشان میدهد که بررسی عملکرد سرمربیان بهتنهایی کافی نیست. تغییرات مکرر روی نیمکت، آمادهسازی نامنظم و نبود برنامه بلندمدت، از جمله مواردی هستند که باید در عملکرد مدیریتی فدراسیون بررسی شوند.
مدیران فوتبال باید با بهرهگیری از دانش روز مدیریت ورزشی و تجربه کشورهای موفق، برای مشکلات ساختاری راهکار پیدا کنند. تجربه مربیانی مانند حسین عبدی نیز باید با در نظر گرفتن امکانات، کیفیت بازیکنان و شرایط آمادهسازی ارزیابی شود تا تصمیمهای شتابزده جای تحلیل کارشناسی را نگیرد.
فدراسیون باید پروژه صعود به المپیک را به برنامهای اجرایی تبدیل کند؛ برنامهای شامل تقویم دقیق اردوها، مسابقات تدارکاتی مناسب، شناسایی بازیکنان مستعد، آنالیز رقبا و پیشبینی چالشهایی مانند مصدومیت یا عدم حضور بازیکنان.
سرمربی تازه تیم امید میتواند نقش مهمی در پایان دادن به طلسم صعود داشته باشد، اما موفقیت این پروژه به همکاری همه ارکان فوتبال وابسته است. اگر باشگاهها، فدراسیون و کادر فنی در مسیر مشترکی حرکت کنند، امید به حضور در المپیک ۲۰۲۸ واقعبینانهتر خواهد شد. در غیراینصورت، تغییر سرمربی نیز ممکن است به تکرار تجربههای ناموفق گذشته منجر شود.

