«ایران» علل تداوم ناکامی تیم فوتبال امید ایران در مسیر صعود به المپیک را بررسی می‌کند

یورش دوباره به طلسم ۵۲ ساله

سینا حسینی/ تکرار سناریوی همیشگی در فوتبال امید ایران، بار دیگر این تیم را در آستانه مسیری دشوار قرار داده است؛ ناکامی در یک رقابت ورزشی، تغییر در کادر فنی و آغاز دور تازه‌ای از امیدواری‌ها، بی‌آنکه هنوز نشانه روشنی از اصلاح ریشه‌ای مشکلات گذشته دیده شود. حذف از بازی‌های آسیایی ناگویا، کناره‌گیری حسین عبدی و انتخاب یحیی گل‌محمدی به‌عنوان سرمربی جدید، تازه‌ترین حلقه از زنجیره تغییراتی است که طی سال‌های گذشته بارها در تیم امید تکرار شده، اما هنوز نتوانسته طلسم صعود به المپیک را بشکند؛ طلسمی ۵۲ ساله که فوتبال ایران را از بازگشت به بزرگ‌ترین میدان ورزشی جهان در رشته فوتبال محروم کرده است. حالا لس‌آنجلس ۲۰۲۸ پیش روی فوتبال ایران قرار دارد؛ فرصتی تازه برای یورش به این طلسم قدیمی که اگر قرار باشد با همان الگوی آشنای تصمیم‌گیری‌های مقطعی و تغییرات پیاپی دنبال شود، ممکن است به سرنوشتی مشابه تلاش‌های پیشین دچار شود. پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که چه کسی روی نیمکت تیم امید می‌نشیند، بلکه این است که آیا قرار است این بار چیزی در شیوه اداره، برنامه‌ریزی و حمایت از این تیم تغییر کند یا بار دیگر با جابه‌جایی نام‌ها، همان سناریوی همیشگی را از ابتدا به تماشا بنشینیم؟
تغییر سرمربی پس از ناکامی، یکی از واکنش‌های تکراری و همیشگی فوتبال ایران است. در سال‌های گذشته، مربیان متعددی هدایت تیم امید را برعهده گرفته‌اند؛ از علیرضا منصوریان و محمد خاکپور تا زلاتکو کرانچار، فرهاد مجیدی، مهدی مهدوی‌کیا، رضا عنایتی، امید روانخواه و حسین عبدی. تغییر نام‌ها، انتظارات تازه‌ای ایجاد کرده، اما نتیجه نهایی همچنان یکسان مانده است؛ صعود نکردن به المپیک.
انتخاب یحیی گل‌محمدی می‌تواند فرصتی برای ایجاد ثبات فنی و بازسازی اعتماد به تیم باشد. تجربه او در فوتبال باشگاهی و شناختش از ظرفیت بازیکنان داخلی، امتیازی قابل توجه است، اما نام سرمربی به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت نیست. پرسش اصلی این است که آیا فدراسیون فوتبال حاضر است به مربی جدید فرصت کافی، اختیار روشن و امکانات لازم برای اجرای برنامه‌ای بلندمدت بدهد یا اولین نتیجه نامطلوب، بار دیگر زمینه تغییرات تازه را فراهم خواهد کرد؟ اگر قرار باشد سرمربی جدید نیز در فضایی محدود از نظر زمان آماده‌سازی، دسترسی به بازیکنان و مسابقات تدارکاتی فعالیت کند، نمی‌توان انتظار داشت تغییر روی نیمکت به‌تنهایی نتیجه‌ای متفاوت رقم بزند.
یکی از مهم‌ترین مشکلات تیم امید، دشواری دسترسی منظم به بازیکنان است. تعارض برنامه مسابقات باشگاهی با اردوهای ملی، محدودیت زمان آماده‌سازی و کمبود بازی‌های تدارکاتی باکیفیت، شرایطی ایجاد می‌کند که حتی بهترین کادر فنی نیز برای ساختن تیمی هماهنگ با دشواری روبه‌رو شود. اظهارات پیشین اعضای کادر فنی درباره نیاز به اردوهای خارجی و مسابقات بین‌المللی نیز نشان می‌دهد فاصله میان نیازهای فنی و امکانات آماده‌سازی باید جدی گرفته شود. تیمی که قرار است در رقابت‌های فشرده قاره‌ای برای کسب سهمیه المپیک بجنگد، به فرصت کافی برای تمرین، شناخت متقابل بازیکنان و اجرای ایده‌های تاکتیکی نیاز دارد؛ فرصت‌هایی که نمی‌توان آنها را در چند اردوی کوتاه و پراکنده جبران کرد.
در چنین شرایطی، مسئولیت موفقیت یا ناکامی را نمی‌توان تنها متوجه سرمربی و بازیکنان دانست. فدراسیون باید درباره کیفیت برنامه‌ریزی، هماهنگی با باشگاه‌ها و میزان پشتیبانی از تیم پاسخگو باشد. اگر هدف، صعود به المپیک است، آماده‌سازی نباید چند ماه پیش از یک تورنمنت آغاز شود، بلکه باید در قالب برنامه‌ای پیوسته، با تقویم مشخص و ارزیابی دوره‌ای دنبال شود. هماهنگی با باشگاه‌ها برای در اختیار داشتن بازیکنان، تعیین زمان اردوها از مدت‌ها قبل و برگزاری مسابقات تدارکاتی متناسب با سطح رقبا، بخشی از حداقل‌هایی است که برای رسیدن به چنین هدفی ضرورت دارد.
مسیر صعود به المپیک ۲۰۲۸ از رقابت‌های انتخابی فوتبال مردان آسیا در رده زیر ۲۳ سال می‌گذرد؛ مسیری که به ‌دلیل محدودیت سهمیه قاره، فرصت چندانی برای جبران اشتباهات باقی نمی‌گذارد. ایران باید تیمی رقابت‌پذیر بسازد که توان عبور از مرحله گروهی و مراحل حذفی را داشته باشد و در نهایت به فینال برسد. چنین هدفی با اردوهای پراکنده، تغییرات مداوم و تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده دست‌یافتنی نخواهد بود. تیم امید باید پیش از آغاز رقابت‌های سرنوشت‌ساز، به ترکیبی باثبات، هویت تاکتیکی مشخص و تجربه کافی در مواجهه با حریفان قدرتمند آسیایی دست پیدا کند.
طلسم صعود نکردن به المپیک با تغییر یک نام روی نیمکت شکسته نمی‌شود. گل‌محمدی باید درباره کیفیت فنی تیم، انتخاب بازیکنان و نتایج آن پاسخگو باشد؛ همان‌طور که مدیران فدراسیون نیز باید مسئولیت تصمیم‌های مدیریتی و فراهم کردن شرایط آماده‌سازی را بپذیرند. نسبت دادن همه ناکامی‌ها به مربیان، راهی آسان برای عبور از انتقادهاست، اما به اصلاح ساختار منجر نمی‌شود. از طرفی نادیده گرفتن مسئولیت کادر فنی نیز نمی‌تواند توجیهی برای نتایج ضعیف باشد. آنچه اهمیت دارد، تعریف دقیق وظایف، تعیین معیارهای سنجش عملکرد و پاسخگویی همه بخش‌های دخیل در اداره تیم است.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گزارش
  • زیست بوم
  • حوادث
  • گفت و گو
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و یک
 - شماره نه هزار و صد و شصت و یک - ۰۷ آبان ۱۴۰۵