بدون ایران هرگز
پزشکیان: جمهوری اسلامی ایران از هر تفاهمی برای تقویت وحدت و انسجام کشورهای اسلامی حمایت میکند
حضور مقامات عالیرتبه عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران با هدف کاهش تنشهای منطقهای تأیید ضمنی این گزاره بود که هیچ نظم منطقهای با نادیده گرفتن جمهوری اسلامی و منافع ملیاش پا نمیگیرد
تهران روز گذشته در شرایطی که خاورمیانه میان تردید بازگشت به جنگ و تلاشهای دیپلماتیک برای مهار بحران، معلق مانده، میزبان مقامهایی شد که حضورشان در پایتخت ایران، خود آشکار کننده پیامی معنادار درباره ضرورت بازگشت به دیپلماسی منطقهای است و در عین حال تأیید ضمنی این گزاره که هر نظم منطقهای بدون مشارکت ایران پانمی گیرد. «عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان، «خالد بن سلمان» وزیر دفاع عربستان سعودی و «ابراهیم کالین» رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه به تهران آمدند تا در رایزنیهایی با محوریت مهار تنشهای فزاینده و یافتن راههایی برای جلوگیری از گسترش دامنه بحران با مقامهای ارشد کشور گفتوگو کنند؛ رایزنیهایی که دیدار آنان با مسعود پزشکیان بر اهمیت سیاسی آن افزود.
آنچه نشست روز گذشته تهران را حائز اهمیت میکند تلاقی یک ضرورت فوری امنیتی با ایدهای دیرپا در سیاست منطقهای ایران است؛ اینکه مهار بحرانهای خاورمیانه و جلوگیری از بازتولید چرخه جنگ، نه از مسیر مداخله قدرتهای فرامنطقهای و ائتلافهای محدود که از طریق گفتوگو، اعتمادسازی و شکلگیری سازوکارهای امنیتی فراگیر میان کشورهای منطقه امکانپذیر خواهد بود. از این منظر، نشست چهارجانبه تهران فرصتی برای تبدیل نگرانی مشترک از گسترش ناامنی به زمینهای برای همکاری عملی بهشمار میآید که اگر از سطح رایزنیهای سیاسی فراتر رود، میتواند به تقویت امنیتزایی درونمنطقهای و تثبیت این واقعیت کمک کند که هیچ نظم امنیتی پایداری در خاورمیانه، بدون مشارکت ایران و تفاهم میان قدرتهای اثرگذار منطقهای شکل نخواهد گرفت.
اهمیت این گردهمایی زمانی ابعاد روشنتری پیدا میکند که به ترکیب حاضران آن توجه کنیم؛ عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان، خالد بن سلمان وزیر دفاع عربستان سعودی و ابراهیم کالین رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه در شرایطی در پایتخت ایران حضور یافتند که هرگونه تحول در نحوه همکاریهای منطقهای این سه کشور با تهران میتواند بر مسیر تحولات امنیتی خاورمیانه اثر بگذارد. ازسوی دیگر، اعلام پیشین ریاض مبنی بر اینکه هدف این گفتوگوها جلوگیری از تشدید تنشها و هموار کردن مسیر دستیابی به توافق است، بر اهمیت این رایزنیها افزوده و این پرسش را برجسته کرده است که آیا فشار بحرانهای اخیر سرانجام کشورهای منطقه را به بازنگری در الگوهای پیشین امنیتی وادار خواهد کرد یا نه؛ الگویی که در دهههای گذشته، بیش از آنکه بر همکاری درونمنطقهای تکیه داشته باشد، به رقابتهای ژئوپلتیکی و نقشآفرینی قدرتهای خارج از منطقه وابسته بوده است.
هدفی که ابتکار تهران را
عملی کرد
هدفی که نمایندگان بلندپایه سه کشور را دیروز به تهران کشاند، البته، رویکرد تازهای در سیاست خارجی ایران نیست؛ چراکه تهران طی سالهای گذشته و پیش از آغاز جنگهای اخیر نیز بارها ایدههایی با محوریت همگرایی منطقهای و ضرورت شکلگیری «منطقهای قویتر» را پیش روی کشورهای عربی و دیگر همسایگان خود قرار داده بود اما در بسیاری از پایتختهای منطقه، این پیشنهادها بیش از آنکه بهمثابه طرحی راهبردی برای بازسازی مناسبات امنیتی تلقی شوند، در حد دعوتهایی دیپلماتیک و تعارفاتی سیاسی باقی ماندند. با این حال، تجربه دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه علیه ایران، هزینههای سنگین محاسبات مبتنی بر تضمینهای بیرونی را آشکار کرد و نشان داد که ناامنی در خاورمیانه نه در مرزهای یک کشور متوقف میشود و نه میتوان پیامدهای آن را با اتکا به حمایت قدرتهایی مهار کرد که خود در تشدید بحرانها نقش دارند؛ از همین منظر، آنچه تهران سالها بر ضرورت آن تأکید میکرد، اکنون بیش از گذشته به مسألهای عینی در محاسبات امنیتی کشورهای منطقه تبدیل شده است. چنانکه علی باقری، معاون بینالملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی روز گذشته در تبیین دستور کار نشست تهران تصریح کرد که هر سه کشور حاضر در این نشست میتوانند به همراه ایران با استفاده از تجربه موفق جمهوری اسلامی در امنیتسازی ملی، گامی مؤثر برای ایجاد یک امنیت درونزا در چارچوب ایده کارساز و مؤثر ایران در امنیتسازی منطقهای با مشارکت بازیگران منطقهای بردارند.
پیش درآمد سیاسی نشست تهران
نشست مهم تهران را نمیتوان صرفاً از لحظه ورود مقامهای ارشد پاکستان، عربستان و ترکیه به پایتخت ایران مورد توجه قرار داد؛ چرا که پیشدرآمد سیاسی این گردهمایی چند روز پیشتر در استانبول شکل گرفته بود، آنجا که وزیران خارجه عربستان سعودی، ترکیه، مصر و پاکستان در نشستی مشترک، اشغالگری رژیم صهیونیستی را ریشه اصلی بیثباتی در خاورمیانه و فراتر از آن توصیف کردند؛ موضعی که در متن تحولات پرمخاطره منطقه، نشانهای از تغییر در صورتبندی تهدیدها و بازنگری در اولویتهای امنیتی کشورهای منطقه به شمار میرود، چه آنکه برای سالها بخش مهمی از ترتیبات سیاسی و امنیتی خاورمیانه بر مبنای مهار ایران تعریف شده بود، حال آنکه گسترش دامنه جنگافروزی اسرائیل، ضرورت بازشناسی منشأ اصلی ناامنی و بازنگری در محاسبات پیشین را بیش از گذشته آشکار کرده است.
وقوع دو جنگ سبب شد که تبعات آن به مرزهای ایران محدود نماند و با تشدید ناامنی در آبراههای راهبردی، افزایش نگرانیها درباره تنگه هرمز و بابالمندب و بالا گرفتن تنشها در مناسبات بازیگران منطقهای، معلوم شد که آتش افروخته شده از سوی تلآویو میتواند زنجیرهای از بحرانهای امنیتی و اقتصادی را در سراسر خاورمیانه فعال کند. در چنین شرایطی، مسأله، ضرورت بازنگری در الگوهای امنیتیای است که به جای مهار کانونهای واقعی بحران بر صفبندیهای سیاسی و ائتلافهای محدود تکیه داشتهاند؛ الگویی که تحولات اخیر، هزینهها و محدودیتهای آن را به شکلی ملموس پیش چشم کشورهای منطقه قرار داده است.
در امتداد همین تحولات بود که نشست چهارجانبه تهران با حضور مقامهای ارشد پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه، اهمیتی به مراتب بیش از پیش پیدا کرد؛ بویژه آنکه رئیسجمهوری کشورمان با استقبال از این ابتکار، بار دیگر بر آمادگی تهران برای تعمیق همکاریهای منطقهای، رفع اختلافات و بهرهگیری از ظرفیتهای مشترک کشورهای اسلامی تأکید کرد. این موضعگیری در واقع تلاشی برای تبدیل همگرایی شکلگرفته در تشخیص تهدیدها به سازوکاری عملی برای اعتمادسازی و امنیتزایی درونمنطقهای است که میتواند با عبور از رقابتهای فرساینده و محاسبات مبتنی بر مداخله قدرتهای بیرونی، زمینه شکلگیری تفاهمی پایدارتر میان کشورهای منطقه را فراهم کند. در این معنا، میزبانی تهران از چنین نشستی، آن هم در شرایطی که تلاشهایی برای محدودسازی مناسبات منطقهای ایران جریان داشته، آشکار کننده این واقعیت است که تحولات ژئوپلتیکی خاورمیانه را نمیتوان با انزوای دیپلماتیک یک بازیگر اصلی نادیده گرفت.



