در حافظه موقت ذخیره شد...
آزمون واقعی باشگاهداری
مدیرعامل پیشین پرسپولیس
ابلاغ الزامات مجوز حرفهای از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) را باید فراتر از یک فرآیند اداری و نظارتی، فرصتی برای اصلاح ساختار باشگاههای فوتبال ایران دانست. تطابق باشگاهها با استانداردهای تعیینشده، ضرورتی است که علاوه بر افزایش پاسخگویی مدیران، میتواند به شکلگیری ساختارهایی منسجمتر، پایدارتر و حرفهایتر در فوتبال کشور منجر شود.
قوانین و معیارهای مجوز حرفهای که هر سال از سوی AFC بهروزرسانی میشوند، باشگاهها را ملزم میکنند تا در بخشهای مختلف مدیریتی، مالی، زیرساختی، حقوقی و فنی، مجموعه خود را توسعه و با استانداردهای روز فوتبال آسیا تطبیق دهند. این الزام برای فوتبال ایران اهمیت دوچندانی دارد؛ چراکه بسیاری از باشگاههای کشور بهسختی تن به تغییرات ساختاری میدهند و در مواردی، اصلاح رویههای سنتی و ناکارآمد مدیریتی بدون وجود یک الزام بیرونی با کندی پیش میرود. در چنین شرایطی، الزامات AFC میتواند نقش یک اهرم فشار مؤثر را ایفا کند و زمینهساز تغییراتی شود که تحقق آنها در شرایط عادی دشوار به نظر میرسد.
باشگاههایی که طی سالهای گذشته از توسعه آکادمیهای فوتبال غافل بودهاند، با بدهیهای مالی انباشته و پروندههای متعدد حقوقی مواجه شدهاند یا در حوزه زیرساختی ضعفهای جدی دارند، به کمک این الزامات فرصت پیدا میکنند تا در مسیر اصلاحات بنیادین قرار بگیرند. البته تحقق این هدف مستلزم آن است که فدراسیون فوتبال نیز در کنار نهادهای نظارتی کنفدراسیون فوتبال آسیا، اجرای دقیق مقررات را پیگیری کند و اجازه ندهد الزامات مجوز حرفهای صرفاً به مجموعهای از مدارک و مستندات برای عبور از یک مرحله اداری تبدیل شود.
در عین حال، یکی از نکات قابل تأمل، فاصله میان مفهوم واقعی باشگاه حرفهای و ساختار حاکم بر بخش قابل توجهی از فوتبال ایران است. به نظر میرسد بخشی از مدیران فوتبال کشور هنوز با ادبیات و الزامات صنعت فوتبال آشنایی کافی ندارند و تصمیمگیریهای آنها بیش از آن که بر پایه برنامهریزی بلندمدت و منافع پایدار باشگاه باشد، تحت تأثیر اهداف کوتاهمدت و منافع مقطعی قرار دارد. در چنین ساختاری، باشگاه گاهی به نام و نشانی محدود میشود که در سردر یک مجموعه نصب شده و تیمی متشکل از ۱۰ یا ۱۱ بازیکن را روانه مستطیل سبز میکند؛ در حالی که باشگاه فرهنگی و ورزشی حرفهای، نهادی چندوجهی است که باید از نظام مدیریتی مشخص، ساختار مالی شفاف، آکادمی کارآمد، زیرساخت مناسب، برنامه بازاریابی و چشمانداز توسعه برخوردار باشد.
یکی از اصلیترین موانع تحقق چنین ساختاری، نبود شفافیت در منابع درآمدی باشگاههاست. هنگامی که منابع مالی، شیوه تأمین هزینهها و سازوکارهای درآمدزایی بهروشنی مشخص نباشند، امکان برنامهریزی پایدار و ارزیابی دقیق عملکرد اقتصادی باشگاه نیز محدود میشود. این وضعیت علاوه بر آنکه ضعف نظارت مالی و ناکارآمدی بخشی از ساختار مدیریتی را نشان میدهد، زنگ خطری برای آینده فوتبال حرفهای ایران نیز به شمار میرود؛ زیرا استمرار آن میتواند فرآیند دریافت و حفظ مجوز حرفهای را با چالشهای جدیتری مواجه کند.
از طرفی، افق دید برخی مدیران باشگاهی همچنان به نتایج مقطعی در لیگ برتر محدود است. کسب چند پیروزی، قرار گرفتن در رتبههای بالای جدول یا موفقیت در یک فصل رقابتی، در اولویت تصمیمگیریهای آنها قرار دارد؛ در حالی که توسعه پایدار باشگاه، حضور مستمر در رقابتهای آسیایی و بینالمللی و برخورداری از استانداردهای حرفهای باید بخشی جداییناپذیر از برنامههای مدیریتی باشد. دریافت مجوز حرفهای نیز نباید صرفاً بهعنوان مانعی اداری در مسیر حضور آسیایی تلقی شود، بلکه باید آن را معیاری برای سنجش کیفیت مدیریت و میزان آمادگی باشگاه برای فعالیت در فوتبال حرفهای دانست.
اضافه شدن معیارهای بازاریابی و توسعه به شاخصهای مجوز حرفهای نیز نشان میدهد که نگاه کنفدراسیون فوتبال آسیا به باشگاهداری، صرفاً به نتایج ورزشی و الزامات اولیه مدیریتی محدود نیست.
مجوز حرفهای زمانی میتواند به عاملی مؤثر برای تحول فوتبال ایران تبدیل شود که از سطح رعایت صوری مقررات فراتر برود و به بخشی از نظام حکمرانی فوتبال کشور تبدیل شود. فدراسیون فوتبال باید در اجرای الزامات، نظارت مستمر و برخورد یکسان با باشگاهها جدیت داشته باشد و مدیران نیز به این درک برسند که حرفهایگری نه یک عنوان تشریفاتی، بلکه فرآیندی مستمر برای اصلاح مدیریت، شفافیت مالی، توسعه زیرساختها، پرورش استعدادها و ایجاد منابع درآمدی پایدار است.

