احمد آرام، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس بوشهری در ۷۵ سالگی درگذشت

در امتداد سنت ادبی جنوب

مریم شهبازی، گروه کتاب: احمد آرام، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس بوشهری، شامگاه دوشنبه 27 مهر، پس از دوره‌ای مبارزه با سرطان در سن ۷۵ سالگی چشم از جهان فروبست تا جغرافیای کلماتش در سکوت به سوگ بنشیند. 
آرام که سبک‌ نویسندگی‌اش با عناصری از فرهنگ بومی بوشهر و ذیل عنوان سوررئالیسم جنوب تعریف می‌شود، در حوزه‌های داستان‌ کوتاه و رمان، یکی از تجربه‌های ماندگار ادبیات معاصر ایران را رقم زده است.
احمد آرام، متولد ۲۲ فروردین ۱۳۳۰ در بوشهر بود. زندگی در میان بافت کهن و محله‌های تاریخی این شهر، شنیدن صدای مبهم موج‌ها در رفت‌وآمد میان دریا و خشکی، کودکی و جوانی‌اش را آکنده از افسانه‌ها و اسطوره‌هایی کرد که بعدها شالوده آثار داستانی‌اش را بر آنها بنا نهاد. 
برای آرام، آنچنان که در گفت‌وگوهایی با روزنامه ایران درباره رمان «شبی که انتو با درد خویش آشنا شد» و مجموعه داستان «خوکچه بادنما» تأکید کرده بود، جنوب و فضای حاکم بر آن صرفاً یک برچسب جغرافیایی نبود، ظرفیتی بی‌پایان بود که آن را به خدمت جهان داستانی‌اش می‌گرفت؛ سرزمینی که در آن افسانه‌ها و اسطوره‌ها حضوری دائمی دارند. اهالی ادبیات، آرام را به گواه آثارش، از نویسندگان مؤثر در داستان‌نویسی معاصر کشور می‌دانند؛ مردی برآمده از نسل هنرمندان بوشهری که همزمان با تثبیت جایگاه ادبی‌اش در دنیای داستان‌نویسی، سال‌ها با نقاشی، تئاتر و سینما نیز زندگی کرد و همین تجربه زیسته، زاویه دید منحصر‌به‌فردی به داستان‌هایش داد.
احمد آرام در ۱۸ سالگی نخستین داستانش را در مجله‌­ «فردوسی» منتشر کرد. کار تئاتر را در سال ۱۳۴۹ و با نمایشنامه «سقوط» آغاز و در دهه ۱۳۵۰ برای مدتی به تهران مهاجرت کرد، ادبیات نمایشی خواند و در سال‌های پایانی دهه ۵۰ برای تحصیل در رشته سینما  راهی ایتالیا شد و سفرهایی به جنوب این کشور و شهرهای حاشیه‌ای آن داشت. 
در آن سفرها متوجه شباهت شگفت‌انگیز ضرب‌المثل‌ها‌ و باورهای خاص حاکم بر فرهنگ شفاهی ایتالیایی‌ها با فرهنگ جنوب ایران شد که آن را نشأت‌ گرفته از حال‌ و هوای حاکم بر بنادر و نقاط اشتراک آنها می‌دانست. آرام سپس به ایران بازگشت و پیوند روحی و مادی خود را با زادگاهش حفظ کرد. او همچنین فارغ‌­التحصیل دوره‌­ کارشناسی بازیگری-‌کارگردانی و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی نیز بود.
کارنامه احمد آرام، تجلی پویایی فرم و گریز همیشگی‌‌اش از الگوهای روایی معمول است. او هنگامی که با انتشار مجموعه داستان تحسین‌‌شده‌ «غریبه در بخار نمک» در محافل ادبی درخشید و جوایزی چون لوح‌ تقدیر از نخستین‌ دور‌ه جایزه ادبی‌ «یلدا» را از آن خود کرد، نشان داد که مفهوم جنوب در سبک نوشتاری‌اش، از دایره‌ توصیف‌های مرسوم خارج شده است. 
مه غلیظ و بخار نمک در آثار او صرفاً عوارض جوی نیستند، بلکه موجودیتی جاندارند که پیکر شهر داستان‌ها را دربرمی‌گیرند و میان حال و گذشته پلی خیالی می‌زنند.
در میان آثار بلند او، رمان «شبی که انتو با درد خویش آشنا شد» نیز جایگاهی ویژه دارد. در این اثر، آرام روایتی تکان‌دهنده از تنهایی وجودی آدم‌ها ارائه می‌دهد. برخی منتقدان از این رمان به‌عنوان یکی از رمان‌های شاخص روان‌شناختی و مدرن در ادبیات داستانی معاصرمان یاد می‌کنند. این نگاه در دیگر رمان‌های او همچون «مرده‌ای که حالش خوب است» و «حلزون‌های پسر» و همچنین مجموعه ‌داستان‌های کوتاه و نمایشنامه‌های او نظیر «سگی در خانه یک آنارشیست دست دوم»، «آخرین بار کی دیدمت گندم» و «این یارو آنتیگونه داره صدای یک مرده رو ضبط می‌کنه»  نیز مشهود است. آرام در خلق فضاهای گروتسک و طنز تلخ سیاهی که مرگ را به بازی می‌گرفت، چیره‌دست بود. 
او مرگ را یک فاجعه محتوم و پایان‌بخش در نظر نمی‌گرفت، بلکه آن را یکی از بازیگران فعال در بطن زیست روزمره می‌دید؛ دنیایی که در آن ارواح همنشین  سفره‌های زندگان هستند و مردگان به بیانی طنز از وضعیت خود گلایه می‌کنند؛ مسأله‌ای که از مصادیق آن را می‌توان در آخرین کتابی که از آرام منتشر شد، یعنی در مجموعه داستان «خوکچه بادنما» دید.
زبان احمد آرام در کتاب‌هایی که از او به جا مانده، گویای بهره‌مندی نامحسوس ولی هوشمندانه‌اش از واژگان و لحن بومی است. 
این شیوه نگارش، با فضاسازی‌های بصری غنی و توصیفاتی همراه می‌شد که خواننده را پیش از مواجهه با حادثه، با حس فضا و بار اتمسفر داستان درگیر می‌کرد. وجه دیگر کارنامه احمد آرام که نباید در سایه آثار داستانی‌اش نادیده بماند، حضور اثرگذار او در قامت منتقد و داور جوایز ادبی و همچنین تدریس برای علاقه‌مندان ادبیات داستانی و نمایشی است. سال‌ها تسلط بر قواعد روایت و سینما و مطالعه پیوسته متون نظری تراز اول، از او داور و منتقدی ریزبین ساخته بود؛ آنچنان‌که سال گذشته در جمع داوران جایزه ادبی جلال آل‌احمد حضور داشت. 
احمد آرام از نسل نویسندگان جنوبی چون صادق چوبک، رسول پرویزی، محمدرضا صفدری بود که باور داشتند فرهنگ شفاهی، افسانه‌های بومی و تجربه‌های زیسته مردم یک اقلیم را می‌توان به خدمت ادبیات داستانی معاصر گرفت و صدای آن را به گوش 
جهانیان رساند.