تشدید تنشهای خاورمیانه و افزایش هزینه حملونقل و بیمه بازار جهانی انرژی را تحت فشار قرار داد
فشار ریسک عرضه بر بازار جهانی نفت
همزمان با ادامه تنشها در خاورمیانه و تهدیدهای آمریکا علیه ایران، نگرانی درباره وضعیت عرضه نفت و تردد نفتکشها از تنگه هرمز بیشتر شده است. قیمت نفت برنت در معاملات روز سهشنبه به محدوده ۱۱۱ دلار در هر بشکه رسید.(ساعت 16 روز سهشنبه به وقت ایران) به گفته برخی کارشناسان، قیمت نفت در بازار فیزیکی نیز در شماری از معاملات تا ۱۵۰ دلار افزایش یافته است. در کنار این تحولات، هزینه حملونقل و بیمه نفتکشها هم بالا رفته است. بازار جهانی نفت بار دیگر تحت تأثیر نگرانی درباره امنیت عرضه و افزایش هزینه انتقال انرژی قرار گرفته است. نااطمینانی درباره تردد نفتکشها در خاورمیانه، ریسک اختلال در زیرساختهای نفتی و ادامه جنگ روسیه و اوکراین، از عواملی هستند که میتوانند بر قیمت نفت خام و فرآوردههای نفتی فشار وارد کنند. در کنار این عوامل، افزایش هزینه حملونقل و بیمه محمولهها نیز هزینه تأمین انرژی را برای واردکنندگان بالا میبرد. اثر این تحولات تنها به قیمت نفت در معاملات آتی محدود نمیشود. تغییر مسیر کشتیها، طولانیتر شدن زمان تحویل و افزایش هزینه پوشش بیمهای میتواند قیمت تحویل محمولهها در بازار فیزیکی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، میزان اثرگذاری این عوامل به وقوع اختلال واقعی در عرضه، مدت آن و امکان استفاده از مسیرها و منابع جایگزین بستگی دارد.
محمدصادق مهرجو، کارشناس انرژی در حوزه بینالملل، در گفتوگو با «ایران» عوامل مؤثر بر افزایش قیمت نفت و چشمانداز بازار انرژی را بررسی میکند. او معتقد است تا زمانی که چشمانداز روشنتری از کاهش تنشها و وضعیت انتقال انرژی شکل نگیرد، فشار ناشی از ریسک عرضه و هزینه حمل بر بازار باقی خواهد ماند.
تنگه هرمز و هزینه انتقال انرژی
مهرجو، نااطمینانی درباره تردد نفتکشها از تنگه هرمز را یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر بازار میداند. این آبراه مسیر مهمی برای صادرات نفت کشورهای خلیج فارس و انتقال گاز طبیعی مایعشده، بویژه از قطر، به بازارهای جهانی است. از اینرو، هرگونه اختلال در عبور کشتیها میتواند زمان تحویل محمولهها و هزینه تأمین انرژی را افزایش دهد.
به گفته این کارشناس، نگرانی درباره امنیت مسیرهای دریایی، حتی پیش از کاهش محسوس عرضه، بر تصمیم شرکتهای حملونقل و خریداران اثر میگذارد. افزایش حق بیمه، تغییر شرایط قراردادهای حمل و محدود شدن شمار کشتیهای آماده فعالیت در مسیرهای پرریسک، از جمله پیامدهای احتمالی این وضعیت است.
در چنین شرایطی، باید میان افزایش قیمت ناشی از نگرانی بازار و افزایش قیمت ناشی از کمبود واقعی محمولهها تفاوت گذاشت. بخشی از واکنش قیمتها به احتمال اختلال در آینده مربوط است، اما تداوم آن به وضعیت واقعی صادرات، تردد کشتیها و زمان تحویل نفت بستگی دارد.
شکاف قیمتی میان معاملات آتی و بازار فیزیکی
مهرجو در ادامه به تفاوت قیمت نفت در معاملات آتی و بازار فیزیکی اشاره میکند. قراردادهای آتی بر پایه مشخصات معین و زمان تحویل مشخص معامله میشوند، در حالی که قیمت محمولههای فیزیکی علاوه بر شرایط عمومی بازار، به نوع و کیفیت نفت، محل تحویل، زمان دسترسی و شرایط قرارداد وابسته است.
بنابراین، بالاتر بودن قیمت یک محموله فیزیکی از قیمت شاخصی مانند برنت، بهتنهایی نشاندهنده فاصله میان قیمت «واقعی» و «کاغذی» نفت نیست. مقایسه دقیق زمانی امکانپذیر است که مشخصات محموله، تاریخ معامله و نحوه محاسبه هزینه حمل و بیمه معلوم باشد.
با این حال، افزایش هزینه تأمین و انتقال میتواند فاصله قیمت برخی محمولهها با شاخصهای مرجع را بیشتر کند. بویژه هنگامی که خریداران برای تحویل فوری یا دسترسی به نفت با کیفیت مشخص، گزینههای محدودتری داشته باشند. این فشار ممکن است در بازار بعضی فرآوردهها نیز نمایان شود.
زیرساختهای نفتی
و محدودیت مسیرهای جایگزین
این کارشناس انرژی، ریسک اختلال در زیرساختهای نفتی عربستان را از دیگر عوامل مورد توجه بازار میداند. اهمیت این زیرساختها تنها به ظرفیت تولید محدود نیست؛ خطوط لوله و پایانههای صادراتی نیز در رساندن نفت به مصرفکنندگان نقش دارند. خط لوله شرق به غرب عربستان، یکی از مسیرهای انتقال نفت به ساحل دریای سرخ است و میتواند بخشی از وابستگی صادرات این کشور به تنگه هرمز را کاهش دهد. با این حال، میزان استفاده از مسیرهای جایگزین به ظرفیت عملیاتی خطوط لوله، پایانهها و امکانات بارگیری بستگی دارد.
مهرجو معتقد است نگرانی درباره اختلال در این زیرساختها میتواند بر انتظارات بازار اثر بگذارد. ارزیابی پیامد اقتصادی چنین اختلالی، نیازمند مشخص شدن میزان کاهش ظرفیت، مدت توقف فعالیت و امکان جبران آن از مسیرهای دیگر است.
اثر متفاوت جنگ در اوکراین
بر نفت خام و فرآوردهها
ادامه جنگ روسیه و اوکراین نیز از نگاه مهرجو، یکی از عوامل مؤثر بر نااطمینانی بازار انرژی است. روسیه از تولیدکنندگان و صادرکنندگان مهم نفت و فرآوردههای نفتی محسوب میشود و اختلال در پالایشگاهها، پایانهها یا حملونقل دریایی این کشور میتواند بر جریان تجارت انرژی اثر بگذارد.
در این زمینه، باید اثر اختلال بر تولید نفت خام، فعالیت پالایشگاهها و صادرات را از یکدیگر تفکیک کرد. کاهش فعالیت یک پالایشگاه لزوماً به معنای کاهش تولید نفت خام نیست، اما میتواند عرضه فرآوردههایی مانند گازوئیل را محدود کند و بر قیمت آنها فشار وارد آورد. اختلال در پایانهها یا مسیرهای حمل نیز ممکن است صادرات را به تأخیر بیندازد یا هزینه انتقال را افزایش دهد.
به گفته مهرجو، پیامد این تحولات تنها به خریداران مستقیم انرژی روسیه محدود نمیشود. تغییر مسیر تجارت و جابهجایی تقاضا میان عرضهکنندگان میتواند قیمت نفت و فرآوردهها را در بازار جهانی تحت تأثیر قرار دهد.
بازار گاز و تقاضا
برای سوختهای جایگزین
مهرجو در بخش دیگری از این گفتوگو به ارتباط بازار گاز و نفت اشاره میکند. صادرات دریایی الانجی قطر از تنگه هرمز انجام میشود و اختلال در این مسیر میتواند بر دسترسی خریداران به محمولههای گاز اثر بگذارد.
با افزایش تقاضای گرمایشی در فصل سرد، وضعیت ذخایر، شرایط آبوهوایی و دسترسی به محمولههای الانجی برای بازار گاز اروپا اهمیت بیشتری پیدا میکند. افزایش قیمت گاز نیز ممکن است در بخشهایی که امکان فنی و اقتصادی جایگزینی سوخت وجود دارد، تقاضا برای برخی فرآوردههای نفتی را بالا ببرد. البته این جایگزینی در همه بخشهای مصرف امکانپذیر نیست و به تجهیزات، مقررات و قیمت نسبی سوختها بستگی دارد. از اینرو، اثر افزایش قیمت گاز بر تقاضای نفت را باید متناسب با شرایط هر بازار ارزیابی کرد.
بــــرش
ذخایر و چشمانداز قیمتها
در صورت بروز اختلال واقعی در عرضه، استفاده از ذخایر راهبردی یکی از ابزارهای موقت کشورهای مصرفکننده برای کاهش فشار بازار است. اثر این اقدام به حجم و زمان عرضه ذخایر و تناسب آن با نیاز پالایشگاهها بستگی دارد. برداشت از ذخایر میتواند بخشی از کمبود کوتاهمدت را جبران کند، اما جایگزین پایدار تولید و صادرات نیست. مهرجو معتقد است مسیر قیمت نفت در کوتاهمدت به وضعیت انتقال انرژی و نشانههای کاهش یا افزایش تنشها وابسته خواهد بود. کاهش ریسک حملونقل و اطمینان بیشتر از تداوم عرضه میتواند بخشی از فشار موجود بر قیمتها را تعدیل کند. در مقابل، اختلال طولانیتر در صادرات یا افزایش هزینه تحویل محمولهها، احتمال تداوم فشار افزایشی را بالا میبرد. در کنار ریسکهای عرضه، وضعیت تقاضای جهانی، تولید سایر عرضهکنندگان و سطح ذخایر نیز در تعیین مسیر قیمتها نقش دارند. بنابراین، چشمانداز بازار را نمیتوان تنها بر مبنای تحولات سیاسی ترسیم کرد؛ آنچه برای تداوم یا تعدیل افزایش قیمت اهمیت دارد، میزان اثر این تحولات بر عرضه واقعی، هزینه تأمین و تقاضای انرژی است.

