آزمون تراز کردن معیشت و ناترازی

 هدا احمدی
گروه سیاسی

 

در حکمرانی، گاهی اهمیت یک تصمیم نه در آن چیزی است که تغییر می‌دهد بلکه در حقی است که از مردم نمی‌گیرد. فهم منطق تصمیم‌گیری دولت‌ها، بویژه در شرایطی که جامعه همزمان با فشارهای معیشتی، ناترازی‌ها و محدودیت منابع عمومی مواجه است، مستلزم عبور از سطح خبرها و توجه به چارچوبی است که تصمیم‌ها در آن شکل می‌گیرند. سیاست‌گذاری در چنین شرایطی، حتماً واکنش به یک مسأله روز یا پاسخی به مطالبات مقطعی نیست. بلکه تلاشی برای ایجاد تعادل میان ضرورت اصلاحات، توان اقتصادی کشور و ظرفیت تحمل اجتماعی است. تعادلی که اگر نادیده گرفته شود، حتی تصمیم‌های ضروری نیز ممکن است هزینه‌هایی فراتر از برآوردهای اولیه را به جامعه تحمیل کنند.
طرح افزایش اعتبار کالابرگ که سخنگوی دولت در روزهای اخیر از آن خبر داده است، فرصتی برای بازخوانی رویکرد دولت چهاردهم در حوزه‌های مختلف از حمایت معیشتی خانوارها تا مدیریت مصرف انرژی را فراهم می‌کند. رویکردی که به یک پرسش محوری گره خورده است و آن اینکه چگونه می‌توان اصلاحات را بی‌آنکه فشار تازه‌ای بر زندگی مردم تحمیل شود پیش برد؟
بر اساس توضیحات دولت، افزایش اعتبار کالابرگ برای گروه‌های نیازمند در دست بررسی است. خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان بهزیستی و دیگر گروه‌های واجد شرایط، در اولویت حمایت و افزایش مبلغ اعتبار کالابرگ قرار دارند. همچنین خانوارهای سه‌نفره با درآمد ماهانه کمتر از 20 میلیون تومان که فاقد خودرو و مسکن شخصی‌اند، از جمله گروه‌های مورد توجه اعلام شده‌اند. نکته مهم در این میان، حفظ اعتبار یک‌میلیون‌تومانی کالابرگ و حذف‌نشدن مشمولان در مرحله جدید است. موضوعی که باید در کنار بررسی افزایش حمایت‌ها مورد توجه قرار گیرد.
البته افزایش حمایت معیشتی، بدون تأمین منابع پایدار، می‌تواند به تشدید کسری بودجه و در نهایت افزایش فشار تورمی منجر شود. فشاری که بیش از همه بر دهک‌های کم‌درآمد اثر می‌گذارد. لذا بررسی منابع مالی و پیامدهای احتمالی طرح از سوی سازمان برنامه و بودجه و وزارتخانه‌های مرتبط، بخشی مهم از فرآیند تصمیم‌گیری است. حال، مسأله اصلی ایجاد تعادل میان حمایت از خانوارهای نیازمند، عدالت در توزیع منابع و جلوگیری از تشدید تورم است. تعادلی که دستیابی به آن مستلزم شفافیت در معیارهای مشمولان و ارزیابی مستمر نتایج سیاست‌هاست.
این منطق را می‌توان در حوزه مدیریت مصرف انرژی نیز بررسی کرد. اصلاح الگوی مصرف بنزین، در کنار توسعه استفاده از گاز طبیعی فشرده (سی‌ان‌جی)، حمل‌ونقل عمومی و خودروهای برقی، نمونه‌ای از اقداماتی است که می‌توانند به کاهش فشار بر منابع انرژی کمک کنند. بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی دولت، در فاصله 17 شهریور تا 15 مهر، مصرف بنزین 7 درصد کاهش و مصرف سی‌ان‌جی 12 درصد افزایش یافته است. البته ارزیابی پایداری این تغییرات، به بررسی عوامل مؤثر بر مصرف و تداوم روند در دوره‌های بعد نیاز دارد.
 تجربه اصلاح الگوی مصرف بنزین نشان می‌دهد که تغییر در رفتار مصرف‌کنندگان لزوماً نباید با شوک ناگهانی به جامعه همراه باشد. اقداماتی مانند توسعه مصرف گاز طبیعی فشرده، ترویج استفاده از خودروهای برقی، استفاده از طرح دورکاری و تقویت ناوگان حمل‌ونقل عمومی و... می‌توانند در کنار سیاست‌های اصلی، زمینه اصلاح تدریجی تقاضای انرژی را فراهم کنند.
بنابر این الگوی رفتاری دولت را باید در نسبت با واقعیت‌های موجود جامعه تحلیل کرد نه در چارچوب رقابت‌های جناحی و منازعات سیاسی. مسائل مهمی مانند ناترازی انرژی، فشار بر بودجه عمومی، افزایش هزینه‌های زندگی و ضرورت حمایت از خانوارهای آسیب‌پذیر، مسائلی فراتر از مرزبندی‌های سیاسی‌اند و پیامدهای آنها نیز محدود به یک دولت یا یک دوره مدیریتی نمی‌شود.
این مسائل ماهیتی ملی دارند و حل آنها به تصمیم‌هایی نیازمند است که بر پایه بررسی‌های کارشناسی، شناخت محدودیت‌ها و ارزیابی پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت اتخاذ شوند. طبیعی است که همه مراحل این فرآیند در معرض دید رسانه‌ها قرار نگیرد. چه‌بسا کارشناسان دستگاه‌های مختلف هفته‌ها در جلسات تخصصی و بررسی‌های غیرعلنی، ابعاد یک مسأله را ارزیابی کنند تا تصمیم نهایی با کمترین خطا و بیشترین امکان اجرا به مرحله عمل برسد. اهمیت چنین جلساتی، البته، زمانی کامل می‌شود که نتایج تصمیم‌ها در نهایت با شفافیت و پاسخ‌گویی همراه باشد.
در این چارچوب، تدریجی بودن اصلاحات به معنای تعلل یا چشم‌پوشی از مشکلات نیست. در شرایطی که بخش قابل‌توجهی از خانوارها در برابر افزایش قیمت‌ها آسیب‌پذیرند، سرعت و شیوه اجرای یک تصمیم به‌اندازه خود تصمیم اهمیت دارد. اصلاح ناگهانی یک سازوکار اقتصادی، بدون فراهم کردن مقدمات لازم و پیش‌بینی آثار آن بر زندگی مردم، ممکن است مسأله‌ای را در یک بخش کاهش دهد ولی همزمان فشار تازه‌ای در بخش دیگر ایجاد کند. تجربه‌های گذشته هم نشان داده‌اند که بی‌توجهی به پیامدهای اجتماعی در تصمیم‌های اقتصادی می‌تواند هزینه اصلاحات را افزایش دهد و حتی مسیر اجرای آنها را دشوارتر کند. بنابراین، مسأله اصلی نه انتخاب میان اصلاح یا عدم اصلاح، بلکه یافتن مسیری است که ضرورت تغییر را با ملاحظات اجتماعی و معیشتی سازگار کند؛ همان مؤلفه‌ای که به نظر می‌رسد دولت چهاردهم در تصمیم سازی‌های خود اهتمام ویژه‌ای به آن دارد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • کتاب
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گفت و گو
  • زیست بوم
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • گزارش
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و نه
 - شماره نه هزار و صد و چهل و نه - ۲۳ مهر ۱۴۰۵