چگونه حافظ بخوانیم؟
اسماعیل امینی
استاد دانشگاه و پژوهشگر
دیوان حافظ در همه خانهها هست، در همه مدرسهها و کتابخانهها هست. ایرانیان هر جای دنیا که باشند وقتی دور هم جمع شوند شعری از حافظ میخوانند و درباره آن حرف میزنند و من میخواهم در این نوشته تجربههای خودم را از خواندن دیوان حافظ بیان کنم، برای کسانی که دوست دارند با شعر حافظ آشنا شوند.
گام اول این است که چاپ و تصحیح معتبری از دیوان حافظ داشته باشیم. با کمی جستوجو میتوانیم نسخهای معتبر و مناسب بیابیم. اگر میخواهیم شعر حافظ را درست و دقیق بخوانیم، میتوانیم از نسخههای صوتی که با صدای استادان حافظ شناس تهیه شده استفاده کنیم؛ البته تعدای از گویندگان و چهرههای رسانهای نیز شعرهای حافظ را خوانده و منتشر کردهاند که غالباً بیدقت است.
معمولاً هنگام خواندن شعر، نگرانیم که خطا کنیم و دیگران به ما بخندند. برای رهایی از این نگرانی میتوانیم چند شعر را با صدای خودمان ضبط کنیم و طرز خواندنمان را با شیوه شعرخوانی استادان مقایسه کنیم و بهتدریج خطاهای شعرخوانیمان را تصحیح کنیم. یک نگرانی دیگر این است که چون بسیار شنیدهایم و خواندهایم که شعر حافظ سرشار از معانی عمیق است و پر از رمز و رازهای سخنوری، بنابراین ما که به آن همه زیبایی و حکمت و عرفان دسترسی نداریم، نمیتوانیم از شعر حافظ لذت ببریم.
از آنجا که درباره حافظ بسیار مقالهها و کتابها خوانده و شرحهای گوناگون شعر حافظ را با اشتیاق مطالعه کردهام میتوانم این را بگویم که شعر، بیش از هر چیز برای خواندن است، نه برای معنی کردن. مانند قدم زدن در دشت پر از گلهای رنگارنگ است.
در لحظه لذت بردن از تماشای گل، لازم نیست که دانش گیاهشناسی را به یاد بیاوریم و حتی لازم نیست نام گلها را بدانیم. ما شعر میخوانیم و خود را به موسیقی کلمات میسپاریم.
آیا میخواهم بگویم که آن همه معانی، اشارهها، کنایهها، ایهامها، دوگانهخوانیها و رندیهای شعر حافظ، چندان مهم نیست؟ روشن است که همه این چیزهایی که نوشتم بخشی از آن زیبایی کلی شعر را میسازند، پس هر یک را که بیاموزیم دامنه بهرهمندیمان از شعر گستردهتر میشود. اما بیش از همه آنها، شعر میخوانیم تا در زیبایی سخن زبان و جهانی دیگر را تجربه کنیم و از آنچه عادی و تکراری است، فاصله بگیریم.
در این میان عجیب این است که برخی از شرحها و تفسیرهای شعر حافظ اتفاقاً برای آن است که آن زبان و جهان گریزان از تکرار و عادت را طوری بازخوانی کنند که با یکی از ساختارهای شناختهشده و عادتشده، منطبق شود.
راستش را بخواهید شعر حافظ مانند همه شعرهای خوب و خلاقانه، بهشدت عادتگریز است و از زبان معمولی و دستفرسود پرهیز دارد، از این رو بهتر است وقتی شعر میخوانیم، خودمان را برای دیدن و شنیدن و حس کردن چیزهایی آماده کنیم که غریب و ناشناخته و حتی ناسازگار به نظر میرسند و هر جا دیدیم و شنیدیم و خواندیم که برای آموختن اشعار حافظ آنها را با موضوعات دلخواه خود یا پسند روزگار تطبیق میدهند، بیاعتنایی کنیم
و بگذریم.

