هندسه حیرت

نگاهی به کتاب گمشده لب دریا نوشته‌ تقی پورنامداریان

بسیاری از ما، حافظ را چونان مُسکن و مأوایی کهن می‌شناسیم که در آن بالیده‌ایم؛ با سقف‌ بلند غزل‌هایش مأنوسیم و بر فرش نقش‌دار ایهام‌هایش، بی‌آنکه بدانیم، دمی را آسوده‌ایم اما حقیقت تلخ و در عین حال شکوهمند آن است که ما در حافظ، تنها ساکن و سائر بوده‌ایم و نه عارف و مشاهده‌گر. ما با کلمات او زندگی کرده‌ایم، بی‌آنکه معماری حیرت‌انگیز این بنای کهن را بشناسیم. کتاب «گمشده لب دریا» اثر دکتر تقی پورنامداریان، دریچه‌ای است برای خروج از این آشناپنداری رخوت‌انگیز. پورنامداریان ما را از ساحل امن قرائت‌های سطحی و کلیشه‌ای بیرون می‌کشد و به قلب طوفانی جهانی می‌برد که حافظ در آن، میان ملکوت و خاک، در برزخی ابدی ایستاده است. مطالعه این کتاب یک ضرورت وجودی است برای آن‌که دریابیم چرا حافظ ، با وجود قرن‌ها تکرار، همچنان دریایی مانده و ما را تشنه‌لب در حیرت خویش رها کرده است. کتاب «گمشده لب دریا» با عنوان فرعی «تأملاتی در معنی و صورت شعر حافظ»، به قلم دکتر تقی پورنامداریان، یکی از سترگ‌ترین، بنیادین‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین پژوهش‌های ادبی معاصر در حوزه‌ حافظ‌ پژوهی است.
این اثر در شرایطی وارد فضای آکادمیک و نقد ادبی ایران شد که سنت بررسی شعر حافظ میان دو جریان غالب و فرساینده دست‌ و پا می‌زد؛ از یک‌سو شارحان سنتی قرار داشتند که با رویکردی جزءنگر، تقلیل‌گرایانه و واژه‌نامه‌ای، غزل را به کالبدی مُثله‌شده از ابیات پراکنده تبدیل می‌کردند و با تمرکز صرف بر معنی لغات، شواهد نحوی، صنایع بدیعی و ضبط نسخ، پیکره‌ اندام‌وار شعر را نادیده می‌انگاشتند. از سوی دیگر، خوانش‌های تک‌ساحتی و ایدئولوژیک حاکم بود؛ جریان‌هایی که حافظ را یا عارفی منزوی و شارح مکتب ابن‌عربی می‌دیدند که در تمام ابیاتش در پی تبیین وحدت وجود است یا شاعری کاملاً دنیاگرا، لاقید، خیام‌وار و صرفاً معترض به اوضاع سیاسی عصر آل مظفر. پورنامداریان با درکی عمیق از نارسایی‌های این دو قطب سنتی، پروژه‌ای جامع، منسجم و مبتنی بر ابزارهای نقد ادبی مدرن به‌ویژه ساختارگرایی، فرمالیسم و هرمنوتیک ادبی را سامان داد تا نشان دهد که غزل حافظ، یک ساختار پیچیده‌ زبانی و فکری با سازوکارهای درونی منحصر‌به‌فرد است.

 تمثیل تشنگی بی‌پایان
عنوان کتاب به‌تنهایی نمودی از رویکرد پورنامداریان به شعر حافظ است. این نام‌گذاری که ریشه در بیتی از خود حافظ و در سنت تمثیل عرفانی تشنه‌کامی در کنار سرچشمه دارد، موقعیت متناقض‌نما و سرشار از حیرت مواجهه با متن حافظ را بازمی‌تاباند. خواننده و شارح در برابر اقیانوس کلام حافظ همواره در همان ساحل نخستین احساس گمگشتگی و محرومیت می‌کند؛ زلالی و جذابیت ظاهری زبان، مخاطب را به خود می‌خواند اما لایه‌های تو در تو، ایهام‌های منشوری و گریز متن از تک‌معنایی، او را چون گمشده‌ای تشنه‌لب در کنار دریا رها می‌سازد؛ از همین رو، پورنامداریان اثر خود را در پنج فصل نظام‌مند طراحی کرده تا این گمگشتگی را به سفری اکتشافی و روش‌مند در کالبدشناسی غزل بدل سازد: از بررسی زمینه‌های معنایی و ظرافت‌های هنری، تا کشف ساختار و پیوند معنایی ابیات، تشریح نظریه گفت‌وگو و تأویل متن و سرانجام اجرای عملیاتی این مبانی نظری بر غزل مطلع دیوان. هسته‌ سخت اندیشه و نوآوری تئوریک پورنامداریان در این کتاب، صورت‌بندی مفهوم مقام برزخی انسان در جهان‌بینی حافظ است. او در تبیین خاستگاه‌های فکری شاعر استدلال می‌کند که انسان در نگاه حافظ موجودی اساساً دوزیست، چندبعدی و معلق میان دو قطب ملکوت و خاک است. فرشته مظهر عقل مجرد و اطاعت محض است که از نعمت اختیار و التهاب عشق محروم مانده و حیوان اسیر غرایز طبیعی و تن بی‌خبر از بازخواست است. در این میان، تنها انسان است که بار امانت معرفت و عشق را به دوش می‌کشد و ناگزیر در برزخی ابدی میان جاذبه‌های خاکی و کشش‌های افلاکی گرفتار می‌آید. این درک برزخی، بنیان آفرینش تیپ آرمانی «رند» در شعر حافظ را پی‌ریزی می‌کند. رند، قهرمان زیست در این وضعیت برزخی است؛ او نه زاهدی است که با انکار غرایز و داعیه‌ فرشتگی به ورطه‌ سهمگین ریا و سالوس سقوط کند و نه فاسقی است که ساحت قدسی جان را یکسره در پای شهوت تباه سازد. پورنامداریان بر همین مبنا، کینه‌توزی بی‌پایان حافظ با ریاکاری را تبیین می‌کند، چراکه ریا در منظومه‌ فکری حافظ، تلاشی دروغین برای پوشاندن سرشت خاکی و خطاپذیر انسان و ادعای پاکی فرشتگان است.

 حل معمای انسجام
بزرگ‌ترین دستاورد فنی و روش‌شناختی «گمشده لب دریا»، مواجهه‌ قاطع آن با مسأله دیرین و مناقشه‌برانگیز گسست معنایی یا عدم انسجام ظاهری ابیات غزل است. برای دهه‌ها، خاورشناسان و بسیاری از منتقدان داخلی، ساختار اشعار حافظ را به دانه‌های تسبیح یا نگین‌های جداگانه‌ای تشبیه می‌کردند که پیوندی ساختاری با یکدیگر ندارند و به اصطلاح، شعر حافظ را مجمع‌الجزایری از شاه‌بیت‌های مستقل می‌دانستند. پورنامداریان این دیدگاه را از اساس به چالش می‌کشد و اثبات می‌کند که گسست ظاهری ابیات، حاصل به‌کارگیری آگاهانه‌ شگردهایی چون تداعی معانی آزاد و پدیده‌ بنیادین تغییر پرشتاب مخاطب است. حافظ در یک غزل واحد مانند کارگردانی ماهر در فنون مونتاژ سینمایی یا نویسنده‌ای پیرو جریان سیال ذهن عمل می‌کند؛ او در بیتی با نفس خود نجوا می‌کند، در بیت بعد معشوق را خطاب قرار می‌دهد، ناگهان لحن عوض کرده و ساقی یا پیر مغان را می‌خواند و در بیتی دیگر زاهد ریاکار را به محاکمه می‌کشد. پورنامداریان نشان می‌دهد اگر پرده‌ این تغییر ضمایر و خطاب‌ها کنار برود، پیوند اندام‌وار و رشته نادیدنی معنا که تمام ابیات را حول یک تجربه‌ دراماتیک واحد گرد آورده، خود را آشکار می‌سازد.
در ساحت صورت و ظرافت‌های هنری، نویسنده با نگاهی کالبدشکافانه به سازوکارهای تولید معنا می‌پردازد. او از بررسی واژگان فراتر رفته و به سطح ریزساختارهای صوتی نفوذ می‌کند؛ جایی که نشان می‌دهد چگونه تناسبات آوایی، تقارن صامت‌ها و مصوت‌ها و موسیقی درونی کلمات، نوعی اتمسفر معنایی ناخودآگاه خلق می‌کنند و ایهام‌های چندلایه را به ابزاری برای پیوند سطوح بیرونی و درونی شعر بدل می‌سازند. پورنامداریان غزل حافظ را متنی گشوده و آماده برای دیالوگ هرمنوتیکی می‌داند؛ متنی که در آن مؤلف معنا را به شکل بسته‌بندی‌شده به خواننده تحویل نمی‌دهد، بلکه خواننده را در مقام شریک فعال در خلق واقعه‌ شعری و کشف معانی نو قرار می‌دهد. نقطه‌ عطف این مباحث، فصل پایانی کتاب است که در آن، تمامی این نظریات سنگین تئوریک بر کالبد غزل «الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها» پیاده‌سازی می‌شود. او نشان می‌دهد چگونه هر بیت از این غزل نخستین، قطعه‌ای حیاتی از یک پازل وجودی پیرامون اضطراب آغازین عشق، دشواری مسیر، هول و ولای سلوک و امید به سحرگاه رهایی است.

 مناقشات نظری و محتوایی
با این همه، ژرفا و اهمیت یک اثر پژوهشی کلاسیک تنها در دستاوردهای اثباتی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در دامنه‌ مناقشات، نقدهای علمی و گفت‌وگوهایی است که در جامعه‌ ادبی برمی‌انگیزد. کتاب «گمشده لب دریا» نیز در کنار تحسین‌های گسترده، هدف نقدهای بنیادین از سوی محققان قرار گرفته است. نخستین لایه‌ نقد به فرم زبانی و نثر خود اثر بازمی‌گردد؛ منتقدان به‌درستی اشاره کرده‌اند که متن کتاب دچار اطناب مفرط، جمله‌بندی‌های طولانی، ساختارهای نحوی پیچیده و تکرار خسته‌کننده برخی مفاهیم است؛ ویژگی‌هایی که روانی متن را کاهش داده و ارتباط با ایده‌های درخشان کتاب را برای پژوهشگران دشوار می‌سازد.
در بعد نظری و محتوایی نیز مناقشات جدی‌تری مطرح شده است. برخی منتقدان باور دارند که پورنامداریان با تکیه‌ بیش از حد بر میراث عرفان نظری و متون تصوف اسلامی، شعر حافظ را تا حدی در حصار قالب‌های از پیش‌ تعیین‌شده محبوس کرده و وجه اومانیستی، عصیانگر، زمینی و شادی‌جویانه او را کمرنگ ساخته است. بر اساس این دیدگاه‌های انتقادی، جهان فکری حافظ را نمی‌توان فقط در وضعیت ثابتی به نام مقام برزخی خلاصه کرد، بلکه سیر فکری او حرکتی پویا و پرفراز و نشیب بوده که از جزمیت و دینداری تقلیدی در جوانی آغاز شده، به بیابان دهشتناک شک، اضطراب و حیرت عمیق فلسفی رسیده و گاه در قالب احوالی درخشان و گذرا، طعم تجارب ناب و اشراقی یقین را چشیده و ستایشگر زندگی زمینی شده است. همچنین، نقدهایی بر کم‌توجهی اثر به تبارشناسی اسطوره‌ای ایران باستان و مفاهیمی چون پیر مغان، جام جم و خسروانیات مطرح است که نشان می‌دهد حافظ چگونه این نمادهای کهن را در برابر زهد ریایی عصر خود بازآفرینی کرده است.
با همه‌ این ابعاد، «گمشده لب دریا» را باید بی‌تردید یکی از درخشان‌ترین و تأثیرگذارترین رویدادهای نقد ادبی معاصر ایران دانست. دکتر پورنامداریان با این اثر، استاندارد جدیدی در حافظ‌ پژوهی پی ریخت و نشان داد که عبور از پوسته‌ ظاهری شعر بدون مجهز بودن به دانش نظری و تحلیل ساختاری ناممکن است. این کتاب اثبات کرد که عظمت حافظ در معماری چندوجهی زبانی و اندیشگی اوست؛ بنایی سترگ که فهم آن نیازمند فرارفتن از ساحل امن و شجاعت غواصی در اعماق سهمگین این دریای بی‌پایان است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و شش
 - شماره نه هزار و صد و چهل و شش - ۲۰ مهر ۱۴۰۵