حمید بهنگار، رئیس انجمن فناوری اطلاعات و ارتباطات استان تهران برای «ایران» نوشت

از «هرمز» تا «هوش مصنوعی» نقشه جدید قدرت جهان

حمید بهنگار
رئیس انجمن فناوری اطلاعات
و ارتباطات استان تهران


در قرن بیستم، نقشه قدرت جهان با نفت ترسیم می‌شد؛ هر کشوری که بر منابع انرژی یا مسیر انتقال آن تسلط داشت، سهم بیشتری از قدرت اقتصادی و سیاسی جهان به دست می‌آورد. اما در دهه سوم قرن بیست‌ویکم، جهان در حال ورود به مرحله‌ای تازه است؛ مرحله‌ای که در آن «داده»، «الگوریتم» و «توان پردازشی» به اندازه نفت اهمیت یافته‌اند. پرسش مهم امروز این است که اگر تنگه هرمز نماد ژئوپلتیک انرژی باشد، هوش مصنوعی و ترانزیت داده چه جایگاهی در نظم جدید جهانی دارند؟

 اقتصاد هوش مصنوعی؛ تریلیون‌ها دلار ارزش جدید
 مؤسسه PwC برآورد می‌کند که هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۵.۷ تریلیون دلار به تولید ناخالص داخلی جهان اضافه خواهد کرد. همچنین مؤسسه McKinsey ارزش اقتصادی سالانه کاربردهای مولد هوش مصنوعی را ۲.۶ تا ۴.۴ تریلیون دلار تخمین می‌زند.
برای درک مقیاس این تحول کافی است به ارزش بازار شرکت‌های پیشرو فناوری نگاه کنیم:
  انویدیا: بیش از ۴ تریلیون دلار
  مایکروسافت: بیش از ۳ تریلیون دلار
    آلفابت: بیش از ۲ تریلیون دلار
  آمازون: حدود ۲ تریلیون دلار
 
ترانزیت داده؛ هرمز دیجیتال جهان
بیش از ۹۵ درصد ترافیک بین‌المللی اینترنت از طریق کابل‌های زیردریایی فیبر نوری منتقل می‌شود. بانکداری، بورس، تجارت الکترونیک، رایانش ابری و سامانه‌های هوش مصنوعی همگی به این شبکه وابسته‌اند. به همین دلیل کارشناسان از «گلوگاه‌های داده‌ای» به عنوان هرمزهای دیجیتال یاد می‌کنند. مسیرهای اصلی فیبر نوری، ایستگاه‌های فرود کابل‌ها و مراکز تبادل اینترنت، نقشی مشابه آبراه‌های استراتژیک در اقتصاد صنعتی دارند. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در چهارراه ارتباطی آسیا، قفقاز و خاورمیانه، ظرفیت تبدیل شدن به یک کریدور مهم ترانزیت داده را دارد؛ ظرفیتی که در صورت سرمایه‌گذاری هدفمند می‌تواند به مزیتی ژئوپلتیکی همسنگ مزیت ترانزیت انرژی تبدیل شود.
 
ژئوپلتیک جدید؛ از نفت به تراشه
قدرت هرمز بر جغرافیا استوار است، اما قدرت هوش مصنوعی بر تراشه، داده و الگوریتم بنا شده است. امروز محدودیت صادرات تراشه‌های پیشرفته، رقابت بر سر مراکز داده و سرمایه‌گذاری در ابررایانه‌ها به بخشی از سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. در واقع، اگر قرن بیستم شاهد رقابت بر سر میادین نفتی بود، قرن بیست‌ویکم شاهد رقابت بر سر GPU، مراکز داده و مدل‌های هوش مصنوعی است. این تغییر، مفهوم امنیت ملی را نیز دگرگون کرده است.
 
پیامدهای اجتماعی؛ اشتغال نفتی در برابر اشتغال دانشی
اقتصاد نفتی معمولاً سرمایه‌بر است و اشتغال مستقیم محدودی ایجاد می‌کند. در مقابل، اقتصاد دیجیتال به نیروی انسانی متخصص وابستگی بالایی دارد. افرادی که در حوزه‌های نفت از جمله حفاری، پالایش، حمل‌ونقل و صنایع سنگین تخصص دارند. همچنین متخصصان حوزه هوش مصنوعی که به علوم داده، نرم‌افزار، امنیت سایبری، طراحی تراشه، رایانش ابری و خدمات دیجیتال احاطه دارند. بنابراین، کشورهایی که سرمایه انسانی آموزش‌دیده‌تری داشته باشند، سهم بیشتری از ثروت آینده خواهند برد. در این میان، جمعیت جوان و تحصیلکرده ایران می‌تواند مزیتی راهبردی در اقتصاد دانش‌بنیان باشد.
 رقابت خاورمیانه؛ هاب انرژی یا هاب دیجیتال؟
کشورهای عربی خلیج فارس طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری‌های چند ده میلیارد دلاری در حوزه هوش مصنوعی، مراکز داده و رایانش ابری آغاز کرده‌اند. عربستان، امارات و قطر در تلاش‌ هستند تا از «هاب انرژی» به «هاب دیجیتال» منطقه تبدیل شوند. این روند نشان می‌دهد که رقابت آینده خاورمیانه تنها بر سر نفت نخواهد بود؛ بلکه بر سر ابررایانه‌ها، مراکز داده، خدمات ابری و اکوسیستم‌های هوش مصنوعی نیز خواهد بود.

 ایران در نقطه تصمیم
ایران امروز بر یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان اشراف دارد، اما این مزیت به تنهایی تضمین‌کننده قدرت آینده نیست. راهبرد مؤثر برای تحقق این مسیر آن است که مزیت انرژی با مزیت فناوری پیوند بخورد. در این میان ایران باید علاوه بر بها دادن به تنگه هرمز و بهره گرفتن حداکثری از این آبراه حیاتی برای کشور، به توسعه مراکز داده با استفاده از انرژی رقابتی بهای بیشتری بدهد، برای ایجاد کریدورهای منطقه‌ای فیبر نوری تلاش کند و به سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی بومی بپردازد. توسعه زنجیره ارزش فناوری اطلاعات، تربیت نیروی انسانی متخصص و صادرات خدمات دیجیتال و امنیت سایبری نیز از دیگر راهبردهایی است که باید در این نقطه مد نظر قرار گیرد. تنگه هرمز همچنان یکی از حساس‌ترین نقاط اقتصاد جهانی است و سالانه با جریانی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار و به روایتی تا 760 میلیارد ارزش انرژی در ارتباط قرار دارد. اما اقتصاد هوش مصنوعی در حال خلق ارزشی چندین برابر بزرگ‌تر است؛ ارزشی که بر دانش، داده و توان پردازشی استوار است و روندی رو به رشد دارد.
جهان از ژئوپلتیک نفت به سمت ژئوپلتیک داده و هوش مصنوعی حرکت می‌کند. بنابراین کشورهایی که بتوانند هم هـــــــــاب
(مرکز اتصال) انرژی باشند و هم هاب دیجیتال، برندگان اصلی نظم جدید جهانی خواهند بود. پرسش راهبردی پیش روی ایران این است که آیا در کنار هرمز، «هرمز دیجیتال» خود را نیز خواهد ساخت یا خیر.