میان شعر و تحقیق

شفیعی کدکنی توانسته میان دانستن و سرودن رابطه‌ای واقعی برقرار کند

معصومه امیرخانلو
دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران

 اگر شفیعی کدکنی را فقط به عنوان شاعر بخوانیم، بخشی مهم از جایگاه او در ادبیات معاصر ایران را نادیده گرفته‌ایم؛ و اگر او را فقط در مقام پژوهشگر، مصحح و استاد دانشگاه بشناسیم شاید از فهم سرچشمه‌ای که به بسیاری از پژوهش‌های او جان بخشیده است، باز بمانیم. اهمیت شفیعی کدکنی دقیقاً در همین همنشینی کم‌نظیر شعر و تحقیق است؛ در اینکه شاعر و محقق در آثار او نه دو شخصیت جدا، بلکه دو شیوه متفاوت برای مواجهه با زبان و ادبیات‌اند.
تازه‌ترین دفتر شعر او، «رها در زنجیر»‌، از این منظر اثری درخور تأمل است. این مجموعه که در سال ۱۴۰۵ منتشر شده،‌ عمدتاً از شعرهای کوتاه تشکیل شده است؛ شعرهایی که بسیاری از آنها در وزن آزاد سروده شده‌اند و گاه در چند کلمه تمام می‌شوند. اما کوتاهی این شعرها را نباید با سادگی آنها یکی دانست. شعر کوتاه اگر شعر باشد، حاصل کم‌گویی نیست؛ حاصل انتخاب و حذف آگاهانه است.
شفیعی کدکنی شاعری نیست که با زبان و امکانات شعر فارسی ناآشنا باشد و به همین دلیل به کوتاهی روی آورده باشد؛‌ بر عکس، او پس از دهه‌ها مطالعه و تجربه شعر فارسی، به مرحله‌ای رسیده است که می‌تواند بسیاری از چیزها را نگوید و همچنان شعر را کامل نگه دارد. در «رها در زنجیر»‌ گاهی یک تصویر، یک مکث یا حتی یک واژه،‌ جای توضیحی طولانی را می‌گیرد. بنابراین،‌ شاید ارزش اصلی این کتاب را نه در این پرسش که «آیا از مجموعه‌های پیشین شفیعی کدکنی بهتر است یا نه» بلکه در پرسشی دیگر باید جست‌وجو کرد: شفیعی کدکنی در این مرحله از شاعری، از شعر چه چیزی را ضروری می‌داند و چه چیزهایی را می‌تواند حذف کند؟
عنوان کتاب نیز برای من از همین جهت جالب است: «رها در زنجیر». ترکیبی که در خود نوعی تناقض دارد؛‌ رهایی در کنار اسارت. شاید بتوان آن را به خود شعر نیز تعمیم داد:‌ شاعر، خود را به محدودیت واژه،‌ ایجاز و سکوت می‌سپارد و از دل همین محدودیت به آزادی بیشتری در معنا و تخیل می‌رسد. در شعرهای کوتاه،‌ آنچه گفته نمی‌شود گاهی به اندازه آنچه گفته می‌شود اهمیت دارد. از این منظر، عنوان «رها در زنجیر» صرفاً یک نام شاعرانه نیست بلکه می‌تواند نوعی بیانیه زیبایی‌شناختی برای مجموعه باشد.
برای فهم این وجه از شعر شفیعی کدکنی، باید به نیمه دیگر کارنامه او، یعنی آثار پژوهشی‌اش نیز توجه کرد. «صور خیال در شعر فارسی» یکی از مهم‌ترین آثار اوست؛ پژوهشی گسترده درباره تخیل و تصویر در شعر فارسی که همچنان در مطالعات مربوط به این حوزه جایگاه مهمی دارد. در «موسیقی شعر» نیز شفیعی کدکنی به یکی از بنیادی‌ترین مسائل شعر، یعنی موسیقی و کیفیت صوتی زبان پرداخته است. «ادوار شعر فارسی»، «زبان شعر در نثر صوفیه»،‌ «رستاخیز کلمات»‌ و شماری دیگر از آثار او نیز نشان می‌دهند دغدغه اصلی او در پژوهش، شناخت سازوکار شعر و زبان در بستر تاریخی و فرهنگی آنهاست.
بخش مهم دیگری از کارنامه او به تصحیح متون کلاسیک و عرفانی مربوط می‌شود؛‌ از «اسرار التوحید» گرفته تا آثار عطار و دیگر متون عرفانی. اهمیت این کارها تنها در تصحیح یک متن و مقابله نسخه‌ها نیست. شفیعی کدکنی با این آثار، بخشی از میراث ادبی و عرفانی فارسی را دوباره در دسترس خواننده امروز قرار داده و در عین حال نشان داده که برای فهم شعر معاصر نیز باید با ریشه‌های تاریخی و زبانی آن آشنا بود.
به نظرم یکی از ویژگی‌های مهم شفیعی کدکنی همین است که پژوهش او از شعرش جدا نیست. او درباره خیال تحقیق کرده و خود شاعری خیال‌پرور است؛‌ درباره موسیقی شعر نوشته و در شعرهایش به موسیقی کلمات حساس است؛‌ در متون عرفانی و صوفیانه سال‌ها تأمل کرده و زبان و جهان عرفان در بخشی از شعر او حضور دارد. از این منظر،‌ میان شفیعی کدکنی پژوهشگر و شفیعی کدکنی شاعر، دیواری وجود ندارد. آنچه او در پژوهش درباره شعر می‌آموزد،‌ در شعر تجربه می‌کند و آنچه در مقام شاعر تجربه می‌کند، گاه در مقام پژوهشگر به پرسش درمی‌آورد. به همین دلیل، شعر او را نمی‌توان جدا از دانش گسترده‌اش درباره ادبیات فارسی خواند.
شاید «رها در زنجیر»‌ نیز ادامه همین مسیر باشد؛ مسیری که در آن، شاعر پس از سال‌ها زیستن با شعر فارسی، به سوی نوعی فشردگی و ایجاز حرکت کرده است. در اینجا دیگر لازم نیست شاعر همه آنچه را می‌داند به زبان بیاورد. دانش ادبی او پشت شعر ایستاده است، اما خود را به رخ نمی‌کشد.
این شاید یکی از تفاوت‌های مهم میان «شعر دانسته‌شده» و «شعر زیست‌شده» باشد. شفیعی کدکنی سال‌ها شعر را مطالعه کرده،‌ اما مهم‌تر از آن، شعر را زیسته است. از همین رو، پژوهش و شاعری در کارنامه او دو مسیر جداگانه نیستند؛ دو شیوه برای نزدیک‌شدن به یک جهان‌اند:‌ جهان زبان و شعر فارسی. در سالروز تولد شفیعی کدکنی،‌ شاید به جای تکرار صفت‌هایی چون «بزرگ» و «ماندگار»، بهتر باشد به همین ویژگی توجه کنیم:‌ او از معدود چهره‌های معاصر ماست که توانسته میان دانستن و سرودن رابطه‌ای واقعی برقرار کند. در کار او، تحقیق فقط سخن‌گفتن درباره شعر نیست و شعر نیز صرفاً احساس و الهام نیست. هر کدام به دیگری عمق می‌دهد.
شاید به همین دلیل است که هنوز انتشار یک دفتر تازه از شعرهای او برای جامعه ادبی اتفاقی قابل توجه است. «رها در زنجیر» نیز بیش از آنکه صرفاً دفتر تازه‌ای از یک شاعر شناخته‌شده باشد،‌ فرصتی است برای دیدن اینکه شاعری با این پشتوانه علمی و ادبی، در سال‌های پختگی خود، چه چیزهایی را هنوز برای گفتن ضروری می‌داند و از چه چیزهایی می‌تواند بگذرد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و پنج
 - شماره نه هزار و صد و چهل و پنج - ۱۹ مهر ۱۴۰۵