در حافظه موقت ذخیره شد...
سفر به تمدنها
سفری به بوسنی امیرمحمدعلی پاشا گزارشی خواندنی و دقیق از تجربه سفری در یک قرن پیش است
در مقدمه مؤلف، نویسنده پس از ستایش خداوند و ستودن پیامبر اسلام(ص)، به این نکته اشاره میکند که آنقدر به سرزمینهای اروپایی سفر کرده و آنها را درنوردیده که از تماشای آنها خسته شده، اما با این همه دست از سیاحت نمیکشد. او تلاش میکند آنچه را در سفرهایش بهعنوان تجربه به دست آورده با مخاطب در میان بگذارد؛ سفرهایی که تنها به توصیف معماریها، صنایعدستی و ابعاد تاریخی بسنده نمیکند، بلکه فراتر رفته و از فرهنگ عامه مردم سخن میگوید و دریچهای نو از سبک زندگی آن منطقه را به تصویر میکشد. از همین روست که میگوید سفر به بوسنی و هرزگووین برایش در اولویت بوده است؛ چرا که تعریفهای فراوانی از آن سرزمین شنیده و خود نیز به سرزمینهای شرقی علاقهای بسیار داشته است. کتاب «سفری به بوسنی» گزارشی خواندنی و دقیق از تجربه یک سفر در دوران اوایل عصر مدرن و دوره قاجار است که با لحنی روایی و توصیفی نگاشته شده است. شاهکلید این اثر، روایت تمدنی دیرینه است؛ تمدنی که نویسنده، با توجه به علاقهاش به ریشههای تمدنها، در پی شناخت آن برمیآید و از همین رو سفری هیجانانگیز به بوسنی را آغاز میکند. روایت نویسنده به بیش از صد سال پیش بازمیگردد؛ زمانی که سفر با درشکه و قطار امری رایج بود. بنابراین مخاطب باید انتظار داشته باشد که نویسنده از دشواریهای مسیر زمینی نیز بگوید.
ترجمه کتاب، تسلط دقیق و روشن شفیعی کدکنی به زبان عربی را نشان میدهد، او توانسته عبارتهایی که معادل آن در فارسی وجود ندارد را به نوعی قابل درک به مخاطب انتقال دهد. مترجم سعی کرده در عین حال که متن را به فارسی برمیگرداند به لحن کتاب نیز وفادار باشد. شفیعی کدکنی در ترجمه این اثر کوشیده قالب اصلی کتاب و نشانههای تاریخی آن را حفظ کند و متن را به زبان عامیانه امروز برنگرداند. از اینرو، خواننده با مطالعه کتاب میتواند درک روشنتری از دورهای پیدا کند که نویسنده اثر را، در آن نوشته است. ترجمه کتاب به لحاظ ساختار جملات بسیار موفق است. متن روان است و خواننده در حین خواندن دچار سکته و یا ابهام نمیشود.
نویسنده کتاب قرار است مسافت طولانی را برای رسیدن به بوسنی از سر بگذراند، اما آنچه کتاب را جذاب میکند این است که او از نظاره به توقفهای کوتاه و نوشتن درباره جزئیات آنها، نمیگذرد. او از قریههای کوچکی روایت میکند که پیش از رسیدن به بوسنی از آنها دیدن کرده است، از خرمنکوبی و گلّهبانی گرفته تا لباس و زیرآلات زنان. محمدعلی پاشا روایت میکند که در یکی از قریهها زنان مسلمان، لباسی شبیه عبا میپوشند و برقع میزنند و چکمههای بلند به پا میکنند.
نویسنده تا انتها با نگاه ریزبین خود از کوچکترین سنتها و فرهنگها و دیدگاههای مردم بوسنی و تمام قریهها و شهرهایی که در مسیر خود طی کرده، غافل نمیماند و انتقال این ظرایف با ترجمه بینظیر محمدرضا شفیعی کدکنی خواندنیتر میشود.

