به تماشای جهان

نگاهی به رها در زنجیر تازه‌ترین دفتر شعر محمدرضا شفیعی کدکنی

 در منظومه سترگ ادبیات معاصر ایران، هر بار که نام محمدرضا شفیعی کدکنی بر جلد کتابی تازه می‌نشیند، مخاطبان زیادی که شیفته شعر و قلم او هستند را به سوی خود جذب می‌کند. تازه‌ترین دفتر شعر او با عنوان «رها در زنجیر» که در سال 1405 از انتشارات سخن به چاپ رسید، فصلی تأمل‌برانگیز در کارنامه ادبی این چهره شاخص فرهنگ ایران است. شفیعی کدکنی که همواره پیوندی ناگسستنی با سنت‌های اصیل شعری داشته، در این اثر رویکردی نو در پیش گرفته و دفتری را پیش روی خوانندگان گشوده که از حیث ساختار و فرم، متمایز از سایر آثار اوست. این کتاب مجموعه‌ای از اشعار کوتاه در وزن آزاد است که هر کدام به تنهایی جهانی مستقل اما کامل را به تصویر می‌کشند. شفیعی کدکنی در مقدمه کتاب این‌گونه عنوان می‌کند که «این شعرهای کوتاه، که غالباً در وزن آزاد شکل گرفته است، هر کدام به جای خود یک شعر کامل است. به همین دلیل مفصل‌ترین آنها یک صفحه را در عمل اشغال کرده است.» گرچه این اشعار کوتاه هستند اما پر مغز و روانند. طبق آنچه که شاعر اشاره کرده، حتی با دو کلمه شعر می‌توان آن حسّ واقعی را به مخاطب انتقال داد.
کتاب با شعری به نام «رها در زنجیر» آغاز می‌شود، شعری که نام اصلی کتاب را به خود گرفته و یا شاید این شعر بوده که نامش روی جلد کتاب، به زیبایی نشسته است. قطعه «رها در زنجیر» نشانه پارادوکسی درخشان و تناقضی آشکار است. شاعر در این قطعه می‌سراید: «وقتی که در زلال صدایت، رها رها، از هر غم و غباری تطهیر می‌شوم/ احساس می‌کنم/ چون ماهی‌ام، میانه جویی، در آفتاب/ در موج‌ها رها و به زنجیر می‌شوم». این تصویر از رهایی در عین اسارت یا آزادی در زنجیرهای خودخواسته، تضادی ادبی و عمیق را به نمایش می‌گذارد که ریشه در تجربه‌های زیسته شاعر دارد. اشعار این مجموعه همگی از ویژگی‌های مشترک و درخشانی چون ایجاز، ایهام و تصویرسازی برخوردارند.
البته نگاه اجتماعی او که در تمام دهه‌های فعالیتش چون رودی خروشان جریان داشته است، نمی‌توان در این مجموعه نادیده گرفت. شفیعی کدکنی همواره شاعری اجتماعی بوده و در این دفتر نیز بازتاب دغدغه‌های جمعی او را می‌توان به وضوح مشاهده کرد.
اگر بخواهیم نگاهی به پیشینه او داشته باشیم، محمدرضا شفیعی کدکنی با نام مستعار م. سرشک، نخستین مجموعه شعری خود را در سال ۱۳۴۴ با نام «زمزمه‌ها» منتشر کرد و تا به امروز که «رها در زنجیر 1405» به چاپ رسیده است، کارنامه‌ای پربار و حکایت‌گر از سال‌ها انس با ادبیات را رقم زده است. این کارنامه شامل آثار شکوهمندی همچون «شبخوانی 1344»، «زمزمه‌ها 1344»، «از زبان برگ 1347»، «در کوچه باغ‌های نیشابور 1350»، «مثل درخت در شب باران 1356»، «از بودن و سرودن 1357»، «بوی جوی مولیان 1356»، «هزاره دوم آهوی کوهی 1376»، «طفلی به نام شادی 1399»، «رباعیاتی از نیشابور 1402» و «نامه‌ای به آسمان 1402» است. او اگرچه بیشتر در قالب سپید و نیمایی شعر سروده، اما ماندگاری آثارش بیش از هر چیز در غزل‌ها و قطعه‌های کوتاه عروضی دیده می‌شود که پیوند میان سنت و نوگرایی را به بهترین شکل ممکن برقرار کرده است.
جایگاه شفیعی کدکنی در حوزه نظری، تصحیح و ترجمه نیز چنان رفیع است که منتقدان ادبی او را «مرد همه فن حریف ادبیات معاصر» می‌دانند. او از سال‌های ۱۳۶۰ به بعد، پژوهش‌های خود را با رویکرد تصحیح متون ادبیات عرفانی متمرکز کرد. استاد بر این باور است که حرکت به سوی مدرنیته بدون شناخت عمیق سنت، دشواری‌های خاص خود را دارد و تاریخ‌گرایی او اگرچه فاقد یک پشتوانه تئوریک تصنعی است، اما همواره بر مستندسازی دقیق با اتکا به متون تاریخی پای‌بند است. این مسیر برای کسی که با تکیه بر استعداد ذاتی از مکتب و مدرسه راهی دانشگاه مشهد و سپس دانشگاه تهران شد، دستاوردی شگفت و دور از ذهن نیست. کتاب‌هایی همچون «صور خیال در شعر فارسی»، «موسیقی شعر»، تصحیح «اسرارالتوحید» نوشته محمد بن منور بن ابی‌سعد بن ابی‌طاهر بن ابی‌سعید میهنی و تصحیح «تاریخ نیشابور» نوشته حاکم نیشابوری، تنها بخشی از این میراث گرانبهاست که باید آن را ارج نهاد.
در نهایت باید یادآور شد که استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در مهر ۱۳۹۸ نشان عالی هنر برای صلح را در هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی هنر برای صلح دریافت کرد. همچنین شهرت جهانی او به گونه‌ای است که شعر «سفر به خیر» از مجموعه «در کوچه باغ‌های نیشابور» به قلم این شاعر نامی بر دیوار شهر «لیدن» هلند نقش بسته است. این اتفاق به ما یادآور می‌شود که شعر، مرز نمی‌شناسند و انسان‌های زیادی از اقصا نقاط جهان، مخاطب اشعار شفیعی کدکنی و بسیاری از آثار شاعران فقید ایرانی هستند. 
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و پنج
 - شماره نه هزار و صد و چهل و پنج - ۱۹ مهر ۱۴۰۵