میان خاطره و ناگفته

مروری بر مجموعه داستان فانوسی برای زن دیگر اثر جوخه حارثی

مریم شهبازی
گروه کتاب


مجموعه داستان «فانوسی برای زن دیگر» تازه‌ترین ترجمه‌ای است که از ادبیات داستانی معاصر عمان پیش روی علاقه‌مندان قرار گرفته؛ نوشته‌ای از جوخه حارثی که با ترجمه عظیم طهماسبی و از سوی انتشارات جهان کتاب منتشر شده است. در این کتاب، حارثی به جای پرداختن به رویدادهای بیرونی و پرهیاهو، تمرکز خود را بر تاریک‌خانه‌های متروک و غبارگرفته روان آدم‌ها گذاشته است. او در داستان‌های این مجموعه، روایتی از انسان‌های سرگردان میان خاطره، فقدان و پیوندهای فرسوده خانوادگی ارائه می‌دهد؛ اثری که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و به پرتره‌ای جهانشمول از روان رنجور آدمی در عصر حاضر بدل شده است.

خرده‌روایت‌هایی از زیست معاصر
جوخه حارثی نویسنده‌ای شناخته شده در جهان عرب است که نامش در سال ۲۰۱۹، با کسب جایزه جهانی «من‌بوکر بین‌المللی» برای ترجمه انگلیسی رمان «بانوان ماه» (Celestial Bodies) به محافل ادبی جهان راه یافت. او نخستین نویسنده زن عمانی و نخستین عرب‌زبانی است که توانست این جایزه معتبر را از آن خود سازد. حارثی دکترای ادبیات کلاسیک عربی خود را از دانشگاه ادینبرو در بریتانیا گرفته و از آن زمان تاکنون بر کرسی استادی در دانشگاه سلطان قابوس مسقط تکیه زده است. او به جای گرفتاری در دام مانیفست‌های سیاسی یا غرق شدن در توصیف‌های توریستی از بافت بومی، سراغ لایه‌های پنهان زیست آدمی می‌رود، به سراغ صندوقچه‌های نمور و نامه‌های نیمه‌سوز و مرور خاطراتی که هر یک روایتگر زندگی آدم‌های معمولی، به ویژه زنان هستند؛ شخصیت‌هایی که قادرند، فراتر از مرزهای زادگاهش شبیه هر یک از ما باشند. شاید بتوان گفت که او از طریق داستان‌های مجموعه «لیل ینسی ودائعه» یا همان «فانوسی برای زن دیگر» با عناوین: «دیدار»، «بهشت»، «جوش پولکی»، «هدیه‌هایی در کیسه گل‌دار»، «خرگوشی و بدعت‌های دیگر»، «طعم ستاره‌های سرد»، «رگه‌های مرمری»، «امانت‌های شبانه»، «سیاره زهره» و«فانوسی برای زن دیگر» خواهان بیان خرده‌روایت‌هایی از آسیب‌های زیست معاصر است؛ خرده‌روایت‌هایی که در نتیجه آسیب‌های تدریجی روحی در زندگی شخصیت‌های داستان‌های او به جا مانده‌اند.
آنچه در داستان‌های این مجموعه بیش از همه ملموس است، بار سنگینی است که مرور خاطرات و حرف‌های ناگفته بر دوش افراد می‌گذارند و البته مواجهه با تنهایی، حتی در جمع خانواده. داستان‌های حارثی در این مجموعه، بدون مقدمه‌چینی و ناگهانی آغاز می‌شوند، او بدون پرگویی به درون خانه‌ها و اتاق‌ها چشم می‌دوزد تا نشان دهد رنج‌های بزرگ چطور در لایه‌های پنهان روزمرگی جاخوش می‌کنند و به دردی بی‌درمان تبدیل می‌شوند. «دیدار» نخستین داستان این مجموعه است که آن را می‌توان ورودی کتاب به جهان متزلزل حارثی نیز دانست. شخصیت‌های داستان «دیدار» قرار است پس از سال‌ها جدایی و سکوت، در فضایی کاملاً معمولی و روزمره با یکدیگر روبه‌رو ‌شوند. کاراکترها تلاش می‌کنند نقاب عادی بودن به چهره بزنند، اما لرزش خفیف دست‌ها و جملات بریده‌بریده- شکست این تلاش را نشان می‌دهد. داستان«جوش پولکی» یکی از متفاوت‌ترین داستان‌های این مجموعه است که پیوند میان روان‌رنجور و بیماری‌های جسمی را به تصویر می‌کشد. در این داستان، اضطراب‌های کنترل‌نشده و آسیب‌های روانی پنهان‌شده در ناخودآگاه، به صورت یک عارضه پوستی، به روی بدن شخصیت اصلی فوران می‌کند و اینجا جسم به زبانی برای بیان ناگفته‌ها تبدیل می‌شود.

 در محاصره خاطرات اشیا
«بهشت» یکی از استعاری‌ترین و در عین حال کنایه‌آمیزترین داستان‌های این مجموعه است. عنوان داستان، تصویری از آرامش و رهایی از رنج‌های دنیوی را یادآوری می‌کند، تصویری که حارثی آن را در بستر واقعیت‌های زندگی، پیش روی مخاطب می‌گذارد. بهشت موعود در این داستان، تمثیلی از توهم خوشبختی و رفاهی است که شخصیت‌ها در چهاردیواری خانه برای خود ساخته‌اند؛ بهشتی شکننده و ظاهری که دیوارهایش بر بیگانگی عاطفی بنا شده است. داستان «خرگوشی و بدعت‌های دیگر» لحنی به مراتب کنایی‌تر دارد که نویسنده در آن با طنزی تلخ و زیرپوستی، از روابط دو نفره فراتر رفته و با مفاهیمی چون خرافه شوخی می‌کند: «وحشت‌زده به سراغم آمد، خواب دیده بود که لیوانش شکسته و تعبیرش این می‌شد که از او جدا می‌شوم. به این ترتیب او به خاطر خواب‌هایش شروع کرد به تسویه‌حساب با من.» از ویژگی‌های مشترک داستان‌های این مجموعه می‌توان به ایجاز و پرهیز از هرگونه حاشیه‌پردازی اشاره کرد. اغلب داستان‌های «فانوسی برای زن دیگر» در لحظه بحران یا درست پس از وقوع آن آغاز می‌شوند.
 در داستان‌های این مجموعه، اشیا نیز حضوری پررنگ دارد، یک آینه کهنه، کیسه‌ای گل‌دار، جای خیس لیوان روی میز یا پرده‌ای کنار زده شده، هیچ یک از این اشیا صرفاً وسایلی برای شکل‌دهی به صحنه‌ای که حارثی توصیف می‌کند، نیستند؛ بلکه هرکدام بخشی از حافظه شخصیت‌های داستان را تشکیل می‌دهند و حامل بخشی از اندوه آنان هستند. حارثی در این داستان‌ها نشان می‌دهد چگونه اشیای به جا مانده از دیگران، زندگان را محاصره و کنترل می‌کنند؛ مسأله‌ای که در داستان‌ آخر کتاب «فانوسی برای زنی دیگر» بیش از همه ملموس است؛ جایی که شخصیت زن داستان، خود را در محاصره اشیای به‌جامانده از همسر پیشین مرد می‌یابد. در این روایت، خانه‌ مشترک‌شان، به موزه‌ای از خاطرات زنی مرده  تبدیل شده و شخصیت اصلی، با شبحی از همسر درگذشته مرد می‌جنگد، نبردی نابرابر در فضایی که هر گوشه‌اش به خاطره‌ای گره خورده است. اما آنچه درباره این کتاب بیش از همه نظر منتقدان را به خود جلب کرده، آن است که او پس از تثبیت جایگاهش به عنوان یک رمان‌نویس صاحب سبک، هنوز بلد است چطور با تعداد صفحات اندک یک داستان کوتاه، دنیایی را با تمام خراش‌هایش ثبت کند و به خواننده بسپارد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و چهار
 - شماره نه هزار و صد و چهل و چهار - ۱۸ مهر ۱۴۰۵