آمار سمفا از فراز و فرود فروش فیلمهای ایرانی در نیمه اول سال
گیشه سینما از کف فروردین تا سقف شهریور
سینمای ایران نیمه اول سال ۱۴۰۵ را با یکی از کمرمقترین مقاطع خود آغاز کرد، اما در فاصله تنها چند ماه، ورق برگشت؛ از ۲۲۶ هزار مخاطب در فروردین به بیش از ۲ میلیون و ۲۳۷ هزار نفر در شهریور. آمار رسمی سینماشهر از ثبت بیش از ۶.۵ میلیون مخاطب در 6 ماه اول سال حکایت دارد.
فروردین کمرمق و شهریور پررونق؛ شکاف بزرگ در رفتار مخاطب
بر اساس گزارش روابط عمومی سینماشهر و آمار ثبتشده در سامانه مدیریت فروش و اکران سینما (سمفا)، سینمای ایران از اول فروردین تا پایان شهریور ۱۴۰۵ میزبان ۶ میلیون و ۵۸۳ هزار و ۲۷۶ مخاطب بوده است. اما اهمیت این عدد زمانی بیشتر مشخص میشود که توزیع مخاطبان در ماههای مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
فروردین با ۲۲۶ هزار و ۱۷ مخاطب، پایینترین سطح استقبال را در این دوره به ثبت رساند. در اردیبهشت، تعداد مخاطبان به ۹۵۱ هزار و ۸۲۳ نفر افزایش یافت و خرداد نیز با یک میلیون و ۶۸ هزار و ۵۸۳ مخاطب از مرز یک میلیون عبور کرد. با این حال، تیرماه بار دیگر شاهد افت مخاطب بود و تعداد تماشاگران به ۶۰۴ هزار و ۶۸۵ نفر رسید. از مرداد، مسیر تغییر کرد. یک میلیون و ۴۹۴ هزار و ۴۰۲ نفر در این ماه به سینما رفتند و در شهریور این رقم به ۲ میلیون و ۲۳۷ هزار و ۷۶۶ نفر رسید؛ بالاترین رقم ماهانه در نیمه اول سال.
این اختلاف چشمگیر را نمیتوان صرفاً یک نوسان آماری دانست. سینمای ایران بهشدت از شرایط اجتماعی، تقویم اکران و جذابیت فیلمهای روی پرده تأثیر میپذیرد. در گزارش سینماشهر نیز به شرایط اجتماعی ناشی از جنگ رمضان از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و وضعیت ویژه کشور در روزهای ابتدایی سال اشاره شده است؛ عواملی که میتوانند بخشی از افت شدید فروردین را توضیح دهند. اما رشد تدریجی پس از آن، بویژه جهش مرداد و شهریور، نشان میدهد که با تغییر شرایط و فراهم شدن مجموعهای مناسبتر از فیلمها، امکان بازگشت مخاطب به سالنها وجود داشته است.
بیش از نیمی از مخاطبان شش ماهه
در مرداد و شهریور
یکی از مهمترین نکات این آمار، تمرکز قابل توجه مخاطبان در مرداد و شهریور است. مجموع تماشاگران این دو ماه به حدود ۳ میلیون و ۷۳۲ هزار نفر میرسد؛ یعنی بیش از نیمی از کل مخاطبان سینما در شش ماه اول سال تنها در دو ماه به سالنها رفتهاند.
شهریور بهتنهایی نیز حدود یکسوم کل مخاطبان نیمه اول سال را به خود اختصاص داده است. چنین تمرکزی، اهمیت ترکیب فیلمهای روی پرده را در اقتصاد سینما برجسته میکند. در واقع، آمار سال ۱۴۰۵ نشان میدهد مسأله سینمای ایران لزوماً نبود مخاطب نیست؛ مسأله اصلی، تداوم حضور مخاطب است. اگر مخاطب در یک ماه میتواند از حدود ۶۰۰ هزار نفر به بیش از ۲ میلیون نفر برسد، به این معناست که ظرفیت تقاضا همچنان وجود دارد، اما فعال شدن آن به مجموعهای از عوامل وابسته است.
فیلمهای پرمخاطب، تبلیغات مناسب، تنوع در ژانر و داستان، قیمت بلیت، کیفیت سالنها و البته شرایط عمومی جامعه، همگی میتوانند در تصمیم مخاطب برای خرید بلیت مؤثر باشند. از این منظر، عملکرد شهریور را باید با احتیاط تفسیر کرد. این رشد قابل توجه، نشانه مثبتی برای گیشه است، اما هنوز برای سخن گفتن از یک رونق پایدار زود است. تداوم این میزان استقبال در ماههای بعد است که مشخص میکند سینما از یک دوره رکودی عبور کرده یا صرفاً یک دوره اوج موقت را تجربه کرده است.
گیشه ۴۳۰ میلیاردی
مسأله فقط فروش نیست، استمرار است
در کنار تعداد مخاطبان، گیشه سینمای ایران نیز در این بازه به فروش ۴۳۰ میلیارد و ۶۲۴ میلیون و ۵۵۷ هزار و ۸۲۵ تومان رسیده است. در مقایسه با ۶ میلیون و ۵۸۳ هزار و ۲۷۶ مخاطب، متوسط فروش ثبتشده به ازای هر مخاطب حدود ۶۵ هزار تومان محاسبه میشود؛ هرچند این عدد را نباید مستقیماً معادل قیمت بلیت دانست، زیرا عواملی مانند تفاوت نرخ بلیت و تخفیفها بر آن اثر میگذارند. با این حال، مسأله مهمتر از رقم نهایی فروش، چگونگی توزیع آن در طول سال است. بازاری که بخش بزرگی از مخاطب خود را در دو ماه پایانی شش ماهه جذب میکند، همچنان با مسأله ثبات روبهرو است.
برای سینمای ایران، افزایش مخاطب زمانی ارزش اقتصادی بیشتری پیدا میکند که به روندی قابل پیشبینی تبدیل شود. تولید و اکران فیلمهایی که بتوانند در ماههای مختلف سال مخاطب را حفظ کنند، یکی از شروط اصلی چنین ثباتی است. از سوی دیگر، این آمار یک پیام روشن برای سیاستگذاران و صاحبان سینما دارد: مخاطب ایرانی هنوز با سینما قهر نکرده است. جهش شهریور نشان میدهد که در صورت وجود فیلمهای مورد توجه و فراهم بودن شرایط اجتماعی، امکان بازگشت سریع تماشاگر وجود دارد. بنابراین، نیمه اول سال ۱۴۰۵ را میتوان دورهای دوپاره دانست؛ فروردین ملتهب و شهریور بازگشته به گیشه.

