مسیرهای تجاری متعدد چگونه به ایران در شکست محاصره دولت ترامپ کمک میکنند؟
ژئوپلتیک علیه محاصره
حسین حقانی
سفیر پیشین پاکستان
در ایالاتمتحده
اقتصاد ایران در نتیجه جنگ، محاصره دریایی و اجرای شدیدتر تحریمهای آمریکا ممکن است آسیبهایی دیده باشد، اما نابود نشده است. تهران با انتقال بخشی از تجارت خود از خلیج فارس به دریای خزر، پاکستان، آسیای مرکزی، روسیه و چین، شبکهای از مسیرهای جایگزین ایجاد کرده است. این مسیرها از انزوای کامل ایران جلوگیری میکنند. از دست رفتن مسیرهای ارزان دریایی، ایران را مجبور کرده است کالاها را با کامیون، قطار و کشتیهای کوچک منتقل کند. این روشها بسیار گرانتر هستند و ظرفیت کافی برای جایگزینی تجارت دریایی را ندارند. با این حال، هدف اصلی ایران تأمین منابع برای بقای سیاسی است.
با محدودشدن بنادر خلیج فارس، ایران استفاده از بنادر شمالی، بویژه بندر انزلی و امیرآباد را افزایش داده است. از مسیر خزر، گندم، ذرت، روغن خوراکی و برخی تجهیزات و ادوات وارد ایران میشوند. این مسیر از حضور مستقیم نیروی دریایی آمریکا دور است، اما محدودیتهایی هم دارد: بنادر خزر ظرفیت محدودی دارند. تنها کشتیهای کوچکتر میتوانند در بسیاری از این مسیرها فعالیت کنند. انتقال زمینی کالا از شمال بسیار گرانتر از حملونقل اقیانوسی است. با وجود این مشکلات، گزارشها از افزایش چشمگیر حملونقل کالا در دریای خزر حکایت دارند.
چین علیه محاصره
چین مهمترین خریدار نفت ایران و اصلیترین منبع درآمد خارجی تهران است. توافق همکاری ۲۵ ساله دو کشور که در سال ۲۰۲۱ امضا شد، به چین امکان میدهد نفت ایران را با تخفیف دریافت کند و در مقابل، فناوری، سرمایهگذاری و بازار صادراتی در اختیار ایران قرار دهد. مهمترین مسیر زمینی، خطوط ریلی شهرهای ایوو و شیآن چین است که از طریق قزاقستان و ترکمنستان به ایران متصل میشوند. این کریدور در سال ۲۰۱۴ گشایش یافت و در سال ۲۰۲۵ با ایجاد ارتباطات جدید ریلی چین توسعه پیدا کرد. انتقال کالا از این مسیر به ایران کمتر از دو هفته طول میکشد. بنابراین، خطوط ریلی چین برای انتقال کالاهای ضروری و حفظ بخشی از تجارت ایران اهمیت راهبردی دارند. نقش پاکستان نیز در ارتباط ایران و چین مهم است، زیرا بخشی از مسیرهای منطقهای تحت حمایت پکن از خاک پاکستان عبور میکنند. ادامه خرید نفت ایران از سوی چین و فراهمکردن مسیرهای تجاری جایگزین، یکی از مهمترین عواملی است که مانع فروپاشی اقتصاد ایران میشود.
کریدور شمال–جنوب
محور همکاری تهران و مسکو
حجم تجارت ایران و روسیه حدود 5 میلیارد دلار است، اما اهمیت این رابطه بیشتر از ارزش اسمی آن است. حدود ۹۰ درصد مبادلات دوجانبه از طریق سازوکار ریال ـ روبل انجام میشود.
ایران سامانه پیامرسان مالی داخلی خود، سپام، را به سامانه روسی SPFS متصل کرده است. این سامانه جایگزین روسیه برای شبکه بینالمللی سوئیفت است. این اتصال به دو کشور اجازه میدهد بدون استفاده از دلار و شبکههای بانکی تحت کنترل غرب معامله کنند. پیمان جامع مشارکت راهبردی ایران و روسیه در سال ۲۰۲۵، همکاریهایی را که طی دو دهه گذشته شکل گرفته بود، رسمیتر کرد. محور اصلی این همکاری «کریدور بینالمللی حملونقل شمال ـ جنوب» یا
INSTC است: این پروژه در سال ۲۰۰۰ توسط ایران، روسیه و هند پایهگذاری شد. طول شبکه حدود ۷۲۰۰ کیلومتر است. این کریدور ترکیبی از مسیرهای دریایی، ریلی و جادهای است و حدود ۷۵ درصد پروژه تکمیل شده است.
حمل کالا از این مسیر میتواند ۳۰ درصد ارزانتر و ۴۰ درصد کوتاهتر از مسیرهای سنتی مانند کانال سوئز باشد.
بانک توسعه اوراسیا پیشبینی میکند این کریدور تا سال ۲۰۳۰ بتواند سالانه ۳۰ میلیون تن کالا حمل کند. درآمد ترانزیتی پیشبینیشده برای ایران حدود ۱.۵ میلیارد دلار است.
کالاها هماکنون از مسیر سنپترزبورگ، آستراخان، بندر انزلی و بندرعباس جابهجا میشوند. مسیرهای ریلی دیگری نیز از قزاقستان و ترکمنستان عبور میکنند. تکمیل راهآهن رشت-آستارا میتواند اتصال ریلی مستقیم و بدون وقفهای از سنپترزبورگ تا بندرعباس ایجاد کند.
این کریدور سه شاخه دارد: مسیر غربی از اروپای شرقی، مسیر دریای خزر و مسیر شرقی از آسیای مرکزی. وجود چند مسیر به ایران و روسیه اجازه میدهد در صورت اختلال در یک شاخه، از مسیر دیگری استفاده کنند.
پاکستان؛ مسیر زمینی ایران
ایران و پاکستان مرزی حدود ۹۰۰ کیلومتر دارند. دو کشور در اوت ۲۰۲۵ تعداد ۱۲ توافقنامه امضا و هدفگذاری کردند تجارت دوجانبه تا سال ۲۰۲۸ به ۱۰ میلیارد دلار برسد. حجم مبادلات دو کشور در مارس ۲۰۲۵ به ۳.۱۳ میلیارد دلار رسیده است. پس از میانجیگری پاکستان برای آتشبس ژوئن، اسلامآباد اجازه داد کالاهای کشورهای ثالث از طریق خاک این کشور به ایران منتقل شوند. هنگامی که ایران برای مسدودکردن هرمز اقدام کرد، پاکستان 6 کریدور جادهای را برای تجارت با ایران مشخص کرد. این مسیرها بنادر زیر را به گذرگاههای مرزی گبد و تفتان متصل میکنند: کراچی؛ بندر قاسم و گوادر.
کالاهای مبادلهشده از این مسیرها شامل گاز مایع، فرآوردههای نفتی، فولاد، مواد غذایی، محصولات کشاورزی، کالاهای صنعتی، برق و گاز هستند. پاکستان از سوخت و کالاهای مصرفی ارزان ایران استفاده میکند و تأمینکنندگان ایرانی نیز به بازار پاکستان و مسیرهایی برای دریافت ارز خارجی دسترسی پیدا میکنند. دو کشور از دو ابزار اصلی برای کاهش وابستگی به بانکهای غربی استفاده میکنند: مبادله پایاپای: معاوضه مستقیم کالا بدون پرداخت معمول دلاری؛ کنوانسیون تیر ۱۹۷۵: سازوکاری برای عبور کامیونهای پلمبشده از چند مرز با تشریفات گمرکی سادهتر.
پاکستان همچنین بهطور موقت برخی الزامات معمول بانکی را برای صادرات ضروری به ایران کنار گذاشته و مقررات صادراتی را برای تسهیل تجارت ایران با آسیای مرکزی کاهش داده است. اسلامآباد این روند را فرصتی برای تبدیل پاکستان به کریدور تجارت و انرژی میان خاورمیانه و آسیای مرکزی میداند.
ترکیه، عراق و هند
تجارت سالانه ترکیه با ایران حدود 5 میلیارد دلار بوده است. آنکارا میتواند هم بازار کالاهای ایرانی، هم تأمینکننده و هم مسیر ترانزیتی باشد. این انتظار وجود دارد که آنکارا تحریمها علیه ایران را با شدت کامل اجرا نکند. عراق هم تجارت سالانهای حدود ۱۰ میلیارد دلار با ایران دارد. مرز زمینی و ادامه مبادلات رسمی و غیررسمی، عراق را به یکی از منابع مهم برای ایران تبدیل میکند.
در مورد هند هم این کشور از بنیانگذاران کریدور شمال ـ جنوب است. دهلینو احتمالاً در اجرای تحریمها محتاط خواهد بود یا برای برخی مبادلات با ایران درخواست معافیت خواهد کرد.
محتملترین سناریو این است که ایران تجارت خود را به مسیرهای شمالی و شرقی منتقل کند و شبکههای مالی و ترانزیتی خارج از کنترل آمریکا را توسعه دهد. چین و روسیه به دلایل راهبردی و پاکستان و ترکیه به دلیل منافع اقتصادی و ژئوپلتیک، به ایران کمک خواهند کرد. این شبکهها ایران را «تحریمناپذیر» نمیکنند، اما هزینه انزوای کامل آن را برای آمریکا افزایش میدهند. ایران همچنان با کاهش تجارت، تورم و هزینه حملونقل روبهرو خواهد بود، اما منابع لازم برای ادامه حیات را حفظ میکند.
منبع: پایگاه اطلاعرسانی گزارشهای خدمات اطلاعات ژئوپلتیک
در لیختنشتاین

