دبیر انجمن واردکنندگان خودرو در گفتوگو با «ایران» اعلام کرد
پشت پرده مخالفت ها با واردات خودرو
برخی از ممنوعیت واردات سود میبرند و بعضی هم می خواهند با کاهش درآمدها دولت را زمین گیر کنند
سالهاست واردات خودرو هر بار پشت یک استدلال تازه متوقف یا محدود میشود؛ یک روز کمبود ارز، روز دیگر اولویتداشتن کالاهای اساسی و حالا هم افزایش تقاضای ارزی و نگرانی از تشدید انتظارات تورمی. مهدی دادفر، دبیر انجمن واردکنندگان خودرو، اما معتقد است «این استدلالها هرچقدر هم تغییر کنند، یک نتیجه مشترک دارند: عقبانداختن پاسخ به تقاضای بازار.» او میگوید: «اگر واردات خودرو واقعاً عامل افزایش فشار ارزی است، باید یکبار آن را متوقف کرد و دید آیا با حذف خودرو از فهرست واردات، نرخ ارز و انتظارات تورمی واقعاً تغییر میکند یا خیر؟» دادفر در گفتوگو با «ایران» همچنین از پیامدهای محدودکردن واردات خودروهای کارکرده و خودروهای متعلق به ایرانیان خارج از کشور میگوید و معتقد است: «تعدد اظهارنظرها درباره واردات، بیش از آنکه به تنظیم بازار کمک کند، بر نااطمینانی موجود دامن میزند.»
گروه خودرو
اخیراً این استدلال مطرح شده که تقاضای ارز برای واردات خودرو میتواند انتظارات تورمی را تشدید کند. از نظر شما این استدلال تا چه اندازه قابل قبول است؟
اگر خودرو وارد نشود، چه اتفاقی برای بازار ارز میافتد؟ آیا با کاهش تقاضای ارز برای واردات خودرو، قیمت ارز کاهش پیدا میکند یا ثابت میماند؟ این پرسشی است که باید به آن پاسخ داده شود. جلوگیری از واردات خودرو با استدلالهای مختلف، موضوع تازهای نیست و تقریباً هر سال یک بهانه جدید برای آن مطرح شده است.
یک روز گفته میشود ارز نداریم، یک روز گفته میشود واردات خودرو تقاضای ارزی ایجاد میکند و امروز هم گفته میشود تقاضای ارز برای خودرو تشدید شده است. اگر واقعاً معتقدند واردات خودرو چنین اثری دارد، واردات را متوقف کنند و بعد ببینند آیا منابع ارزی آزاد میشود و قیمت ارز پایین میآیدیا خیر؟!
به نظر من این بازی بالاخره یک روز تمام میشود. مسأله این است که تا چه زمانی قرار است در برابر پاسخگویی به تقاضای بازار و نیاز مردم ایستادگی کنیم؟ مردم سالهاست منتظر واردات خودرو هستند و هر بار با یک استدلال جدید مواجه میشوند.
شما معتقدید مخالفت با واردات خودرو فقط یک موضوع اقتصادی نیست؟
بله. در این حوزه با دو گروه مواجه هستیم. عدهای برای اینکه خودرو وارد نشود، هزینه میکنند و عدهای هم از واردنشدن خودرو منتفع میشوند. هرکدام هم به شیوه خودشان عمل میکنند. بخشی از این مخالفتها ممکن است با هدف ایجاد نگرانی درباره افزایش هزینه زندگی و نارضایتی مردم دنبال شود و بخش دیگری هم منافع اقتصادی دارد؛ یعنی برخی افراد از نبود خودروهای وارداتی در بازار سود میبرند. من سالهاست درگیر موضوع خودرو هستم و هر دو جریان را دیدهام. اگر کسی تصور میکند با واردنشدن خودرو مشکلات اقتصادی کشور حل میشود، نرخ ارز اصلاح میشود یا شرایط بازار بهبود پیدا میکند، من میگویم واردات را متوقف کنند و نتیجه آن را ببینند. ما بارها این مسیر را تجربه کردهایم و هر بار هم مشخص شده که مسأله به این سادگی نیست. یک بخش ماجرا هم به این برمیگردد که برخی سعی میکنند دولت را زمین بزنند. یعنی واردات را ببندند تا درآمدهایی که دولت از این طریق برای خود پیشبینی کرده محقق
نشود.
در کنار این موارد، شما به نقش درآمدهای دولت از واردات خودرو هم اشاره کردید. این موضوع چه اهمیتی دارد؟
بله یک بخش دیگر ماجرا این است که دولت روی درآمدهای حاصل از واردات خودرو برنامهریزی کرده است. بنابراین وقتی مرتب در فرآیند واردات اختلال ایجاد میشود، فقط واردکننده یا مصرفکننده آسیب نمیبیند؛ درآمد پیشبینیشده دولت هم محقق نمیشود. این مسأله میتواند از دو طرف اثر بگذارد؛ از یک طرف آرامش بازار و ذهن مردم را تحت تأثیر قرار میدهد و از طرف دیگر مانع تحقق بخشی از درآمدهای دولت میشود. بنابراین اگر کسی با هدف ضربهزدن به دولت این روند را دنبال کند، در عمل یک مسأله اقتصادی را به موضوعی سیاسی تبدیل کردهاست.
اما مخالفان واردات معمولاً استدلال دیگری مطرح میکنند؛ اینکه در شرایط تحریم و محدودیت منابع، اولویت کشور باید کالاهای اساسی و دارو باشد، نه خودرو. این استدلال را چطور ارزیابی میکنید؟
این دو موضوع اصلاً ارتباطی با یکدیگر ندارند. اخیراً به صحبتهایی از یکی از کارشناسان حوزه تحریم استناد شده بود که مضمون آن این بود که کالاهای مصرفی نباید در اولویت واردات قرار بگیرند. بعد این استدلال مطرح شده بود که در کشور با کمبود دارو و برخی کالاهای ضروری مواجهیم، اما آخرین مدل خودروها وارد میشوند. سؤال من این است که آیا واردات خودرو باعث میشود واردات دارو متوقف شود؟ اگر یک واردکننده خودرو با منابع ارزی خودش خودرو وارد کند، اگر جلوی او را بگیریم، همان فرد به سراغ واردات دارو و تجهیزات پزشکی میرود؟ طبیعتاً چنین ارتباط مستقیمی وجود ندارد. بازار دارو سازوکار و فعالان خودش را دارد، فرآیندهای خاص خودش را دارد و باید برای تأمین نیازهای دارویی کشور، همان سازوکار را اصلاح و تقویت کرد. نمیتوان گفت چون خودرو وارد میشود، پس دارو وارد نمیشود. این دو بازار را نباید مقابل یکدیگر قرار داد. به نظر من این نوع استدلالها بیشتر جنبه پوپولیستی پیدا میکند و ممکن است در نگاه اول برای مردم قابل قبول به نظر برسد، اما وقتی دقیقتر بررسی کنیم، ارتباط مستقیمی میان واردات خودرو و تأمین دارو وجود ندارد.
پس از نظر شما مسأله اصلی، نحوه تأمین ارز و مدیریت بازارهاست، نه اینکه یک کالای مصرفی را در مقابل کالای دیگر قرار دهیم؟
دقیقاً. اگر قرار است درباره دارو نگرانی وجود داشته باشد، باید بازار دارو و زنجیره تأمین آن را بررسی کرد. اگر مشکل کمبود یا قیمت دارو وجود دارد، باید علت آن مشخص شود و برای آن راهحل پیدا شود. همین موضوع درباره خودرو هم صادق است. واردات خودرو یک فرآیند اقتصادی مشخص دارد و نمیتوان با متصلکردن آن به حوزههایی مانند دارو، اصل مسأله واردات را زیر سؤال برد.
در مورد واردات خودروهای کارکرده و همچنین واردات خودرو توسط ایرانیان خارج از کشور، آخرین وضعیت را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا احتمال توقف این رویه وجود دارد؟
متأسفانه دوباره زمزمههایی درباره محدودکردن این مسیرها مطرح شده و باز هم همان استدلال همیشگی یعنی نبود ارز مطرح میشود. اما در مورد ایرانیان خارج از کشور، بحث این است که خودرو با منابع متعلق به خود افراد وارد میشود. وقتی خودرو با منابع خود فرد خریداری میشود، اینکه بگوییم ارز نداریم، چندان قابل فهم نیست. ما باید دقیقاً مشخص کنیم تصمیمگیرنده این حوزه چه نهادی است و چه کسی باید درباره واردات خودرو اظهارنظر کند. اگر بانک مرکزی درباره سیاست ارزی صحبت میکند، قابل درک است، اما تنظیم بازار خودرو و سیاستگذاری واردات خودرو موضوعی است که نهادهای مسئول این حوزه باید درباره آن تصمیم بگیرند. با اینکه بیش از دو سال است که ارزی اصلاً به واردات خودرو اختصاص داده نشده و خودروهایی که وارد میشوند ارز آنها از طریق ارز اشخاص تأمین میشود.
با این حال، اخیراً درباره محدودیت واردات خودروهای لوکس هم صحبتهایی از سوی مسئولان مطرح شده است. آیا این اظهارات را به معنای احتمال محدودشدن واردات میدانید؟
وقتی یک مسئول درباره محدودیت واردات صحبت میکند، باید دید آیا اساساً مسئولیت و اختیار آن موضوع را دارد یا خیر؟ اگر وزارت صمت و دستگاههای متولی تنظیم بازار خودرو در حال سیاستگذاری هستند، بهتر است اجازه داده شود این دستگاهها کار خودشان را انجام دهند. ممکن است ما با همه تصمیمات مسئولان این حوزه موافق نباشیم، اما مسئولیت سیاستگذاری و اجرای آن باید مشخص باشد. وقتی یک دستگاه مسئول است، باید اجازه داد تصمیم بگیرد و پاسخگوی تصمیم خودش هم باشد.
یعنی از نظر شما تعدد اظهارنظرها درباره واردات خودرو، خودش به بازار آسیب میزند؟
قطعاً. بازار خودرو به اندازه کافی تحت تأثیر عوامل مختلف قرار دارد و وقتی هر روز یک اظهارنظر جدید درباره واردات، ارز یا محدودیتهای احتمالی مطرح میشود، این مسأله میتواند بر فضای ذهنی بازار اثر بگذارد. موضوع واردات خودرو فقط واردات چند دستگاه خودرو نیست. این موضوع هم به درآمد دولت مربوط میشود، هم به تنظیم بازار و هم به آرامش ذهنی مردم. بنابراین هر تصمیم یا اظهارنظری درباره آن باید با دقت و از سوی نهاد مسئول مطرح شود. در مورد خودروهای کارکرده هم باید اجازه داد سازوکاری که برای آن طراحی شده، اجرا شود. اگر قرار است محدودیتی ایجاد شود، باید مبنای روشن و قابل دفاع داشته باشد؛ نه اینکه هر بار با طرح یک مسأله جدید، مسیر واردات تغییر کند.
برش
بانک مرکزی به واردات خودرو ارز نمیدهد
دستیار رئیسکل بانک مرکزی با تشریح اولویتهای تأمین ارز کشور اعلام کرد: «در شرایط محدودیت منابع ارزی، تأمین نیازهای ضروری در اولویت قرار دارد و بانک مرکزی در شرایط فعلی ارزی برای واردات خودرو تخصیص نداده است.»
مهدی دارابی درباره ارزی که تحت عنوان واردات خودرو توسط اشخاص مقیم خارج از کشور وارد میشود نیز گفت: «بسیاری اظهار میکنند ارزی که تحت عنوان واردات خودرو توسط اشخاص مقیم خارج از کشور وارد میشود، متعلق به افرادی است که در خارج از کشور زندگی میکنند. اولاً، این ارز معمولاً از کف بازار جمعآوری میشود؛ ثانیاً، شخص مقیم خارج از کشور با استفاده از ارز موجود در حساب خارجی خود، خودرو را وارد میکند.»
به گفته دارابی، «پس از ورود خودرو به کشور، واردکننده باید حقوق ورودی را به ریال پرداخت کند و از آنجا که خودرو در داخل ایران مورد استفاده فرد مقیم خارج از کشور قرار نمیگیرد، در نهایت آن را در بازار ایران به فروش میرساند و در ازای آن ریال دریافت میکند.» او ادامه داد: «این فرد مقیم خارج، ریال حاصل از اصل سرمایه، سود و هزینه حقوق ورودی را در ایران نگهداری نمیکند؛ خودرویی که به عنوان مثال با قیمت ۳۰ هزار دلار خریداری شده در نهایت با مبلغ ریالی معادل مثلاً ۶۰ هزار دلار جهت خروج از کشور تبدیل به ارز شده و منابع ارزی کف بازار را جمعآوری میکند، چرا که ریال برای اشخاص مقیم خارج از کشور کاربردی ندارد.»
دارابی تأکید کرد که بانک مرکزی با اصل واردات خودرو مخالفتی ندارد و گفت: «تنها ملاحظه موجود این است که در برخی مواقع، موانع و محدودیتهای ارزی ایجاب میکند که واردات خودرو محدود شود.» او همچنین بر ضرورت شفاف بودن سازوکار واردات تأکید کرد و گفت: «دوم آنکه اگر قرار است واردات خودرویی صورت گیرد، شیوه انجام آن کاملاً مشخص و شفاف باشد. همچنین لزومی ندارد که رانت واردات خودرو به افراد مقیم خارج از کشور واگذار شود چرا که فرد مقیم خارج حتماً ریال حاصله را به ارز تبدیل خواهد کرد.»

