چرا باید فیلم کوتاه دید؟
بهروز شعیبی
فیلمساز
در ابتدا فقط فیلم کوتاه بود، جادوی سینما با پلانهای اندک آغاز و در طول زمان متحول شد و سایه فیلمهای بلند و سریالها بر سر آن سنگینی کرد. اما اینک به لطف پیشرفت تکنولوژی و تعدد رسانههای تصویری و شبکههای مجازی، فیلم کوتاه پاسخگوی نیاز مردمی است که با توجه به انبوه تولیدات بصری، برای دیدن وقت کم میآورند. فیلم کوتاه حالا قسمتی جدانشدنی از زندگی روزمره ما شده است. مسائل اجتماعی، سیاسی، شرایط اقتصادی و فرهنگی، فناوریهای نوین و ابداعات روزافزون در حوزه رسانه، فیلم کوتاه را از دامنه رکود و انزوا و عقبرفت، دور نگه داشته است. امروز فیلمهای کوتاه حلقههای واسط برای تقویت حافظه جمعی و ماندگاری فرهنگ یک ملت شدهاند. ما آمدهایم تا روایت کنیم. ما آمادهایم و مخاطب آمادهتر!
آنچه مسلم است، جامعه امروز و جوانان، مسائلی نو و پرسشهایی جدید دارند؛ اما چگونه باید پرسید و جواب چیست؟ یا بهتر بگویم پاسخ در نزد چه کسی است؟ سبک زندگیها نه نسبت به یک دهه قبل که نسبت به یکسال گذشته نیز تغییر کرده است. برای طرح مسائل مختلف، فیلم کوتاه یک انتخاب و حتی یک کلاس درس است؛ چگونه میتوان به سراغ اصل مطلب رفت و عصاره آن را بیان کرد؟ چرا که حاشیهها دیگر مهم نیستند و مردم دیگر وقت آن را ندارند که ساعتها برای دریافت یک پیام، زمان بگذارند. دنیای آینده دنیای فیلم کوتاه است.
در اینجا فیلم کوتاه اگر بتواند با زبان صریح خود، واقعیتهای پنهانمانده از دید نخبگان، دولتها و جامعه را روایت کند، تعامل «مردم با مردم»، «مردم با نخبگان» و «نخبگان با دولت» شکل جدیتر به خود میگیرد و تبدیل به گفتوگویی اثرگذار میشود. از همین رو، ما ابزاری قوی برای شکلگیری و تداوم حیات جامعه مدنی هستیم.
در این میان، عرصه فیلم کوتاه هر چقدر کمزمان، اندک، شاعرانه و لطیف هم که باشد عرصه پیکار است. عرصه استفاده از امکانات محدود و شگفتیهای انبوه. نبرد نابرابر با سایر رسانهها؛ برای ساخت فیلم کوتاه، گروهی کوچک با بضاعتی نه در حد سایر تولیدات سینمایی، باید آماده پیکار شود و پیام و ایده خود را به صریحترین شکل در میان انبوه آثار دیگران بیان کند، دیده شود و به حساب بیاید. بنابراین باید خلاق باشد. جسور باشد. نترسد. پیش برود و به قله برسد.
در اینجا بیننده وارد دنیایی میشود که با انبوه لوکیشنها، شخصیتها و داستانها محاصره نشده است، او درگیرفضایی سرشار از ناگفتهها و خلاقیتها میشود. در پس هر قاب و کلام، دنیایی پنهان است که باید درگیرش شوی، آنهم در دقایقی اندک. دنیای امروز دنیای نتایج سریع و آنی است، کش دادن به کارش نمیآید و هر لحظه بهمثابه پلهای است که باید از آن صعود کرد و در پلهای دیگر جای گرفت. دیدن فیلم کوتاه یک تجربه انرژیبخش برای همگان است.
خوشبختانه در ایران فیلم کوتاه با توجه به فعالیتهای مستمر نهادهای سینمایی و از جمله انجمن، وارد دوران ثبات و باروری خود شده است. به باور بسیاری، فیلم کوتاه به دلیل سرعت روایی، اجتناب در استفاده از کلیشههای مرسوم و وجود قالبهای سنتشکنانهاش، از جایگاه ویژهای مخصوصاً برای نسل جوان برخوردار شده است. مؤید این موضوع هم برگزار شدن چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه توسط انجمن سینمای جوانان ایران در همین ماه است. چهل و سه سال یعنی چیزی فراتر از بلوغ. یعنی کامل شدن. فیلم کوتاه در طول این دوران، دگرگونی و البته تأثیرات فراوانی را به خود دیده است.
در یکی دو سال گذشته اگرچه جنگ باعث محدودیتهایی شد اما از طرفی دیگر جریان فیلم کوتاه نشان داد توانایی بازچنگآوری تجربهای نو را برای مخاطبان درگیر با جنگ فراهم میکند. تجربهای که در جشنواره امسال بخش ویژهای به خود اختصاص داده و عیانتر از همیشه در معرض قضاوت و نقد قرار خواهد گرفت. میتوان گفت امروز فیلمهای کوتاه فرصتی عالی برای کنار زدن مرزها و مرزبندیها هستند. شاید امروز وظیفه فیلم کوتاه روایت آن چیزی است که بر سر انسان معاصر میآید. برای همین هم میتوان گفت که فیلم کوتاه نسبت به فیلم بلند، آزادتر و رهاتر است و سریعتر واکنش نشان میدهد.
این روزها راویان و مخاطبان فیلم کوتاه در ایران نسلی ممتازتر از نسلهای پیشین هستند. نسلی که علاوه بر اندوختهها و تولیدات بومی، با فیلمهای روز جهان، انواع پلتفرمهای بینالمللی و داخلی، تنوع بیحد و حصر روایتهای تصویری در شبکههای اجتماعی و دستیاری هوش مصنوعی نیز آشناست. نمیتوان این قدرت نوظهور را نادیده گرفت. دنیا نیز ما را نادیده نگرفته و جولان فیلمهای کوتاه ایرانی در جشنوارههای بینالمللی و کسب جوایز متعدد نشان از تثبیت موقعیت جوانان ایرانی در جریانسازی سینما دارد.

