گزارش «ایران» از اکران فیلم سینمایی «روزی روزگاری در خاورمیانه»
جنگ در خاورمیانه از نگاه سینمای چین
دلارام احمدی
خبرنگار «ایران» در چین
شهروندان چین، این ساکنان شرق آسیا، به جنگهایی که در غرب آسیا در جریان بوده یا هست، چگونه نگاه میکنند؟ برای یافتن این پاسخ، نیازمند کاوشی عمیق در فرهنگ سیاسی چین هستیم تا دریابیم که آنان از چه زاویهای به خود و مسألههای دیگر جوامع و مناطق روی زمین، از جمله غرب آسیا مینگرند؟ اما سینما، دریچهای است که امکان میدهد به جای کاوشهای عمیق و طولانیمدت، دریافتی سریع و صریح از این رویکرد داشته باشیم. زیرا سینما، جایی است که فرهنگ سیاسی و تمدنی یک کشور و نگاه این فرهنگ و تمدن به پدیدههای بیرون از جهان خویشتن، به سادهترین شکل بیان میشود.
فیلم سینمایی «روزی روزگاری در خاورمیانه»، که محصول سینمای کشور چین است و بهتازگی در سینماهای این کشور اکران شده، از همین جنس است.
جنگ از نگاه سینمای چین
به طور کلی، جنگ یکی از ژانرهای رایج سینمای جهان بوده و خاورمیانه نیز به دلیل تجربه دورههای طولانی ناآرامی، بارها به عنوان پسزمینه این گونه آثار سینمایی انتخاب شده است. اما بسیاری از فیلمهایی که در بستر درگیریهای منطقه غرب آسیا ساخته شدهاند، عمدتاً داستان خود را از نگاه سربازان آمریکایی برای بینندگان خود در سراسر جهان روایت کردهاند. اما فیلم سینمایی «روزی روزگاری در خاورمیانه» منظر دیگری را برای روایت داستان جنگ انتخاب کرده است. داستان این جنگ نه از سوی نظامیان آمریکایی روایت میشود و نه هیچ طرف دیگری در یک جنگ. «روزی روزگاری در خاورمیانه» داستان جنگ را از دریچه چشم مردم عادی و البته چینیها، روایت میکند؛ مردمی که قربانی بیواسطه یا قربانی پیامدهای جنگ هستند.
«روزی روزگاری در خاورمیانه» را «وِن مویه» کارگردانی کرده و تنها در ۳۲ روز اول اکران خود در چین، 2 میلیارد و 12 میلیون یوان (حدود ۲۹۶ میلیون دلار) فروش داشته است. فیلم در وبسایت IMDB امتیاز ۸.۳ را کسب کرده است.
داستان فیلم درباره «شو فو»، آشپزی از شمالشرقی چین است که با هدف کسب درآمدهای بیشتر و پرداخت بدهی سنگین خانواده، خانه و کشور خود را ترک میکند. او در شهری در منطقه غرب آسیا، که در آتش درگیریهای نظامی میسوزد، به همراه «ما جونشنگ»، یک چینی دیگر، یک رستوران چینی به نام «اژدها» راهاندازی میکند. جونشنگ و فو در این رستوران غذاهای اصیل چینی را برای تاجران، آوارگان و نظامیان، از هر دو سوی منازعه آماده میکنند و میفروشند.
برای مدتی، این رستوران کوچک به پناهگاهی در جهانی ناآرام تبدیل میشود. اما سرانجام جنگ به آستانه این پناهگاه هم میرسد. هنگامی که شهر در هرجومرج فرو میرود، مردی که فقط میخواست زنده بماند، میبیند که آشپزخانهاش به پناهگاهی برای کودکان یتیم و غیرنظامیان تبدیل شده است.
این آشپز چینی که در آغاز فیلم فقط به فکر بقای خود بود، بهتدریج نقش یک محافظتکننده از دیگران را به خود میگیرد.
از غذا تا جنگ
چین در اواخر سپتامبر امسال، از روزنامهنگاران کشورهای مختلف جهان از جمله ایران، دعوت کرده است تا در نمایش این فیلم شرکت کنند. فیلم دارای جلوههای ویژه پیشرفته، کیفیت بصری بالا و داستانی است که بهخوبی پردازش شده است. پس از نمایش، عوامل فیلم، از جمله کارگردان، روی صحنه آمدند و به پرسشهای خبرنگاران پاسخ گفتند.
«ون مویه» در پاسخ به خبرنگار «ایران» مبنی بر اینکه چه چیزی او را به سمت ساخت یک فیلم سینمایی در ژانر جنگ سوق داده و چرا خاورمیانه را به عنوان محل وقوع داستان خود برگزیده است، گفت: «من از ابتدا قصد نداشتم سراغ داستانهایی با مضمون جنگ بروم. ایده این فیلم در سال ۲۰۱۷ و اندکی پس از ساخت اولین فیلم بلند دیگرم، یعنی «مردن برای بقا» به ذهنم رسید.»
وی ادامه داد: «گزارشهای خبری رسانهها درباره چینیهایی که در خاورمیانه به کارهای مختلف مشغول هستند که رستورانداری از جمله آنهاست، توجه مرا به خود جلب کرد و همین انگیزهای شد تا تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام دهم.»
این کارگردان اظهارکرد: «در ادامه، با برخی از شهروندان چینی که در مناطقی از این دست در خاورمیانه رستورانداری میکردند، گفتوگو کردم و همین موضوع جرقه شکلگیری داستان را زد.»
«ون مویه» گفت: «احساس کردم در تقابل میان غذا و جنگ، فرصتی وجود دارد تا دیدگاههایم را درباره جنگ و صلح بیان کنم و به اختلافها، درگیریها و سرنوشت کودکان یتیم جنگ از زاویه نگاه یک آشپز معمولی چینی بپردازم.»
آنچه فیلم درباره چین به ما میگوید
چین، اغلب به عنوان بازیگری بیطرف در منازعات خاورمیانه شناخته میشود. از این رو، ممکن است این فیلم استعارهای از رویکرد پکن در قبال درگیریهای نظامی در غرب آسیا نیز تفسیر شود. در این فیلم، شخصیت اصلی داستان، از ورود به خشونت خودداری میکند و به جای آن میکوشد با گردهم آوردن افراد مختلف بر سر یک سفره غذا، فارغ از عقاید و وابستگیهایشان، به صلح و امنیت کمک کند. او همچنین تلاش میکند تا خشم یک پسر یتیم از پیامدهای این جنگ و آسیبهایی که دیده است، به خشونت تبدیل نشود.
با این حال، کارگردان این فیلم، معتقد است که قصد خلق چنین استعارهای را نداشته است. «ون مویه» به «ایران» گفت: «هیچگاه واقعاً به این فکر نکردم که داستان چه نمادهایی ممکن است در خود داشته باشد و از آن زاویه نیز به آن نگاه نکردم. روایت فیلم کاملاً بر شخصیتهای آن استوار است و بر دیدگاه شخصی و تجربههای منحصربهفرد یک آشپز معمولی چینی تمرکز دارد.»
از جمله نکات جالب در این فیلم، تکرار چند باره عبارت «غذای خوب خوردن» در طول فیلم است، عبارتی که نشانه تأکید سازندگان بر اهمیت زندگی روزمره و نیز دغدغههای ساده مردم است. شخصیت اصلی فیلم نیز از طریق تهیه و توزیع غذا افراد را به یکدیگر نزدیک میکند؛ بدون آنکه زبان، ملیت یا شغل آنان برای این رستوراندار چینی ساکن در خاورمیانه جنگزده برای او اهمیتی داشته باشد.
داستان فیلم در فضای شهر یا کشوری عربی روایت میشود، اما میتواند نکات درخور توجهی داشته باشد. به دیگر سخن، گرچه فیلمساز هرگونه پیامهای سیاسی فیلم را غیرواقعی یا پیامی غیرمستقیم توصیف میکند، اما نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که در هر حال، این فیلم در حال بیان نوع نگاه یا نوع روایت چینی به نزاعهای نظامی در غرب آسیاست.

