در حافظه موقت ذخیره شد...
هم جنگ هم مذاکره
دبیر کل جمعیت پیشرفت و عدالت
هم جنگ و هم مذاکره، یک منطق اصولی است که راهبرد اساسی خود را رسیدن به بازدارندگی از طریق ابزارهای مختلف قرار داده. ایران مقتدر در زمان لازم با تمام توان میجنگد تا دشمن را عقب زده و به او ضربه بزند و در لحظه پیروزی میدانی، مذاکره میکند تا این پیروزی را تثبیت کند. این منطق معتقد است باید از تمام ابزارهای نظامی با استفاده از خلاقیتهای نوین در چارچوب استراتژی جنگ نامتقارن، به این دشمن ضربات دردناک وارد ساخت. اما در کنار آن، مذاکره را ابزاری برای پیروزی سیاسی قرار میدهد. درواقع میدان دیپلماسی را نیز مانند میدان نظامی، یک آوردگاه نزاع با دشمن آمریکایی معرفی میکند که قرار است در آن نیز با دشمن درگیر شود و پیروزی برای کشور به دست آورد.
از همین جهت، این منطق با نگاهی که در دهه نود به دنبال مذاکره بود و قواعد حقوق بینالملل یا مشروعیت سیاسی را اصل قرار میداد بسیار متفاوت است. زیربنای زورمندی در دوران کنونی به اصل واضح قواعد جهانی تبدیل شده است؛ پس مذاکره هم با همین قاعده و منطق پیش خواهد رفت. در این نگاه، آمریکا دشمن است و هر انتظاری از او به غیر از دشمنی اشتباه و سادهلوحانه خواهد بود. لذا کشور و حکمرانان آن هر لحظه باید مراقب خدعه یا فریبکاری این دشمن باشند. اما در عین حال، زمانی که او در ضعف است، باید امتیازاتی را نقد کرد.
لذا مذاکره، تفاهم یا توافق براساس خوشبینی به دشمن نیست بلکه مبتنی بر برآورد ضعف در دشمن و لحظه دریافت امتیاز است که از درون یک مارپیچ فشار به دست آمده است. با این توضیحات میتوان دو نگاه دیگر موجود در کشور که با منطق «هم جنگ، هم مذاکره» مخالف هستند را نقد کرد. در یک طرف، نگاهی وجود دارد که جنگ را بدون چشمانداز مشخص و سناریوهای واقعبینانه تجویز میکند و مشخص نمینماید که پس از ضربات مختلف به دشمن، قرار است در پایان این مسیر چه اتفاقی بیافتد.
در مقابل، طیف دیگری هستند که مردم را از جنگیدن میترسانند و تلاش دارند تا نسخههای قبلاً تجربه شده را به کشور حقنه کنند. اینان نیز در نهایت نسخهای جز تسلیم کشور به سبک ونزوئلا ندارند. هردو این نگاهها علاوه بر عوارض متعدد درونیشان مانند استحاله قدرت نظامی یا تسلیم کشور، عملاً بازدارندگی نیز ایجاد نکرده و دشمن را به حملات بیشتر تطمیع میکنند. یکی با ضعیف کردن قدرت نظامی و داخلی و دیگری با تسلیم شدن و پاسخ مثبت به هر خواسته دشمن. منطقی که رئیس مجلس و رئیس جمهوری از آن سخن میگویند، هر دو ابزار را لازم و ضروری میداند. هم جنگیدن با تمام توان و هم مذاکره کردن با تمام منطق و عقلانیت. نه از جنگ باید ترسید تا با این ترس دست تسلیم به سمت دشمن دراز کرد و نه از مذاکره باید ترسید تا کشور را دچار استحاله قدرت کرد. این رویکرد، ایران را هم در عرصه نظامی قدرتمند میبیند و هم در منطق و توان گفتوگو.
این روزها نیز همان منطق دوباره استوار است. دشمن سعی دارد با ایجاد فشار اقتصادی و محاصره دریایی، اراده خود را به ایران عزیزمان تحمیل کند. ما نیز با بستن تنگه هرمز، به او فشار میآوریم تا خواستههایمان را بپذیرد. لحظهای که دشمن خسته و ملول شود، باید با مذاکره، امتیازات را نقد کرد و اگر خواست دوباره دچار خطای محاسباتی و حماقت شود، باید با قدرت نظامی او را عقب زد. اینجاست که کارآمدی منطق هم جنگ و هم مذاکره نمایان میشود.

