ضعف ساختاری آشکار
ابراهیم قاسمپور
مربی پیشین تیم ملی فوتبال
حذف تیم فوتبال امید ایران در بازیهای آسیایی ناگویا، آن هم با شکست سنگین برابر کره شمالی، بار دیگر ضعفهای ساختاری فوتبال پایه ایران را به نمایش گذاشت. وقتی چنین اتفاقاتی طی چند دهه تکرار میشود، باید ریشههای آن را در ساختار فوتبال جستوجو کرد.
تیم امید با وجود در اختیار داشتن چند بازیکن شناختهشده از تیمهای لیگ برتری، در برابر کره شمالی از نظر سازمان تیمی و کیفیت اجرای برنامههای فنی عملکرد قابل قبولی نداشت. البته محدودیت در برگزاری بازیهای تدارکاتی و آمادهسازی مناسب، همانطور که پیشتر از سوی حسین عبدی مطرح شده بود، بیتأثیر نیست؛ اما نمیتوان تمام مشکلات را به این موضوع نسبت داد.
آنچه در زمین دیده شد، ضعف در کنترل و گردش توپ، تصمیمگیری تحت فشار، فاصله نامناسب خطوط و مشکلات تیم در انتقال از دفاع به حمله و برعکس بود. دریافت چهار گل نیز بیش از آنکه تنها یک آمار باشد، نشاندهنده مشکلاتی در ساختار دفاعی و تمرکز تیمی است. عملکرد برخی بازیکنان نیز نیازمند بررسی جدی است. بازیکنی که در سطح لیگ برتر بازی میکند، باید در مهارتهای پایه، کنترل توپ، پاس، بازی تحت فشار و نبردهای یکبهیک، کیفیتی متناسب با سطح حرفهای فوتبال نشان دهد. فوتبال امروز تنها به شوت، سانتر و پاس کوتاه محدود نیست؛ سرعت تصمیمگیری و درک تاکتیکی بخش مهمی از کیفیت یک بازیکن حرفهای است.
اما مسئولیت این ناکامی فقط متوجه بازیکنان نیست. استعدادیابی، آموزش پایه، کیفیت مربیگری، برنامه آمادهسازی و مدیریت فوتبال ردههای سنی همگی باید مورد ارزیابی قرار گیرند. شکست برابر کره شمالی یک هشدار جدی است؛ نه برای سرزنش چند بازیکن یا مربی، بلکه برای بازنگری در ساختاری که سالهاست خروجی آن، تکرار یک ناکامی قدیمی است.

