«ایران» ناکامی تیم فوتبال المپیک در بازی‌های آسیایی ناگویا را بررسی می‌کند

وقتی شکست، عادت می‌شود

سینا حسینی / حذف تیم فوتبال امید ایران از مرحله گروهی بازی‌های آسیایی ناگویا، یک ناکامی ساده در یک تورنمنت آسیایی نبود، بلکه برای چندمین بار در سال‌های اخیر، ضعف‌های قدیمی فوتبال پایه ایران را برملا کرد تا مشخص شود نبود یک استراتژی هدفمند می‌تواند به تکرار یک ناکامی بزرگ منجر شود. تیمی که رقابت‌ها را با پیروزی برابر امارات آغاز کرد، مقابل چین به تساوی رسید و در مسابقه سرنوشت‌ساز برابر کره شمالی، تیمی که پیش از این دیدار تنها یک امتیاز داشت، شکست خورد تا خیلی زود از گردونه رقابت‌ها کنار برود.
تلخی ماجرا فقط به این حذف ناباورانه و دور از انتظار بازنمی‌گردد؛ آنچه نگران‌کننده‌تر است، تکرار الگویی آشناست. تیم امید هر دوره با امیدهای تازه وارد مسابقات می‌شود، اما در نهایت همان پرسش‌های قدیمی دوباره مطرح می‌شوند. چرا فوتبال پایه ایران هنوز از یک استراتژی روشن و بلندمدت برخوردار نیست؟ چرا برای ساختن تیمی که قرار است پشتوانه فوتبال ملی باشد، برنامه‌ای فراتر از یک تورنمنت وجود ندارد؟
فوتبال ایران زمانی یکی از قدرت‌های بلامنازع فوتبال بازی‌های آسیایی بود. تیم امید ایران چهار بار عنوان قهرمانی این بازی‌ها را در کارنامه خود به ثبت رسانده است که آخرین بار در سال ۲۰۰۲ در بوسان، شاگردان برانکو ایوانکوویچ مدال طلای این بازی‌ها را به کلکسیون افتخارات خود اضافه کردند. از آن قهرمانی ۲۴ سال گذشته و در این فاصله، بهترین نتیجه ایران کسب مدال برنز در دوحه ۲۰۰۶ بوده است. پس از آن، چهارمی در گوانگژو ۲۰۱۰، حذف در مرحله گروهی اینچئون ۲۰۱۴، حذف در مرحله یک‌هشتم نهایی جاکارتا ۲۰۱۸، حذف در یک‌چهارم نهایی هانگژو و حالا حذف در مرحله گروهی ناگویا، کارنامه‌ای است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت.این نتایج بیش از آن‌که حاصل یک دوره ناموفق باشد، نشانه تداوم یک چالش ساختاری در فوتبال پایه ایران است.
در فوتبال امروز، پرورش استعداد دیگر به کشف چند بازیکن مستعد و سپردن آنها به یک مربی محدود نمی‌شود. کشورهای پیشرفته فوتبال آسیا سال‌هاست روی آکادمی‌ها، آموزش مربیان، استعدادیابی علمی، تحلیل داده، توسعه مهارت‌های فنی و ایجاد مسیر مشخص از رده‌های پایه تا تیم ملی سرمایه‌گذاری می‌کنند. بازیکن نوجوان باید بداند از اولین روز حضور در فوتبال پایه تا رسیدن به سطح حرفه‌ای، چه مسیری پیش روی او قرار دارد.
در فوتبال ایران اما هنوز نگاه مقطعی بر فوتبال پایه سایه انداخته است. نزدیک شدن به یک تورنمنت، تشکیل اردو، جمع کردن بازیکنان و تلاش برای رسیدن به نتیجه، جای برنامه‌ریزی بلندمدت را گرفته است. تیم امید نباید پروژه‌ای باشد که چند ماه پیش از یک مسابقه مهم آغاز شود و پس از پایان همان مسابقات نیز به فراموشی سپرده شود. تیم امید باید حلقه‌ای از یک زنجیره منسجم باشد؛ زنجیره‌ای که باشگاه‌ها، تیم‌های نوجوانان و جوانان، تیم امید و تیم ملی بزرگسالان را به یکدیگر متصل کند.
بازی‌های آسیایی ناگویا نشان داد که فوتبال ایران هنوز در حال استفاده از نسخه‌ای است که سال‌هاست کارآمدی خود را از دست داده است. البته شکست در فوتبال اجتناب‌ناپذیر است و هیچ تیمی همیشه پیروز نمی‌شود، اما وقتی یک الگوی ناکامی در چند دوره تکرار می‌شود، دیگر نمی‌توان همه چیز را به بدشانسی، قرعه یا عملکرد یک نسل از بازیکنان نسبت داد.
اینکه چه کسی مقصر حذف از ناگویاست، هیچ اهمیتی ندارد؛ پرسش اصلی این است که فوتبال ایران برای جلوگیری از تکرار این اتفاق چه برنامه‌ای دارد؟
اگر ایده مدیران همچنان به تغییر مربی، تشکیل یک اردوی تازه و انتظار برای ظهور چند استعداد جدید محدود شود، چهار سال دیگر دوباره همین داستان به بدترین شکل ممکن تکرار خواهد شد؛ با این تفاوت که تعدادی جوان جدید در ترکیب تیم حاضر می‌شوند و گروهی دیگر به‌عنوان کادر فنی هدایت این تیم را برعهده خواهند گرفت، اما در نتیجه نهایی تغییری صورت نخواهد گرفت.
حذف از ناگویا می‌تواند فرصتی برای بازنگری جدی در شیوه مدیریت فوتبال پایه باشد. فوتبال ایران برای بازگشت به جایگاه گذشته، بیش از هر چیز به تغییر نگاه، برنامه‌ریزی مستمر و عبور از فرمول‌های تاریخ مصرف گذشته نیاز 
دارد.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سی و سه
 - شماره نه هزار و صد و سی و سه - ۰۵ مهر ۱۴۰۵