خلبان پهلوان
صادق وفایی
نویسنده و روزنامهنگار
کتاب «بیگانه با ترس» با عنوان فرعی «هشت گفتوگو درباره خلبان محمود اسکندری» است. تمام گفتوگوهایی که من در یک پرونده رسانهای درباره آقای محمود اسکندری جمعآوری کردهام، دراین کتاب به رشته تحریر درآمده است. پس از کتاب «بیگانه با ترس» کتاب دیگری به نام «شبح دوست داشتنی» نوشتم که این اثر نیز در گفتوگو با ۵ خلبان فانتوم است، حتی در کتاب «شبح دوست داشتنی» نیز، باز هم ردپای محمود اسکندری را دنبال کردم و از همرزمانش در مورد او سؤال پرسیدهام. محور گفتوگوها در کتاب«بیگانه با ترس» از ابتدا تا انتها شخص محمود اسکندری و رشادتهای اوست.
نگارش کتاب «بیگانه با ترس» از آنجا شروع شد که یک پرونده رسانهای درباره محمود اسکندری که شامل گفتوگوها، تعدادی مقاله و مطالب متعدد بود، کلید خورد. همه این محتواها و منابع استخراج و جمعآوری شد و مجموعاً به ۲۰ قسمت پرونده از او دست یافتیم که بخشهایی از آن، مربوط به مصاحبهها و گفتوگوهایی بود که من درباره شخص محمود اسکندری تهیه کرده بودم. نخستین گفتوگوی ما، میزگردی بود با حضور آقای اکبر زمانی (همرزم و کابین عقب همیشگی محمود اسکندری)، آقای براتپور (لیدر حمله به اچ۳) و آقای محمود ضرابی (از همرزمان و همردههای آقای اسکندری)، در ادامه نیز گفتوگوهای مختلف دو نفره و حتی تکنفره با برخی افراد خبره در این حوزه انجام شد.
هدف اصلی این کتاب، معرفی شایسته خلبان محمود اسکندری به مخاطبان است. جرقه اولیه این کار با خواندن کتاب «ناصر ایجکت نکن» اثر آقای مهدی بابامحمودی در ذهنم زده شد؛ اثری که مرا عمیقاً شیفته شخصیت آقای اسکندری کرد. پس از آن تصمیم گرفتم این قهرمان را در رسانهها بیشتر به مردم بشناسانم و بدین ترتیب، گفتوگوهایی را پیرامون زندگی او آغاز کردم. بازخورد مثبت مخاطبان و اصرار آنان بر اینکه این گفتوگوها باید به دست خوانندگان بیشتری برسد، مرا بر آن داشت تا این مجموعه را مکتوب کنم. در نهایت، ثمره این تلاشها کتاب «بیگانه با ترس: هشت گفتوگو درباره خلبان محمود اسکندری» شد که توسط انتشارات ایران به چاپ رسید.
محمود اسکندری شخصیت اصلی کتاب است؛ او یکی از خلبانهای خاص، متفاوت و توانمند نیروی هوایی کشور محسوب میشود. البته ما خلبانان خبره بسیاری داریم که یا شناختهشده نیستند و یا کمتر به آنها پرداخته شده است، اما خلبانی مانند محمود اسکندری کمتر پیدا میشود. اسکندری خلبانی بسیار با دل و جرأت، با کاراکتری منحصربهفرد، «داشمشتی»، لوتی و جوانمرد بود. در واقع، او از آن دست آدمهایی بود که همیشه سعی داشت دست افتادهای را بگیرد و خصلت پهلوانمنشی داشت. او به قدری انسان شجاعی بود که تمام همرزمانش و کسانی که با او پرواز کردهاند، این موضوع را تأیید و اثبات میکنند.
هنگامی که گفتوگوهای این کتاب را انجام میدادم، تمام هدفم معرفی الگویی تمامعیار از شجاعت به جوانان ایرانی بود؛ تا اگر روزی کشور درگیر جنگ شد، جوانان ما با شناخت محمود اسکندری بدانند که چنین قهرمانانی در این سرزمین بودهاند و چقدر شجاعانه از خاک خود دفاع کردهاند. اهمیت شخصیت محمود اسکندری نیز دقیقاً در همین است؛ اینکه او در راه وطن و برای دفاع از خاک خود از هیچچیزی فروگذار نکرد و هرگز در تلاش و بهکارگیری تواناییاش برای انجام وظیفه، کم نگذاشت.
ضرورت معرفی قهرمانان جنگ
ادبیات جنگ و دفاع مقدس برایم ژانری بسیار مهم و دوستداشتنی است. تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، وقتی روی ادبیات دفاع مقدس کار میکردیم، به نظر میرسید ما تنها برای دلخوشی خودمان، خاطراتی زیرخاکی و افرادی فراموششده را زنده میکنیم، اما جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، اهمیت معرفی این شخصیتها را به همه نشان داد. قهرمانان ما باید بازیابی و بازسازی شوند؛ چه آنان که در جنگ ۸ساله از میهن دفاع کردند و چه آنانی که در جنگ ۱۲ روزه یا دفاع مقدس ۴۰ روزه حضور داشتند. بنابراین، ما باید به بازیابی و بازسازی این افراد بپردازیم؛ منظورم از بازسازی، زنده کردن یاد و خاطره این بزرگمردان در میان مردم، بویژه جوانان است. ادبیات ما نیازمند بازتولید محتوا در این زمینه است و همین موضوع، اهمیت ادبیات دفاع مقدس را آشکار میکند؛ چرا که این وقایع، پایه و اساس تولیدات نمایشی در حوزههای فیلم، تئاتر، آثار سینمایی، رادیو و دیگر گونههای هنری قرار میگیرند.
از این جهت به نظرم، ادبیات دفاع مقدس در کشور ما، به نوعی یک ادبیات مادر است به این دلیل که میتواند برای بسیاری از محققان مرجع باشد به شرطی که آثار متعددی در این زمینه تولید شوند و این تولیدات ادامه یابد. یعنی نویسندهها در این زمینه قلم بزنند، کتاب بنویسند و آثارشان به کتابخانه ملی و عمومی برسد و هم اصل و اساس دیگر ژانرهای ادبی قرار بگیرد. از این روست که به نظرم ادبیات دفاع مقدس از سایر ژانرها مثل ژانرهای اختلاف زن و شوهر، مباحث درونی انسان و موضوعاتی که قشر به ظاهر روشنفکر سراغ آن میروند، مهمتر است. مباحثی که خواندن آنها نه تنها نتیجهای ندارد بلکه گرهای بر گره ذهنی و روحی بشر امروزی که به قول خودشان خیلی هم تنها هستند، اضافه میکند. اما ادبیات دفاع مقدس همه این گرهها را باز میکند و به نظرم فرمول و راهحل برای بیرون آمدن از مشکلات مختلف مثل مسائل جنگی، اقتصادی و اجتماعی را در دل خود دارد.
اگر روزی روزگاری جایگاه ادبیات دفاع مقدس کمرنگ شده بود، اما حالا این جایگاه پررنگتر شده است. البته در آن زمان که ادبیات دفاع مقدس به ظاهر جایگاهش را از دست داده بود، باز هم مخاطبان وفادار خودش را داشت؛ یعنی کسانی بودند و هستند که پیگیر خواندن زندگی، تجربهها و خاطرات همسران شهدا، خانوادههایشان و همرزمان شهدا هستند؛ اما در حال حاضر آثار دفاع مقدس عمومیت بیشتری به دست آورده و این یک رویکرد مثبت و گامی مؤثر است. در واقع، تداوم این مسیر نشاندهنده عطش و اشتیاق نسل جوان برای درک عمیقتر روایتهای اصیل و قهرمانانه تاریخ کشورمان است.

