آتش زیر خاکستر

راضیه تجار
نویسنده

 
با فاصله‌گیری از جنگ و فرونشستن غبار هیجانات، ترس‌ها، دلهره‌ها، خشم و خروش و  اضطراب‌ها، تجارب میدانی از طریق رسانه یا مطالعه نویسنده صورت گرفت. با این حال، نویسنده اگر نویسنده باشد از فنون و ابزار نویسندگی کمک می‌گیرد تا یک روایت صرف ارائه ندهد، بلکه سعی می‌کند با انتخاب برش هنرمندانه و ریختن طرحی هوشمندانه، فنی و به کارگیری نثر و زبان مناسب و دیگر عناصر داستانی آنچه ارائه می‌دهد، هم از حقیقت دفاع کند و هم مانایی داشته باشد، به گونه‌ای که بیان هنری آن ثبت شود. در طول این سال‌ها حضور نویسندگان از نظر کمی و کیفی رو به رشد بوده و آثار دفاع مقدس از خامی و شعارزدگی به پختگی نسبی رسیده است. من کار خود را از ابتدا با داستان کوتاه شروع کردم و از همان اول سعی کردم روایت‌هایم شخصیت‌محور با بُعد روانشناختی باشند.
دهه‌ 60، در بطن شرایط جنگی، ادبیاتی خروشان و پرشور را می‌طلبید. اما با پایان جنگ و آغاز دوره‌ سازندگی، جامعه به سمت تغییر و نوسازی گام برداشت و به‌تبع آن، از حال و هوای مستقیم سال‌های دفاع مقدس فاصله گرفت. با این حال، جریانی عمیق در حافظه‌ جمعی جامعه همواره زنده بود که با وجود تمامی موانع، یاد و خاطره‌ آن دوران را حفظ کرد؛ جریانی که در قالب ثبت خاطرات رزمندگان، روایت زیست شهدا و خلق رمان‌ها و زندگینامه‌های داستانی، مانع از افول این گفتمان شد. امروز که پس از گذشت سال‌ها، دوباره با سایه جنگ و تنش‌های منطقه‌ای روبه‌رو هستیم، ضرورت درک این هجمه‌ها و موقعیت ملتهب کنونی بیش از پیش احساس می‌شود. از این رو، نویسنده‌ ایرانی وظیفه دارد هم برای امروز و فهم این وضعیت بنویسد و هم برای فرداها؛ تا آیندگان نیز تصویری از این دوران داشته باشند.

مجاهدت خاموش زنان
در ۸ سال دفاع مقدس فضای جبهه‌ها مردانه بود. زنان در پشت جبهه یاری می‌رساندند و خدماتی که از دست‌شان بر می‌آمد را انجام می‌دادند. آنها با تهیه موادغذایی، پخت مربا و نان، ارسال حبوبات، بافتن کلاه و دستکش و... نقش خود را ایفا می‌کردند. دعا، ثنا و حفظ کیان خانواده، انتظار کشیدن، روحیه‌بخشی و در زمان‌هایی پرستاری از جانبازان خانواده هم از دیگر کنش‌های رفتاری‌شان بود. نویسندگان هم از همین مقولات تأثیر می‌پذیرفتند و می‌نوشتند. در سال‌های اخیر عشق، صبوری، انتظار، همراهی و مقاومت مشخصه‌های ادبیات دفاع مقدس هستند. مگر نویسندگانی که تفاوتی بین دفاع و جنگ قائل نبودند یا نباشند، چراکه جنگ ویرانگر و تلخ است و کسی خواهان آن نیست، اما پای دفاع که پیش می‌آید یقیناً روحیه‌ها باید تغییر کند و قلم‌ها به گونه‌ای دیگر تصویرسازی کند، نه اینکه سیاه‌نمایی باشد. نویسندگان تاکنون تلاش خودشان را کرده‌اند تا از تیپ‌سازی به سمت شخصیت‌پردازی بروند و از سیاه سیاه یا سفید سفید نوشتن، به سمت خلق شخصیت‌های خاکستری حرکت کنند. اما بعضی‌ از افراد هم زیادی در این زمینه غلتیدند؛ گویی که از جنگ می‌نویسند، نه دفاع. در حالی که نه شعارزدگی خوب است و نه سیاه‌نویسی و در مجموع در این زمینه یعنی نگارش آثار دفاع مقدس جای کار بسیار است و باید تلاشی مجدانه‌تر کرد.

 تسخیر روح مخاطب جوان
اسناد و خاطرات دستمایه کار برای دفاع مقدس هستند، خصوصاً وقتی زندگینامه داستانی نوشته می‌شود. اما تخیل و استفاده از نثر، زبان داستان و دیگر عناصر داستانی است که مثل عطر گل در لابه‌لای اوراق کتاب می‌پیچد و آن را خواندنی‌تر و خوشبوتر می‌کند. البته نویسنده هنگام نوشتن رمان، حتی اگر موضوعش برگرفته از دفاع مقدس باشد، الزامی به انطباق دقیق اسامی، مکان‌ها یا زمان با واقعیت ندارد. در چنین شرایطی، دست نویسنده برای خلاقیت بازتر است؛
 کما  اینکه در خلق داستان کوتاه نیز نویسنده بسیار راحت‌تر می‌تواند از تخیل خود بهره بگیرد. البته در نهایت، محتوا و کیفیت روایت، اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد. اثر اگر از جان نویسنده برآمده باشد و با چیره‌دستی پرداخت شود و نکات ریز و دقیقی در آن از نظر فنی و محتوایی وجود داشته باشد، یقیناً نسل جدید و جوان جامعه را هم می‌تواند به خود جذب کند. اینکه نویسنده از چه زاویه‌ای به موضوع نگاه کرده و بیانش تکراری، کلیشه‌ای و شعاری نباشد و آنچه ارائه می‌کند هنرمندانه باشد در تسخیر روح مخاطب جوان کمک‌ساز خواهد بود. البته در اینکه جامعه توانسته باشد نسل کتابخوان و علاقه‌مند به داستان‌خوانی تربیت کرده باشد هم بحث دیگری است.

 پرداختن به سوژه‌های بدیع
اگر بخواهیم ادبیات جنگ ایران را با آثار برجسته ادبیات جنگ جهان مقایسه کنیم، بیشتر از جهت مضمون، شخصیت‌های شجاع، هوشمند و خدا باور برتری وجود دارد. به نظر من واقعاً جا دارد که باز خاکسترها کنار زده بشود تا درخشش آتش را ببینیم. موضوع‌های بسیاری هست و سوژه‌های بدیعی هنوز مانده که به آنها پرداخته نشده است. درباره جریان‌های شاخص و نویسندگان شاخص ادبیات جنگ کسانی که از پی این قافله می‌آیند باید نظر بدهند؛ تنها باید این را بگویم که شرایط برای خلق آثار مانا و نوشتن، شرایط سختی است. سخت از این نظر که به هر حال نویسنده فراغت، آسایش و خلوتی می‌خواهد؛ اما زمانه به گونه‌ای است که اوقات چندپاره می‌شود و آن وقت بهینه‌ای که برای نگارش تخصیص داده می‌شود، وقت اندکی است و خود این تأثیرگذار است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • ایران زمین
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • کتاب
  • خودرو
  • حوادث
  • گزارش
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سی و دو
 - شماره نه هزار و صد و سی و دو - ۰۴ مهر ۱۴۰۵