آمیزهای از شجاعت و معصومیت
از شور نوجوانی تا حقیقت دفاع در همه فن حریف نوشته مهدی کاظمی
بهار خسروی
گروه کتاب
ادبیات پایداری و خاطرهنگاریهای دوران دفاع مقدس از جریانسازترین بخشهای ادبیات معاصر ایران به شمار میآید. سالهاست که جنگ تحمیلی را با کلماتی نظیر حماسه، ایثار و شهادت شنیدهایم؛ کلماتی که اگرچه بیانگر حقیقتهای بزرگی هستند، اما گاهی ناخواسته باعث شدهاند که از آن چهره انسانی، روزمره و صمیمی آن دوران غافل شویم. برای نسل امروز که فاصلهای زیادی با سالهای جنگ دارد، شاید تصور سنگرها و عملیاتها دور و گاهی دستنیافتنی باشد. اما واقعیت این است که جنگ، پیش از آنکه میدان تیر و ترکش بوده باشد، میدان ارادههای انسانی بود؛ میدانی که در آن نوجوانانی با روحیات متفاوت، شیطنتهای خاص سنوسالشان، دغدغههای جوانی و آرزوهای بزرگ در کنار هم زندگی کردند. به همین دلیل روایتهای زیسته و خاطرهنگاریها از اهمیت بالایی برخوردارند چرا که از حصار گزارشهای رسمی و خشک نظامی بیرون آمده و به دنیای درون آدمها و روزمرگیهایشان نفوذ میکند. ما امروز تشنه شنیدن صدای واقعی رزمندگانی هستیم که در عین ایستادگی، میخندیدند، شوخی میکردند و در زمانهایی هم دلتنگ خانه و خانواده میشدند. این روایتها پلی میان گذشته و حال ایجاد میکنند، پلی که هویت تاریخی این نسل را زنده نگه میدارد و الگویی انسانی از مسئولیتپذیری در شرایط سخت را برای نسلهای آینده به تصویر میکشد. این آثار معمولاً با بازنمایی صادقانه نقاط ضعف، ترسها، خستگیها و تحولات درونی، رزمندگان را از جایگاه اسطورههای دور و غیرقابل دسترسی، به شخصیتهایی تبدیل میکنند که مخاطب میتواند با آنها همذاتپنداری کند. وقتی قهرمان قصه در آغاز راه و نوجوانی باشد، آن هم با خودشیفتگیها، شیطنتها و لجبازیهای رایج این سن و سال، آنگاه درک ایثار و شجاعت نهایی او برای مخاطب باورپذیرتر میشود. در واقع، ما نیاز داریم بدانیم آن نسل چگونه توانست زندگی را در سختترین شرایط حفظ کند. در میان آثار متعددی که در سالهای اخیر با رویکرد روایت صمیمانه و به دور از تکلف به این حوزه ورود کردهاند، کتاب «همهفنحریف؛ روزهای پرماجرای پسری پرادعا» نوشته مهدی کاظمی که توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده، یک اثر جریانساز در این حوزه به شمار میآید. این کتاب دقیقاً همان خلأیی را پر میکند که نسل امروز برای درک درست دفاع مقدس به آن نیاز دارد؛ ترکیبی از طنز اجتماعی، وقایعنگاری صادقانه و نگاهی موشکافانه به تجربه زیسته نوجوانی که در بحران و اتفاقات پی در پی، به بلوغی فراتر از سن و سالش دست پیدا میکند. این اثر توانسته با تکیه بر جزئیات دقیق و روایتی گرم، تصویری تازه از جنگ ارائه دهد که هم برای مخاطب نوجوان جذاب است و هم برای کسانی که بهدنبال خواندن یک روایت انسانی و صادقانه از آن سالها هستند.
بلوغ معنوی در دل بحران
موضوع اصلی کتاب، خاطرات یک نوجوان پر شر و شور در سالهای دفاع مقدس است؛ اما تفاوت آن با بسیاری از روایتهای رسمی و خشک، تمرکز بر روزمرگیها، شوخطبعیها و چالشهای نوجوانی پرانرژی است که آرزوی رفتن به جبهه را در سر دارد. داستان از فضای محلههای اصفهان و شور و شوق اعزام آغاز شده و به جبهههای نبرد، سنگرها، پادگانها و روابط میان رزمندگان کشیده میشود. شخصیت اصلی داستان -مهدی- در طول این مسیر، نقشهای متنوعی از بیسیمچی و فرمانده دسته نوجوانان تا مداح، قصاب، امدادگر و مسئولیت در ستاد مشترک را تجربه میکند. این تنوع نقشها، روحیه پویا و مسئولیتپذیر نوجوانی را نشان میدهد که میخواهد در هر عرصهای که نیاز است، به کشورش خدمت کند. در طول داستان خواننده با مهدی همراه میشود و تلاشهای او را برای دور زدن قوانین مربوط به سن، دستکاری در مدارک شناسایی، چانهزنی با مسئولان اعزام و درگیری در ماجراهای طنزآلود محلی را به تماشا مینشیند. اما روایت تنها به جغرافیای جبهه محدود نمیشود، بخش مهمی از جذابیت کتاب به بازنمایی زندگی اجتماعی مردم نجفآباد، مساجد، مدارس و محیطهای خانوادگی اختصاص دارد که بستر روانی و انگیزههای مهدی را بهخوبی به نمایش میگذارد. در واقع این اثر بلوغ معنوی و اجتماعی در دل بحران را روایت میکند. مهدی در ابتدا، جنگ را میدانی برای کسب افتخار و تبدیل شدن به فردی شکستناپذیر در نگاه اطرافیان و هممحلیهایش میبیند؛ اما حوادث، شکستها، تنبیهها و رویارویی با سختیهای رزمندگان و دیدن آن روی جنگ، رفتهرفته تصوراتش را در هم میشکند. کتاب با ظرافت نشان میدهد که قهرمان بودن همیشه به شلیک آرپیجی و گرفتن اسلحه در دست نیست بلکه تابآوری در کارهای پشت خط، غلبه بر غرور و پذیرش مسئولیت در قبال خانواده، مرتبهای والاتر از شجاعت است. برای این نوجوان، جبهه تنها میدان نبرد نیست، بلکه کارگاهی برای خودسازی، آزمون اراده و شناخت عمیقتر از خویشتن میشود.
سنت، خانواده و بلوغ عاطفی در این اثر بهخوبی به نمایش گذاشته میشود. در میان همه طنزها و کشمکشهای نسلی، مخاطب تصویری زنده از بافت خانوادههای سنتی دهه ۶۰ را میبیند. تنشهای میان مهدی و والدینش، نهتنها مانع نیستند، بلکه کانونی برای صیقل دادن روح سرکش او به شمار میروند. نویسنده تأکید میکند بلوغ واقعی، زمانی رخ میدهد که نوجوان نگاه خودخواهانه خود را کنار بگذارد و اندوه و نیاز دیگران را ببیند. به همین دلیل نویسنده از تقدسگرایی فاصله گرفته و ترس، خستگی و خامی نوجوانی را پنهان نمیکند و همین نگاه انسانی باعث میشود ایثار نهایی شخصیتها برای مخاطب باورپذیرتر باشد. مهدی کاظمی در این اثر، تصویری ملموس و بهدور از شعارزدگی ارائه میدهد، قهرمان داستان او بینقص نیست، شیطنت میکند، اشتباه میکند، میترسد و از خطاهایش درس میگیرد. نویسنده برای به تصویر کشیدن ویژگیهای این نوجوان سرکش، از جمله خودشیفتگی شیرین، شوخطبعی و کلهشقی، به دام نصیحتگویی نیفتاده است. خواننده همراه با خطاهای مهدی پیش میرود، میخندد و از تصمیمات عجولانهاش هم گاهی حرص میخورد. تحول شخصیت او یکشبه اتفاق نمیافتد، بلکه روندی تدریجی و حاصل برخورد با حقایق تلخ و شیرین زندگی است. به همین دلیل برای خواننده دلنشین است و با او احساس همذاتپنداری میکند.
پنجرهای به دنیای نوجوانان جنگ
یکی از ویژگیهای کتاب، ورود شخصیتهای واقعی بویژه فرماندهان نامدار لشکر ۸ نجف اشرف از جمله شهید حاج احمد کاظمی به روایت است. حضور این شخصیتها نقشی مهم در سیر تحول مهدی دارد. همچنین اشاره به بازیهای آن دوران، بویژه بازیهایی مثل لاستیکبازی جالبترین قسمت کتاب است. این بخشها پنجرهای به دنیای درون نوجوانان آن نسل باز میکنند و نشان میدهند در دل شرایط سخت جنگ، روح شاد و خلاق نوجوانی همچنان زنده باقی مانده بود. این بازیها، تضادی دلنشین میان جنگ و کودکی و بازیگوشی ایجاد میکند. در واقع رزمندگان همان نوجوانانی بودند که در کوچهها میدویدند و حالا در سنگرها، آمیزهای از شجاعت و معصومیت را با هم دارند. در میان ویژگیهای ساختاری، استفاده از تصویرسازیها میان متن کتاب نیز بسیار هوشمندانه بوده است. این تصاویر تنها برای زیبایی نیستند، بلکه بخشی از شیوه روایت اثر به شمار میروند. برای نسل امروز که تجربه مستقیمی از سالهای انقلاب و جنگ ۸ ساله را ندارد، این تصاویر به فهم بهتر فضا، لباسها، وسایل و محیط وقوع حوادث کمک میکند. تصاویر به خواننده کمک میکنند تا در کنار متن، صحنهها را در ذهن خود بسازد و با شخصیتها ارتباط عمیقتری داشته باشد. همچنین این تصاویر با لحن طنز و شاد کتاب هماهنگ هستند و مانع از آن میشوند که فضای کتاب بیش از حد سنگین و تلخ به نظر برسد. متن کتاب صمیمی و روان است، گویی نویسنده روبهروی مخاطب نشسته و خاطرات نوجوانی بازیگوش را تعریف میکند. استفاده از اصطلاحات و تکیهکلامهای نجفآباد نیز بدون آنکه مانع فهم مخاطب غیربومی شود، بر اصالت و بومی بودن اثر اضافه کرده است. همچنین به دلیل تنوع مسئولیتهای شخصیت اصلی، مخاطب با یکنواختی روبهرو نمیشود و هر فصل دریچهای تازه به یک فضای جدید همچون مسائل فرهنگی، رزمی، تدارکاتی و... باز میکند. البته گاهی پرشهای زمانی و مکانی میان خاطرات اتفاق میافتد که برای مخاطبی که به دنبال یک داستان کاملاً خطی و پیوسته است، ممکن است تمرکز بیشتری را بطلبد. در نهایت «همهفنحریف» اثری دلنشین، صمیمی و پرانرژی است که توانسته تصویر واقعی و انسانیتری از روزهای جنگ ارائه دهد. این کتاب نشان میدهد یک نوجوان معمولی میتواند با اتکا به ایمان و مسئولیتپذیری و با وجود خطاهایش، در سختترین شرایط به فردی کارآمد تبدیل شود. این کتاب آیینهای شفاف است که در آن، صداقت، معصومیت و جسارت نسل حماسهساز بهخوبی بازتاب پیدا کرده است.

