در حافظه موقت ذخیره شد...
نتوکراسی و روزنامه نگاری در ایران معاصر
وقتی «الگوریتم» دبیر تحریریه میشود
دبیر گروه فرهنگی
تا همین چند سال پیش، اگر میخواستیم درباره قدرت یک روزنامه حرف بزنیم، از تیراژ، اعتبار تحریریه، نام سردبیر و میزان نفوذ آن در جامعه میگفتیم. خبر در تحریریه تولید میشد، خبرنگار آن را میگرفت، دبیر انتخاب و ویرایشش میکرد و سردبیر درباره جایگاهش تصمیم میگرفت، بعد ماشین چاپ کار را تمام میکرد. امروز اما کار در ماشین چاپ تمام نمیشود، شاید تازه از آنجا شروع شود. «نتوکراسی» مفهومی است برای توضیح همین تغییر؛ یعنی نظمی که در آن شبکه، اطلاعات و توانایی اثرگذاری بر «جریان توجه»، به منابع مهم قدرت تبدیل شدهاند. اگر زمانی داشتن روزنامه، رادیو یا تلویزیون امتیاز بود، امروز داشتن شبکه و توانایی دیدهشدن در آن است که قدرت میآورد. در این وضعیت، مهم نیست فقط چه میگویی، مهم است چه کسانی میشنوند، چه کسانی بازنشر میکنند و الگوریتم تا چه اندازه اجازه میدهد صدایت به گوش دیگران برسد. ایران امروز، روزنامه، یکی از میدانهای روشن این تحول است. مخاطب ممکن است پیش از آنکه روزنامه را باز کند، خبر را در شبکههای اجتماعی دیده، فیلم آن را در تلفن همراهش تماشا کرده و روایتهای مختلفی از آن را خوانده باشد. انحصار تاریخی رسانه بر خبر شکسته است. اما این اتفاق به معنای بیاهمیت شدن روزنامهنگار نیست، برعکس، نقش او را دشوارتر کرده است. وقتی همه میتوانند اطلاعات تولید کنند، ارزش روزنامهنگاری دیگر در «انتشار» نیست، بلکه در تشخیص، راستیآزمایی، توضیح و معنا دادن به اطلاعات است.
در جامعه شبکهای، روزنامهنگار دیگر «دروازهبان» خبر نیست، بیشتر به «راهنمای» مخاطب تبدیل شده است. دروازهبان تعیین میکرد چه چیزی وارد فضای عمومی شود و چه چیزی پشت در بماند اما امروز تقریباً هر کسی میتواند خبری را منتشر کند و مخاطب پیدا کند. مزیت روزنامهنگار حرفهای باید در جای دیگری باشد؛ در توانایی پیدا کردن منبع، بررسی ادعا، کنار هم گذاشتن روایتهای متناقض و کشف آن چیزی که پشت یک خبر پنهان است. خطر اما از جایی آغاز میشود که روزنامهنگار به جای دنبال کردن واقعیت، دنبال «ترند» برود. «شبکه» به ما نشان داده است که هر چیزی که بیشتر دیده میشود، الزاماً مهمتر نیست. محتوای هیجانانگیز، خشمبرانگیز و جنجالی معمولاً سریعتر حرکت میکند و الگوریتم نیز لزوماً میان حقیقت و هیجان تفاوتی قائل نیست. در این شرایط، «توجه» میتواند جای «اهمیت» را بگیرد. اگر روزنامهنگار تسلیم منطق کلیک و وایرالشدن شود، تفاوت خود را با تولیدکننده محتوا از دست میدهد. وظیفه روزنامهنگاری حرفهای درست در نقطهای آغاز میشود که هیاهوی شبکه پایان مییابد، یعنی در پرسیدن، شک کردن، راستیآزمایی کردن و توضیح دادن.
برای سرویس فرهنگی روزنامهها، این تغییر حتی جدیتر است. فرهنگ معمولاً پیش از آنکه به خبر تبدیل شود، به نشانه تبدیل شده است. در زبان جوانان، موسیقی، سبک زندگی، کتابهایی که ناگهان خوانده میشوند، فیلمهایی که دربارهشان بحث شکل میگیرد و اصطلاحاتی که در شبکهها رواج پیدا میکنند. بسیاری از تحولات فرهنگی ابتدا در حاشیه شبکهها دیده میشوند و بعد به متن جامعه میآیند. بنابراین دبیر سرویس فرهنگی روزنامه امروز نمیتواند فقط منتظر یک «اتفاق» بماند، باید شبکه را بخواند و نشانههای تغییر را تشخیص دهد. اما خواندن شبکه با تسلیم شدن به آن متفاوت است. وظیفه روزنامهنگاری فرهنگی امروز را میتوان در یک جمله خلاصه کرد؛ در شبکه بودن، بدون شبکهای شدن. یعنی شناخت زبان و منطق شبکه، بدون آنکه تعداد بازدید و میزان وایرال شدن، معیار ارزش فرهنگی شود.
نتوکراسی البته به معنای پایان روزنامه نیست؛ پایان نوعی از روزنامهنگاری است که قدرت خود را از انحصار توزیع اطلاعات میگرفت. روزنامه امروز یکی از ایستگاههای جریان اطلاعات است، اما تنها ایستگاه آن نیست. در عصر نتوکراسی، روزنامهنگاری که بخواهد فقط سریعتر از شبکه باشد، شکست میخورد، زیرا همیشه کسی هست که سریعتر منتشر کند. مزیت روزنامهنگار در دقیقتر دیدن، بهتر توضیح دادن و اعتماد ساختن است. شاید آینده روزنامهنگاری در ایران نه در رقابت با شبکه، بلکه در تعریف دوباره نسبت خود با آن رقم بخورد. جایی که روزنامهنگار دیگر نگهبان یک دروازه بسته نیست، بلکه کسی است که در ازدحام بیپایان صداها، مسأله را از هیاهو، حقیقت را از روایت و اهمیت را از توجه تشخیص میدهد.

