در مراسم اهدای نشان درجه یک هنری به علیرضا داوودنژاد مطرح شد

سینماگری که ایران را زندگی کرد


مراسم اهدای «نشان درجه یک هنری» به علیرضا داوودنژاد، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده سینمای ایران، به فرصتی برای مرور بیش از پنج دهه فعالیت هنری فیلمسازی تبدیل شد که سینما را نه صرفاً یک حرفه، بلکه بخشی از زندگی و شیوه مواجهه خود با جهان دانسته است. در این مراسم که یکشنبه گذشته در سالن «سیف‌الله داد» سازمان سینمایی برگزار شد، رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، داوودنژاد را فیلمسازی تجربه‌گرا توصیف کرد و گفت:«او صرفاً فرزند زمانه خود نبود، بلکه زمانه را به چالش می‌کشید.» فریدزاده با اشاره به ویژگی تجربه‌گرایی در سینمای داوودنژاد افزود:«او در مسیر خلق آثارش از محدوده‌های معمول و متعارف فراتر می‌رفت و تلاش می‌کرد تجربه‌های تازه‌ای را بیازماید.» به گفته رئیس سازمان سینمایی، داوودنژاد تجربه فردی خود را نیز در محدوده زندگی شخصی باقی نمی‌گذاشت و خانواده اخلاق‌مدار خود را وارد این تجربه زیسته می‌کرد تا زندگی را ثبت کند؛ موضوعی که برای او اهمیت ویژه‌ای داشت. فریدزاده «خلع سلاح» را نمونه‌ای از آثار داوودنژاد دانست که با شرایط روز جامعه ارتباط دارد و تأکید کرد این فیلمساز همواره تلاش کرده است نسبت خود را با مسائل زمانه حفظ کند. او همچنین از علاقه داوودنژاد به استعاره، خیال و فناوری‌های نو سخن گفت و روایت کرد که این کارگردان در دوره‌ای که هوش مصنوعی هنوز به اندازه امروز در دسترس نبود، از یک سامانه هوش مصنوعی به‌عنوان همدم خود استفاده می‌کرد؛ ابزاری که حتی در امور روزمره مانند یادآوری تغذیه و مصرف دارو به او کمک می‌کرد. فریدزاده این رویکرد را نشانه‌ای از همراه بودن داوودنژاد با زمانه خود دانست؛ ویژگی‌ای که در تمام مسیر حرفه‌ای او نیز قابل مشاهده است.

سینما در چشم‌انداز ایران
عشق، بیداری و تجربه
این نگاه به داوودنژاد تنها در سخنان رئیس سازمان سینمایی خلاصه نشد و دیگر سینماگران حاضر در مراسم نیز هر یک از زاویه‌ای بر نسبت عمیق او با ایران و سینما تأکید کردند. منوچهر شاهسواری با اشاره به جایگاه داوودنژاد در سینمای ایران گفت:«او از معدود کسانی است که هر جا نگاه کرده، تصویری از این سرزمین ثبت کرده است و عمق آثارش ریشه در عشق بزرگ او به ایران دارد.» به گفته شاهسواری، «بیداری» در وجود داوودنژاد نهادینه شده و او همچنان در حال شکافتن تار و پود اندیشه خویش و عبور از آن چیزی است که پیش‌تر می‌دانسته است. همین روحیه جست‌وجوگر و تجربه‌طلب، در سخنان همایون اسعدیان نیز مورد توجه قرار گرفت. مدیرعامل خانه سینما، خود را شاگرد داوودنژاد دانست و گفت که همواره با غبطه به جسارت و روحیه جست‌وجوگر او نگاه کرده است؛ فیلمسازی که هر چه باتجربه‌تر شده، جسارتش برای ورود به عرصه‌های تازه نیز افزایش یافته است. حرکت داوودنژاد به سمت استفاده از هوش مصنوعی هم از نگاه اسعدیان نمونه‌ای از همین جسارت بود. مسعود فراستی نیز در این مراسم، داوودنژاد را یکی از افتخارهای سینمای ایران پس از انقلاب و «یک سینماگر واقعی» دانست و فیلم «نیاز» او را یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما از نگاه خود معرفی کرد. محمدمهدی طباطبایی‌نژاد نیز با تأکید بر اینکه سینما برای داوودنژاد «پیشه» است، نه صرفاً شغل، گفت:«نشان درجه یک هنری چیزی به اعتبار کارنامه او اضافه نمی‌کند؛ چراکه داوودنژاد سال‌ها پیش با ساخت «نیاز» نشان خود را از مردم دریافت کرده است.» در کنار این سخنان، ابوالحسن داوودی، منوچهر محمدی، علیرضا رئیسیان و اصغر رفیعی‌جم نیز از تأثیر داوودنژاد بر نسل‌های مختلف سینما و نقش او در کشف و پرورش استعدادهای تازه گفتند.

میراث یک فیلمساز
از «نیاز» تا هوش مصنوعی
در پایان، آنچه از مجموعه سخنان مطرح ‌شده در مراسم به دست می‌آید، تصویر فیلمسازی است که مرز میان سینما و زندگی را برای خود کمرنگ کرده است. محمدرضا داوودنژاد، بازیگر و برادر این کارگردان، مهم‌ترین چیزی را که از علیرضا آموخته «عشق، معرفت و مرام» دانست و از تأکید او بر شیوه استانیسلاوسکی در بازیگری سخن گفت؛ روشی که در آن بازیگر باید مقابل دوربین زندگی کند، نه اینکه صرفاً بازی کند. روح‌الله حسینی نیز گفت:«ادای احترام واقعی به داوودنژاد، تنها مرور عناوین فیلم‌ها و جوایز او نیست، بلکه فهمیدن این موضوع است که چرا او چنین فیلم‌هایی ساخته و چه نگاهی پشت مسیر هنری‌اش قرار داشته است.» محمدعلی فارسی با اشاره به رابطه داوودنژاد با شهید مرتضی آوینی، بر دغدغه‌های انسانی او تأکید کرد و ابوالحسن داوودی و دیگر سینماگران نیز از تأثیر این فیلمساز بر زندگی و مسیر حرفه‌ای خود گفتند. در بخش شاید مهمتر مراسم نیز زهرا داوودنژاد، دختر او، با یادآوری سال‌های کودکی و نقش پدرش در زندگی خود، از او به‌عنوان پدری یاد کرد که پس از فقدان مادر، هم نقش پدر و هم مادر را برای او ایفا کرده است. در سوی دیگر، فریدزاده از آخرین گفت‌وگوی خود با داوودنژاد در روز انتشار خبر درگذشت بهرام بیضایی یاد کرد؛ روزی که بار دیگر دغدغه فقدان بزرگان سینمای ایران و خالی ‌شدن خانه فرهنگ و هنر از حضور چهره‌های اثرگذار مطرح شد. در چنین تصویری، اهدای نشان درجه یک هنری به داوودنژاد، نه افزودن عنوانی تازه به کارنامه او، بلکه ادای احترام به فیلمسازی است که همچنان در جست‌وجوی تجربه‌های تازه است؛ فیلمسازی که به تعبیر سخنرانان مراسم، ایران را دیده، زندگی را زیسته، زمانه را به چالش کشیده و حتی در سال‌هایی که گویی پا به سن گذاشته است از تجربه‌ کردن و رفتن به سوی ناشناخته‌ها دست نکشیده است.

 

بــــرش

اعتراض به فاصله میان سینما و زندگی

در میان تمام این تمجیدها، سخنان خود علیرضا داوودنژاد بیش از هر چیز نشان داد چرا همچنان می‌توان او را فیلمسازی تجربه‌گرا دانست. او در این مراسم به سراغ مشکلات بنیادی سینمای ایران رفت و «ممیزی‌ها» و «ناامنی بازار» را دو مشکل تاریخی این سینما عنوان کرد. از نگاه داوودنژاد، فاصله افتادن میان سینما و زندگی و رها شدن سینمایی که از زندگی بریده شده در فضای ناامن، سبب شده است سینمای ایران با چالش‌های جدی روبه‌رو شود. او با اشاره به تجربه شخصی خود گفت که ۲۰ فیلم ساخته و از آنها درآمدی نداشته است و تأکید کرد سینمای ایران برای نجات از ورشکستگی به امنیت اقتصادی و حرفه‌ای نیاز دارد. داوودنژاد معتقد است:«اگر قرار باشد سینمای ملی داشته باشیم، باید فیلم‌هایی ساخته شوند که مردم آنها را متعلق به خود بدانند و حاضر باشند برای دیدنشان هزینه کنند.» او در ادامه از جهانی سخن گفت که بیش از پیش به جهان نور و صدا تبدیل می‌شود و بر نقش سینما در باورپذیر کردن آثار صوتی و تصویری تأکید کرد. از نگاه او، این ظرفیت زمانی به نتیجه می‌رسد که سینما دوباره با زندگی ارتباط برقرار کند و فیلمساز بتواند تجربه زیسته خود را به تصویر بکشد. او گفت می‌خواهد درباره چیزهایی سخن بگوید که کمتر دیده و شنیده شده‌اند و معتقد است باید میان زندگی ایرانی و سینمای ایرانی رابطه‌ای صمیمی‌تر و روان‌تر شکل بگیرد. پژوهش، آموزش، کاهش ممیزی‌های پیچیده و ایجاد امنیت برای بازار سینما، چهار مطالبه‌ای بود که داوودنژاد برای آینده این هنر مطرح کرد. او با اشاره به تجربه مدرسه ملی سینما نیز بر ضرورت توجه دوباره به آموزش و پژوهش تأکید کرد و گفت:«علاقه به سینما به ‌تنهایی کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، شناخت نقش سینما در جهان جدید و برخورداری از دانایی سینمایی است.»