چهرههای محبوب کودکان دیروز پس از ۱۴ سال روی صحنه میآیند
بازگشت عموهای فیتیلهای فرصتی برای بازخوانی سینمای کودک
مهرداد پارسایی
منتقد سینما
بازگشت علی فروتن، محمد مسلمی و حمید گلی، سه چهره شناختهشده «عموهای فیتیلهای»، پس از ۱۴ سال به یک فیلم سینمایی، اتفاقی است که ارزش آن فراتر از یک خبر تولیدی و انتخاب بازیگران قرار میگیرد. این سه هنرمند در فیلم «شوتینگا» به کارگردانی آرش معیریان و از تولیدات بنیاد سینمایی فارابی، بار دیگر در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؛ اتفاقی که میتواند فرصتی برای بازخوانی وضعیت سینمای کودک و نسبت آن با مخاطب امروز باشد. «عموهای فیتیلهای» برای بخش قابل توجهی از خانوادههای ایرانی فقط نام سه هنرمند نیستند، بلکه بخشی از خاطره جمعی نسلی هستند که دوران کودکی خود را با برنامههای کودک تلویزیون سپری کرده است. همین سابقه، نوعی سرمایه ذهنی و اجتماعی ایجاد کرده که شاید بسیاری از تولیدات جدید به سالها زمان نیاز داشته باشند تا به آن دست پیدا کنند. در شرایطی که سینمای کودک برای جذب مخاطب با رقابت جدی شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای آنلاین، بازیهای رایانهای و محتوای خارجی روبهروست، استفاده از چهرههای آشنا میتواند یک امتیاز مهم باشد. کودک و خانواده امروز با انتخابهای فراوانی مواجهاند و جلب نظر آنها به یک اثر، بویژه در حوزه کودک، اهمیت زیادی دارد. پدر و مادری که سالها این سه هنرمند را در برنامههای کودک دیدهاند، ممکن است با اطمینان بیشتری به سراغ فیلمی بروند که آنها در آن حضور دارند. بنابراین بازگشت عموهای فیتیلهای را میتوان فرصتی برای ایجاد دوباره پیوند میان مخاطب خانواده و سینمای کودک دانست؛ پیوندی که در سالهای اخیر تا حدی کمرنگ شده و نیازمند بازسازی است.
با این حال، نباید اهمیت این اتفاق را فقط در نوستالژی جستوجو کرد. بزرگترین چالش «شوتینگا» همین است که باید از خاطرات نسل گذشته عبور کرده تا بتواند با کودک امروز ارتباط برقرار کند. کودکی که امروز مخاطب سینماست، با کودکی که ۱۴ سال قبل پای تلویزیون مینشست، تفاوتهای فراوانی دارد. دسترسی گسترده به اینترنت، تلفن همراه، بازیهای آنلاین و محتوای جهانی، سلیقه و انتظارات نسل جدید را تغییر داده است. کودک امروز سرعت بیشتری در دریافت اطلاعات دارد و با استانداردهای متنوعی از سرگرمی روبهروست. به همین دلیل، نمیتوان با تکیه بر فرمولهای قدیمی یا صرفاً با بازگرداندن چهرههای محبوب گذشته، او را برای مدت طولانی با یک اثر همراه کرد. حضور عموهای فیتیلهای زمانی اهمیت واقعی پیدا میکند که تجربه آنها با زبان و جهان کودک امروز پیوند بخورد. فیلمنامه باید کودکی را بشناسد که دغدغهها، ترسها، پرسشها و روابط اجتماعیاش تغییر کرده است. سینمای کودک امروز باید بتواند در کنار سرگرمی، به تخیل و خلاقیت کودک میدان بدهد و مفاهیمی مانند دوستی، همدلی، مسئولیتپذیری، پذیرش تفاوتها و حل مسأله را در دل داستان مطرح کند؛ بدون آنکه به دام شعار و آموزش مستقیم بیفتد. کودک بیش از هر چیز به قصه خوب و شخصیتهایی باورپذیر نیاز دارد. اگر «شوتینگا» بتواند از ظرفیت حضور این سه هنرمند برای ساختن چنین جهانی استفاده کند، آنگاه بازگشت آنها از یک حرکت نوستالژیک به یک اتفاق فرهنگی معنادار در حوزه سینمای کودک و نوجوان تبدیل خواهد شد.
اهمیت این موضوع از منظر خانواده نیز قابل توجه است. در حوزه سینمای کودک، مخاطب اصلی کودک است، اما تصمیمگیرنده نهایی در بسیاری از موارد والدین هستند. خانواده باید احساس کند فیلمی که قرار است فرزندش ببیند، هم سرگرمکننده و جذاب است و هم با ارزشهای فرهنگی و نیازهای سنی او تناسب دارد. چهرههای شناختهشدهای مانند عموهای فیتیلهای میتوانند بخشی از این اعتماد اولیه را ایجاد کنند، اما حفظ آن اعتماد به کیفیت فیلم وابسته است. سینمای کودک نباید مخاطب خود را سادهانگار فرض کند. کودک امروز میتواند یک اثر ضعیف را خیلی زود پس بزند و در مقابل، اگر با داستانی خلاقانه و صادقانه مواجه شود، ارتباط عمیقی با آن برقرار کند. از همین منظر، حمایت بنیاد سینمایی فارابی از تولیدات کودک نیز اهمیت پیدا میکند؛ زیرا سینمای کودک نباید تنها در مقاطع خاص و با موفقیتهای موردی مورد توجه قرار گیرد. این حوزه به برنامهریزی، سرمایهگذاری و نگاه حرفهای نیاز دارد. کودک، مخاطب آینده جامعه نیست؛ مخاطب امروز است و آنچه امروز میبیند، میشنود و تجربه میکند در شکلگیری نگاه او به جهان تأثیر دارد. سینما میتواند در کنار خانواده و مدرسه، فضایی برای تجربه جمعی، تخیل، گفتوگو و شناخت جهان ایجاد کند. به همین دلیل، هر پروژه موفق در این حوزه میتواند فراتر از گیشه، یک دستاورد فرهنگی محسوب شود.
در نهایت، بازگشت «عموهای فیتیلهای» را باید فرصتی برای پیوند میان گذشته و آینده سینمای کودک دانست. این سه هنرمند سرمایهای از جنس خاطره در اختیار دارند؛ سرمایهای که میتواند مخاطبان قدیمی را دوباره با یک اثر کودکانه همراه کند، اما ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که برای ارتباط با نسل جدید به کار گرفته شود. اگر «شوتینگا» بتواند این تعادل را ایجاد کند، حضور دوباره عموهای فیتیلهای فقط یک دیدار با گذشته نخواهد بود؛ بلکه میتواند تلاشی برای بازگرداندن سینمای کودک به جایگاه واقعی خود و باز کردن راهی تازه برای گفتوگو با کودکی باشد که امروز بیش از همیشه به دیده شدن نیاز دارد.

