ایمان یمنی و خردمندی یمانی!

سید عطاءالله  مهاجرانی

محمد مصطفی، صلوات‌الله علیه، در ستایش مردم یمن گفته است: «الایمان یمان و الحکمة یمانیة» که یعنی «یمن نشانه ایمان و نماد خردمندی است.» این حدیث در مراجع مهم حدیثی اهل سنت مانند «صحیح بخاری» (حدیث شماره ۴۳۸۸) و «صحیح مسلم» (حدیث شماره ۵۲) آمده است. شارحان و مفسران کتب حدیث اهل سنت این حدیث را مورد وثوق و صحیح تلقی کرده‌اند. در کتاب‌های حدیث شیعه، از جمله «اصول کافی» نیز این حدیث ثبت شده است. حدیث را امام محمد باقر علیه السلام به نقل از پیامبر اسلام(ص) روایت کرده است. نکته افزوده‌ای در منابع شیعه نسبت به منابع اهل سنت وجود دارد. پیامبر(ص) در گفت‌وگویی در ستایش اهل یمن گفته اند: «مردان یمن با فضیلت‌اند. ایمان یمانی و حکمت نیز یمانی است. اگر هجرت نبود، من یکی از یمنی‌ها بودم.» (بحار الانوار، جلد۳۴، صفحه۴۵۱)
پیداست پیامبر عظیم‌الشان(ص) دلداده و شیفته یمن بوده است. در زندگی پیامبر رحمت، اویس قَرَنی و ماجرای سفر او و بازگشتش بدون دیدار، به مهم‌ترین دیدار معنوی-ملکوتی تاریخ زندگی پیامبر و اویس تبدیل شده است. عدم-دیداری که یکی از زیباترین مضمون‌های ادبیات شده است. اویس برای دیدار با پیامبر(ص) در سال پایانی عمر پیامبر به مدینه آمد. نیم‌روزی در مدینه ماند. شنید مادرش بیمار شده است. به یمن بازگشت و برای پیامبر سلام و پیام فرستاد. پیامبر در مدینه نبود. تا وارد مدینه شد، گفت: «من بوی نفس رحمان و بوی اویس قرنی از مدینه به مشامم می‌رسد.» پیامبر ردای خود را به امام علی بن ابیطالب داد تا برای اویس قرنی به یمن برد. این ماجرای عدم-دیدار مثل ستاره در ادبیات ما می‌تابد. جلال‌الدین محمد بلخی در مثنوی سروده است:
«چون دم رحمان بود کان از یمن
 می‌رسد سوی محمّد از یمن
که محمد گفت بر دست صبا
از یمن می‌آیدم بوی خدا
بوی رامین می‌رسد از جان ویس
بوی یزدان می‌رسد هم از اویس
 از اویس و از قَرَن بوی عجب
مر نبی را کرد مست و پر طرب
خانه پر کن کز عقیق این یمن
صد هزاران خانه شاید ساختن»
برای من هم از جوانی زیارت یمن آرزو بود. و اویس قرنی شخصیت محبوبی که در صفین در رکاب امام علی علیه السلام شهید شد. از «عبدالملک منصور» وزیر فرهنگ ایران دوست و دانشمند یمن دعوت کردم، به ایران آمد. او هم متقابلاً از من دعوت کرد. تیرماه 1378 به صنعا رفتم. بعد از همه ماجراها، از جمله ماجرای استیضاح، در یمن، در کوچه و بازار صنعا نفسی تازه کردم. در صنعا گشت زدم. زمزمه کردم: «باز اویس قرنم آرزوست!» با عبدالملک منصور به دور از آداب و رسوم و بی‌اطلاع تشریفات، در قهوه خانه‌های ساده صنعا، به «مقهی مدهش» در «منطقه التحریر» رفتیم. قهوه یمنی نوشیدم. گفت‌وگوی‌مان با جوانان گرم شد. به طول انجامید. جوانی برایم «چای عدنی» سفارش داد. عبدالملک منصور را شناختند. مرا معرفی کرد. چه شوق و صفا و صمیمیتی‌ نشان دادند. چه شبی شد! به ارتفاعات خیال انگیز کوکبان رفتم. در کنار صخره‌ای ایستاده بودم. نسیم همان بود که حافظ سروده است:
کس ندیدست ز مشک ختن و نافه چین
آنچه من هر سحر از باد صبا می‌بینم
 در مسجد جامع یمن، قدیمی‌ترین نسخه قرآن مجید، نسخه صنعا، در آنجا یافت شد. این نسخه، به تمام اراجیف و یاوه پردازی «جان ونزبورو» (۱۹۲۸-۲۰۰۲) و دیگر اسلام شناسان رادیکال که در سندیت و اصالت قرآن مجید تردید کرده بودند و همان یاوه‌ها، نیندیشیده و شتابزده بر زبان برخی پژوهشگران ایرانی هم گشته است، پاسخی تردید برانداز است. نسخه‌های قرآن خطی را در کتابخانه و گنجینه مسجد دیدم. در یمن حس آشنایی دلپسندی دارید. گویی در وطن هستید.
برای دیگر عرب‌ها، یمن سرزمین آرزوها و آبادانی و امید بود. واژه «یمن» سرچشمه جذابی دارد. یمن در سمت راست مکه قرار داشت و شام در سمت چپ! یمن با سرسبزی و آبادانی و آب و سدّ «مآرب» و «حضرموت» تداعی می‌شد. واژه‌های «یمن» و «میمنت» و «ایمن» از واژه یمن سرچشمه گرفته است.
یمن، در ادبیات فارسی و عربی سرزمین عاشقان است. داستان‌های عاشقانه لیلی و مجنون، وامق و عذرای عنصری، بهرام نامه یا هفت پیکر نظامی در یمن اتفاق افتاده است. در تاریخ اسلام بویژه در تاریخ شیعه، یمن مثل ستاره می‌درخشد. پیامبر، خالد بن ولید را برای دعوت اهل یمن به یمن فرستاده بود. خالد نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند. بی‌توفیق به مدینه بازگشت. پیامبر(ص) امام علی(ع) را فرستاد. استقبال قبایل یمن شگفت انگیز بود. قبیله «همْدان» در یک روز، همان روز اول ملاقات با امام علی(ع)، همگی مسلمان شدند. «حارث همدانی» از همین قبیله است. قبیله «نخع» که مالک اشتر و کمیل بن زیاد از همین قبیله‌اند. عمار یاسر و مقداد بن اسود و حجر بن عدی کندی و نیز دوست و یار محبوب پیامبر و امام علی، اویس قرنی، همگی از یمن هستند. یمنی‌ها مهم‌ترین یاران و پشتیبانان امام علی در دوران خلافتش بودندکه به کوفه کوچ کرده بودند.
در برابر ستم و بیداد بنی امیه و بنی عباس، یمنی‌ها از زید بن علی حمایت کردند. قیام زید در سال ۱۲۰ و ۱۲۱هجری قمری در کوفه اتفاق افتاد. قیام در خون نشست. زید و فرزندش یحیی بن زید، شهید شدند. یمنی‌ها آوازه نام و جهاد زید را به عنوان رهبر شهید گرامی و زنده نگاه داشتند. در نواحی مختلف یمن حکومت‌های محلی زیدی تشکیل شد. بیش از هزار سال زیدی‌ها بر یمن حکومت کردند. در نیمه دوم قرن بیستم، رقابت‌های منطقه‌ای به یمن نیز کشیده شد. تقابل جریان وهابی- سلفی در عربستان، با جریان زیدی از سویی و با جریان ناسیونالیسم چپ گرای جمال عبدالناصر از سوی دیگر، یمن را ساحت تقابل کشورهای منطقه بویژه مصر و عربستان و تا حدودی ایران و نیز شوروی کرد. عبدالناصر گمان می‌کرد می‌تواند در یمن جای پای استواری بیابد. همان اشتباهی که در دهه اخیر عربستان و امارات انجام دادند. ارتش مصر ۷۰ هزار نیرو به یمن فرستاد. ده هزار نفرشان کشته شدند. در برابر یمنی‌ها که حداقل امکانات را داشتند، ارتش مصر با همه حمایت‌های شوروی زمان خروشچف، درمانده شد. جمال عبدالناصر این درماندگی را با زبانی صریح و روشن به «لوشس باتل» سفیر آمریکا در قاهره گفته بود. باتل برای دیدار خداحافظی با ناصر ملاقات کرد. ناصر گفت ارتش مصر در کوهستان‌های سخت و صعب العبور یمن زمین‌گیر شده است. روزی یک میلیون دلار هزینه تحمل می‌کند (به قیمت سال ۱۹۶۷) و هر روز تعداد قابل توجهی از سربازان مصری کشته می‌شوند. سربازان انگیزه لازم برای جنگ در یمن را ندارند. برخی گزارش‌ها نشانه دلسوزی و همراهی سربازان ما با یمنی‌هاست.
 از جنگ پنجساله ارتش مصر با حمایت خروشچف علیه حوثی‌های یمن، نه مصر درس گرفت و نه عربستان. جنگی با عنوان «عاصفة الحزم» در ششم فروردین ۱۳۹۴ (۲۵ مارس سال ۲۰۱۵) علیه یمن آغاز شد. ارتش مصر وارد ائتلاف ضد یمن شد. برای اینکه کارگردان کودتا علیه مرسی و کشتار میدان نصر قاهره، عربستان و امارات بودند، البته به فرماندهی آمریکا. مصر چاره‌ای جز مشارکت در جنگ علیه یمن نداشته است. لقمه عربستان و امارات گلوگیر بود. مصر یک سال پس از کودتا اعلام کرد حجم کمک‌های عربستان و امارات پس از کودتا حدود ۲۰ میلیارد دلار بوده است که البته به ۳۰میلیارد دلار هم رسید. حمله به یمن با بمباران شهرهای شمالی که مراکز حوثی‌هاست آغاز شد. پاکستان با هوشمندی در این حملات و ائتلاف شرکت نکرد. حملات با همکاری اطلاعاتی و لجستیکی آمریکا انجام شد. اسرائیل نیز در بمباران یمن مشارکت کرد. پس از یازده سال جنگ با یکی از فقیرترین کشورهای جهان به رهبری ثروتمندترین کشور اسلامی با عنوان خادم الحرمین الشریفین و همکاری کشورهای شورای همکاری (خلیج فارس) به استثنای عمان، کدام دستاورد را داشته‌اند؟ حتی اگر عربستان بر یمن پیروز می‌شد، این پیروزی با هدایت و کارگردانی و اطلاعات و لجستیک آمریکا، ارزش و اعتبار و افتخاری نداشت. اما پیروزی یمن، پیروزی تاریخی و بلکه اسطوره‌ای است. به تعبیر «عبدالوهاب البیاتی» شاعر عراقی: «دیوار محال را گوزنان با شاخ زده‌اند!»
به جوانان و حتی پیرمردان یمنی نگاه کنید. با پای برهنه یا دمپایی، با لباس ساده بومی خود مانند شعله سیال در کوه و بیابان می‌دوند. چگونه آخرین تجهیزات مدرن آمریکایی را به غنیمت گرفته‌اند. چگونه توان موشکی بالستیکی خود را ارتقا بخشیده‌اند. با ملتی که در خانه خود و برای استقلال و سرزمین خود و با ایمان خویش از دل و جان دفاع می‌کند؛‌ سربازانی که هزاران کیلومتر دورتر از خانه خویش و برای منافع دیگری و بدون ایمان و انگیزه و با اراده‌ای متزلزل و ذهنی پریشان می‌جنگند، حتماً شکست می‌خورند. موقعیت و هویت مجاهد با مزدور متفاوت است.
به روایت «عبدالله البردونی» شاعر نابینای یمنی:
وَمَا خَـضَـعَتْ لِـغَـازٍ أَوْ لِـبَاغٍ
جِـبَـاهٌ صِـیـغَـتْ مِـنْ صَـخْـرِ الـوَادِی.
«پیشانی‌هایی که از صخره سختِ این دره‌‌ها تراشیده شده ‌اند
هرگز در برابر هیچ متجاوز و ستمگری خم نشده‌اند.»
کاش در چنین روزهایی یمن بودم! در ساحل باب المندب! و قهوه یا چای یمنی، و به روایت حافظ:
دیده‌ها در‌طلب لعل یمانی خون شد
یارب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان.