در حافظه موقت ذخیره شد...
جلال چراغپور، مربی پیشین تیم ملی فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
برای جوانگرایی در تیم ملی راه گریزی نیست
این موضوع درست مانند خودرویی است که ساخته میشود و پس از ساخت، باید در یک کورس با خودروهای بیامو و بنز قرار گیرد تا شتاب و کیفیت آن مشخص شود. تیمهای فوتبال هم همین وضعیت را دارند. ممکن است بازیکنان جدید وارد تیم ملی شوند، اما در مواجهه با فوتبال مدرنی که تاکنون ندیدهاند، فراز و نشیبهایی خواهند داشت که باید آن را تحمل کنند. بنابراین باید یا بازیهای تدارکاتی و اردوهای برونمرزی فراهم شود یا فیفادیها را جدیتر بگیریم تا این بازیکنان بهطور کامل آماده شوند.»
جلال چراغپور معتقد است چارهای جز جوانگرایی در تیم ملی باقی نمانده است:«آنقدر از بازیکنان باتجربه استفاده شده که دیگر چارهای برای تغییر نسل نمانده است. حدود ۱۰ سال است که به شکلهای مختلف، با مربیان گوناگون و حتی با توجیهات مدیران و مربیان، همچنان از بازیکنان باتجربه استفاده کردهایم. حالا زمان آن رسیده که اسکلت تیم ملی در یک آزمایش جدی در ضرباهنگ و شرایط واقعی مسابقه قرار گیرد. یادم میآید تیم ملی کره برای جام جهانی، در بازیهای آسیایی با دفترچه و قلم بیرون میآمد. مشخص بود که بازیکنان، تئوریهای فوتبال را در کلاس یاد میگرفتند و در بازیهای آسیایی نیز آنها را تمرین میکردند و در نهایت در جام جهانی به مقام چهارم رسیدند. تیم ملی ما هم باید چنین رویکردی داشته باشد.» مربی پیشین تیم ملی فوتبال، تغییر نسل را به شرط آموزش بر مبنای فوتبال مدرن مفید میداند و میگوید:«لازم نیست به بازیکنان جوان صرفاً بگوییم چگونه بازی کنند و چه کاری انجام دهند. در این شرایط باید بسیار مراقب باشیم که آموزش فوتبال به بازیکنان جوان و جدید نیز مبتنی بر دانش روز باشد. اگر دانستههای قدیمی خود را به بازیکنان جوان منتقل کنیم، در واقع بازیکنان جوانی خواهیم داشت که از نظر فکری پیر هستند؛ بنابراین با یک پروسه خطرناک مواجهیم. بازیکنانی را که سالها در زمین به نتیجه رسیدهاند، کنار میگذاریم و فوتبالیستهای جدیدی را وارد میکنیم که باید بدانند چگونه بر اساس فوتبال مدرن بازی کنند.
جام جهانی نیز نکات جدیدی دارد؛ یعنی نهتنها بازیکنان، بلکه مربیان هم باید تلاش کنند با دانش نوین و روز فوتبال همراه شوند. اگر تمرین، مدیریت، شخصیت و آموزش بازیکن جدید مدرن شود، مربی هم باید با کوچینگ مدرن، پابهپای بازیکن پیش برود تا بتواند اعتمادسازی کند. اگر این چهار وجه توأمان با یکدیگر پیش نروند، با تیم جدید هم اتفاق خاصی رخ نخواهد داد.» جلال چراغپور برای استفاده از بازیکنان جوان، دو روش را مطرح میکند:«روش اول این است که اصلاً اجازه ندهیم تیم پیر شود؛ همان کاری که در تیمهای اروپایی رخ میدهد. یعنی وقتی سن بازیکنی در تیم از حد مشخصی بالاتر میرود، بدون ملاحظه و مراعات حال بازیکن، او را از تیم حذف کنیم. بدون شک بازیکنان باتجربه پس از جدا شدن از تیم خود، پلهپله در تیمهای پایینتر به کار ادامه میدهند؛ مثل رونالدو که در عربستان بازی میکند یا ژاوی که به لیگ قطر آمد. اصلاً نباید بگوییم با اینکه سن فلان بازیکن بالاست، اما همچنان بازیکن خوبی است. باید بازیکنان را با توجه به سنشان بسنجیم و عضله، انفجار و فاکتور سرعت را نیز در نظر بگیریم؛ زیرا فاکتور سرعت در بدن انسان تا جایی پاسخگو است. مدل دوم این است که باشگاههای فوتبال باید استعدادیابهایی با چشم تیزبین داشته باشند که وقتی بازیکنی را میبینند، او را ارزیابی کنند و تشخیص دهند با سه نوع تمرین میتواند در کنار بزرگسالان بازی کند؛ درست مانند باشگاه بارسلونا که یکی از پنج تیمی است که با شدت و قدرت از این روش بهره میبرد؛ بازیکن ۱۶ یا ۱۷ ساله را جذب و پس از دو سال کار، او را به بازیکنی بسیار ارزشمند تبدیل میکند. نوع سوم نیز به کادر فنی تیمها مربوط میشود. کادر فنی باید مکانیزمی داشته باشد که درهای تیم را به روی استعدادها باز نگه دارد. اما فوتبال ایران بسیار پیر شده و لیگ ایران تقریباً هیچیک از این سازوکارها را ندارد.»


