در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» استعدادهای نوظهور فوتبال در رقابتهای لیگ برتر را بررسی میکند
درخشش ستارههای جوان علیه پیرمردها
درخشش بازیکنانی نظیر اسماعیل قلیزاده، امیرمحمد رزاقینیا و سعید سحرخیزان در ترکیب استقلال، رضا مرزبان و ماهان صادقی در ملوان، مسعود محبی و اسماعیل بابایی در خیبر خرمآباد، میلاد سورگی در شمسآذر، محمد خلیفه و عباس کهریزی در آلومینیوم، امیرحسین حسینزاده در تراکتور و امیرحسین جولانی در فولاد، نشان میدهد بازیکنان زیر ۲۵ سال این روزها با کارنامهای قابلتوجه، پیام مهمی را برای کادر فنی تیم ملی مخابره کردهاند؛ اینکه اگر به جوانان اعتماد شود، آنها میتوانند به پشتوانهای ارزشمند و حتی عصای دست فوتبال ملی ایران تبدیل شوند.
بدون تردید، همانطور که مربیان لیگ برتری نظیر سهراب بختیاریزاده، پیروز قربانی، سید مهدی رحمتی، فراز کمالوند، مهدی تارتار و جواد نکونام به بازیکنان جوان اعتماد کردهاند، سرمربی تیم ملی بزرگسالان نیز میتواند با تکیه بر توانمندی استعدادهای نوظهور، زمینه موفقیت تیم ملی در جام ملتهای آسیا را فراهم کند. دیگر نمیتوان با نادیده گرفتن واقعیتهای فوتبال روز، جوانگرایی را به آینده موکول کرد یا آن را صرفاً یک شعار دانست. باید این واقعیت را بدون هیچ مقدمه و مقاومتی پذیرفت که موفقیت تیم ملی زمانی رقم خواهد خورد که پروژه جوانگرایی در فوتبال ملی ایران به صورت واقعی، هدفمند و شجاعانه به اجرا درآید. در غیر این صورت، سرنوشتی مشابه آنچه در جام جهانی ۲۰۲۶ رقم خورد، میتواند در انتظار تیم ملی ما در رقابتهای جام ملتهای آسیا در دیماه باشد. اعتماد بیش از اندازه به بازیکنان مسن و باتجربه تیم ملی که در رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ فرصت بازی پیدا کردند، شاید در ظاهر بتواند فضای تیم را برای کسب موفقیت در جام ملتها فراهم کند، اما تکرار این رویکرد بدون توجه به نیازهای فوتبال مدرن، میتواند هزینهای گزاف برای فوتبال ایران به همراه داشته باشد. بیتوجهی به بازیکنان نسل جوان، بدون تردید تبعات سنگینی برای فوتبال ایران خواهد داشت. بر این اساس قلعهنویی، حالا که قرار است هدایت تیم ملی را در رقابتهای جام ملتهای آسیا برعهده گیرد، باید در تفکرات خود تغییراتی اساسی ایجاد کند. تیمملی بیش از هر زمان دیگری به خون تازه، انگیزه جدید و نگاه متفاوت نیاز دارد. اعتماد به جوانترها به معنای کنار گذاشتن بیمحابای بازیکنان باتجربه نیست، بلکه به معنای ایجاد توازن میان تجربه و جوانی و فراهم کردن فرصت واقعی برای نسلی است که همین حالا توانایی خود را در لیگ برتر به اثبات رسانده است. فوتبال ایران نمیتواند همچنان چشم بر واقعیتهای لیگ برتر ببندد. وقتی بازیکنان جوان در باشگاههای مختلف فرصت بازی پیدا کرده و در برابر فشار مسابقات رسمی، خود را بهعنوان بازیکنانی اثرگذار معرفی میکنند، نادیده گرفتن آنها در تیم ملی دیگر توجیه فنی قابلقبولی ندارد. اگر مربیان باشگاهی توانستهاند با اعتماد به جوانان، استعدادهای تازهای را به فوتبال ایران معرفی کنند، کادر فنی تیم ملی نیز باید با شجاعت بیشتری همین مسیر را دنبال کند.


