رئیس جمعیت هلال احمر در گفت‌وگو با «ایران» از ۶ هزار عملیات موفق هلال احمر در جنگ سوم می‌گوید

نجات ۷ هزار و ۲۵۰ هموطن از زیر آوار موشک‌ها

مرجان قندی
گروه اجتماعی

جمعیت هلال‌احمر به‎عنوان بازوی اصلی امدادرسانی در شرایط بحرانی، در طول جنگ ۴۰ روزه رمضان با چالش‌هایی بی‌سابقه رو‌به‌رو بود. در این میان، تغییر استراتژی‌های عملیاتی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و بسیج نیروهای متخصص، به کارآمدی این مجموعه در مواجهه با خسارات ناشی از حملات دشمن کمک شایانی کرد. در همین راستا، با پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال‌احمر گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

جمعیت هلال‌احمر در جریان جنگ ۴۰ روزه رمضان، با چه ترکیبی از نیروها وارد میدان شد؟ وضعیت آمادگی لجستیکی و سطح تجهیزاتی تیم‌های عملیاتی چگونه ارزیابی می‌شود؟
تا پیش از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، ۷۰‌هزار نیروی متخصص و آموزش‌دیده عملیاتی داشتیم که با آسیب‌شناسی دقیق شرایط و رصد دقیق مشکلات در جنگ، موفق شدیم این ظرفیت را به ۱۱۰ هزار نیروی عملیاتی و امدادی ارتقا بدهیم. با تقویت تیم‌های واکنش سریع، بهره‌گیری از سامانه‌های هوشمند، پهپادها و نرم‌افزارهای تخصصی، توانستیم زمان حضور در محل حادثه را به کمتر از ۴ دقیقه کاهش بدهیم. در طول این نبرد، از میان ۱۱۰ هزار نیروی آموزش‌دیده و داوطلب، ۲۸ هزار نفر به‌صورت مستقیم در عملیات‌های امدادی به‌کارگیری شدند و مابقی نیروها به عنوان ذخیره و پشتیبان، در حالت آماده‌باش کامل قرار داشتند. در حوزه لجستیک هم تلاش کردیم توان عملیاتی خود را به سرعت ارتقا بدهیم. بهره‌گیری از ۷ هزار و ۶۰۰ دستگاه خودروی عملیاتی امداد و نجات و ۲ هزار و ۵۱۵ دستگاه آمبولانس، فقط بخشی از ظرفیت به‌ کار گرفته‌ شده برای خدمت‌رسانی به آسیب‌دیدگان در حوادث اخیر بود. همچنین در همان ایام، موفق شدیم ناوگان خود را با وارد کردن ۲۰۰ دستگاه خودروی نجات و اقلام تخصصی جدید تقویت کنیم تا روند خدمت‌رسانی به آسیب‌دیدگان بدون وقفه ادامه یابد.
 
 جذب و سازماندهی یک میلیون و ۶۰۰ هزار داوطلب جدید در شرایط بحرانی جنگ، آمار خیره‌کننده‌ای است. با توجه به حجم بالای تقاضا، چه سازوکاری برای احراز هویت، آموزش و ساماندهی این نیروها اتخاذ شد تا کارآمدی عملیاتی آنها تضمین شود؟
جمعیت هلال‌احمر پیش از آغاز جنگ، ۴ میلیون داوطلب داشت که در این بازه زمانی، یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر دیگر نیز به این شبکه گسترده مردمی پیوستند. ما معتقدیم توانمندسازی نیروهای داوطلب در حوزه امداد، نقش کلیدی در ارتقای تاب‌آوری جامعه و کاهش آسیب‌پذیری در برابر بحران‌ها دارد؛ بنابراین جذب داوطلبان فقط به معنای ثبت‌نام نیست. تمامی نیروهای جدید بلافاصله تحت آموزش‌های تخصصی قرار گرفتند. این آموزش‌ها با هدف افزایش توان عملیاتی و ارتقای سطح آمادگی در شرایط سخت طراحی شده است. پس از پایان دوره‌های آموزشی، داوطلبان باید در آزمون‌های دشوار مهارتی و آمادگی جسمانی شرکت کنند. این فرآیند کاملاً مبتنی بر شیوه‌نامه‌های اجرایی و با نظارت مستقیم معاونت عملیات سازمان امداد و نجات انجام می‌شود. در نهایت، فقط افرادی که موفق به کسب امتیاز لازم در این آزمون‌ها شوند، به‌عنوان عضو اصلی یا احتیاط تیم‌های واکنش سریع در سطح کشور شناسایی و سازماندهی می‌شوند تا در عملیات‌های واقعی، بازوی توانمندی برای جمعیت باشند.
 
در جنگ رمضان حجم عملیات‌های جست‌وجو و نجات بسیار بالا بود؛ آمار دقیق عملیات‌ها و تعداد نجات‌یافتگان چقدر است و مهم‌ترین عوامل موفقیت در عملیات‌های حساس زنده‌یابی را چه می‌دانید؟
در طول جنگ تحمیلی سوم، امدادگران هلال‌احمر ۶ هزارو ۳عملیات امدادرسانی موفق را در نقاط مختلف کشور با موفقیت انجام دادند که در نتیجه آن حدود ۷هزارو ۲۵۰ نفر از زیرآوار ناشی از حملات موشکی دشمن نجات یافتند. براساس داده‌های رصدی، بیشترین حملات ابتدا به تهران و سپس به استان‌های هرمزگان، اصفهان، بوشهر، آذربایجان شرقی، خوزستان، فارس، مرکزی، سیستان و بلوچستان، البرز، قم، ایلام، همدان و دیگر استان‌ها وارد شد. در پاسخ به بخش دوم سؤال شما باید بگویم موفقیت در این عملیات‌ها، محصولِ هم‌افزایی آموزش، تجهیزات، تیم‌های جست‌وجوگر و هماهنگی بین‌دستگاهی بود. امدادگران ما در محیط‌هایی با ریسک بالای ریزش مجدد، کمبود اکسیژن، تاریکی مطلق و تحت فشارهای روانی شدید، بی‌وقفه مشغول خدمت بودند. شجاعت مثال‌زدنی و ازخودگذشتگی این نیروها، جان بسیاری از هم‌وطنان را از مرگ حتمی نجات داد. در کنار نیروی انسانی، فناوری‌های نوین نیز نقش حیاتی داشتند؛ دستگاه‌های زنده‌یاب مجهز به حسگر‌های حرارتی، حرکتی و صوتی، امکان شناسایی علائم حیاتی را حتی در پیچیده‌ترین شرایط فراهم می‌کردند. همچنین تیم‌های سگ‌های زنده‌یاب و جسدیاب با آموزش‌های تخصصی، در خطرناک‌ترین شرایط عملیاتی حضوری مؤثر داشتند. شدت و خطر بالای مأموریت‌ها به‌قدری بود که متأسفانه تعدادی از این سگ‌های فداکار نیز در جریان عملیات‌ها دچار مصدومیت شدند که نشان‌دهنده شدت و خطر بالای مأموریت‌هاست.
 
با توجه به گستردگی و شدت حملات در جنگ رمضان، در تأمین تجهیزات یا نیروهای متخصص با چالش یا کمبودی مواجه شدید؟
خوشبختانه در جمعیت هلال‌احمر با هیچ‌گونه کمبودی از نظر تجهیزات و امکانات مواجه نشدیم. ما از نیروهایی بسیار قوی، بااقتدار و شجاع برخوردار بودیم که باعث شد در تمامی نقاط وقوع انفجار یا حملات موشکی، تیم‌های عملیاتی ما حداکثر ظرف ۳ تا ۴ دقیقه به عنوان اولین گروه امدادی در محل حادثه حضور یابند. همان‌طور که اشاره کردم، جمعیت هلال‌احمر از ظرفیت ۱۱۰ هزار نیروی داوطلب آموزش‌دیده بهره‌مند است که در این جنگ فقط ۲۸ هزار نفر از آنان در میدان عملیات به کار گرفته شدند و مابقی نیروها به عنوان ذخیره استراتژیک در حالت آماده‌باش کامل قرار داشتند؛ بنابراین در حوزه نیروی انسانی نیز کاملاً بی‌نیاز بودیم. در زمینه پشتیبانی خارجی هم ما از هیچ کشوری درخواست کمک نکردیم، اما سیاست ما این بود که اگر کمکی از سوی نهادها یا کشورهای دیگر ارائه می‌شد، با استقبال آن را می‌پذیرفتیم و بلافاصله در استان‌ها توزیع می‌کردیم.
 در جنگ رمضان، آمار دقیق خدمات پزشکی هلال‌احمر به تفکیک درمان‌های سرپایی و اعزام به مراکز درمانی چگونه بود و وضعیت تفحص شهدا را چطور ارزیابی می‌کنید؟
نیروهای هلال‌احمر در تمامی مراحل این جنگ، با اولویت‌بندی دقیق، خدمات امداد و درمان را ارائه دادند. در همین راستا، ۷ هزار و ۱۴۴ نفر از مجروحان که نیازمند خدمات تخصصی فوری بودند، در کمترین زمان ممکن برای مداوا به مراکز درمانی منتقل شدند. علاوه بر این، ۱۰ هزار مصدوم نیز در محل و به صورت سرپایی درمان شدند و نیاز به اعزام بیمارستانی نداشتند. در خصوصِ شهدا هم باید بگویم با تلاش شبانه‌روزی و تخصصی تیم‌های امدادی، پیکر تمام شهدا در عملیات‌ها تفحص شد و این وظیفه انسانی به طور کامل به سرانجام رسید.
 
 دشمن در جریان جنگ رمضان، زیرساخت‌های امدادی را هدف حملات مستقیم قرار داد. چه میزان خسارت به ناوگان و مراکز هلال‌احمر وارد شد و برآورد مالی این آسیب‌ها چقدر است؟
بله متأسفانه در این جنگ، ماهیت بشردوستانه هلال‌احمر از سوی دشمن نادیده گرفته شد و شاهد حملات مستقیم به تجهیزات و مراکز بودیم. در طول عملیات‌ها، ۵۶ مرکز هلال‌احمر هدف قرار گرفتند. همچنین در بخش ناوگان عملیاتی، ۳ فروند بالگرد آسیب دید که یکی از آنها به‌طور کامل منهدم شد؛ جالب است بدانید که فقط همان یک فروند بالگرد ازدست‌رفته، بالغ بر یک هزارو ۵۰۰ میلیارد تومان خسارت مالی روی دست سازمان گذاشت. علاوه بر بالگردها، ۴۳ آمبولانس و ۴۹ خودروی نجات ما نیز در حملات آسیب دیدند. در مجموع برآوردها، دشمن در این جنگ، بالغ بر ۱۰ هزار میلیارد تومان (۱۰ همت) خسارت مستقیم به زیرساخت‌های حیاتی هلال‌احمر ایران وارد کرد؛ با این حال، حتی برای لحظه‌ای امدادرسانی را متوقف نکردیم.

با توجه به خسارات سنگین وارده به ناوگان امدادی، چه برنامه‌ای برای جایگزینی تجهیزات و تقویت لجستیک دارید؟ آیا برای حملات احتمالی آینده، تدابیرِ پیشگیرانه‌ای اتخاذ شده است؟
ما حتی در اوج جنگ هم لحظه‌ای از توسعه‌ ناوگان غافل نشدیم. در آن بازه‌ ۴۰ روزه، با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی و خارجی، علاوه بر به‌کارگیری ۷ هزار و ۶۰۰ دستگاه خودروی نجات و ۲ هزار و ۵۰۰ آمبولانس، موفق شدیم ۲۰۰ دستگاه خودروی امدادی جدید نیز برای نجات جان هم‌وطنان وارد کنیم. در حوزه ناوگان هوایی، تفاهمنامه خرید ۲۰ فروند بالگرد اختصاصی امدادی را مستقیماً با طرف روس منعقد کرده‌ایم. همچنین تا پایان سال‌جاری، ۵ فروند بالگرد مجهز به دید در شب و یک هزارو ۵۰۰ دستگاه خودروی امدادی سبک و سنگین شامل آمبولانس و خودروهای کمک‌دار به ناوگان هلال‌احمر ملحق خواهند شد. امروز آمادگی ما نه تنها در مناطق درگیر، بلکه در سراسر کشور برای هر سناریوی احتمالی، در سطحی بسیار مطلوب است؛ به طوری که شاخص‌های عملیاتی‌مان نسبت به دوران جنگ ارتقا یافته است. ما تمامی عملیات‌ها را پس از جنگ تحلیل کردیم و بر اساس تحلیلِ نقاط قوت و ضعف، ساختار امدادی جدیدی را تدوین کرده‌ایم که با تکیه بر داوطلبان مردمی و خیرین، در سطح جهانی کم‌نظیر است.
 
در این جنگ، هماهنگی هلال‌احمر با دیگر دستگاه‌ها مثل وزارت بهداشت، آتش‌نشانی، اورژانس و مدیریت بحران چگونه بود؟
هماهنگی میان جمعیت هلال‌احمر و سایر دستگاه‌های امدادی و درمانی، جلوه‌ای از هم‌افزایی و مدیریت یکپارچه بحران بود. امدادگران هلال‌احمر، نیروهای آتش‌نشانی، اورژانس و کادر درمان، در کنار یکدیگر برای کاهش خسارات، تسریع در امدادرسانی و کمک به آسیب‌دیدگان تلاش کردند. این همکاری نزدیک، هم سرعت عملیات را افزایش داد و هم به کاهش آلام مردم کمک کرد. جمعیت هلال‌احمر نیز با اتکا به شبکه گسترده داوطلبان، ظرفیت‌های پشتیبانی و تجربه خود در مدیریت بحران، در کنار سایر نهادها ایفای نقش کرد. در حوزه دارو و خدمات سلامت نیز، هلال‌احمر همکاری‌های گسترده‌ای با سازمان غذا و دارو داشت. بهره‌گیری از ظرفیت‌های دو مجموعه در زمینه تأمین، توزیع و پایش دارو، به ارتقای آمادگی در شرایط عادی و اضطراری کمک کرد و در قالب تفاهمنامه‌هایی نیز این همکاری‌ها تقویت شد. این روحیه هم‌افزایی مصداق آیه شریفه «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» است و نشان می‌دهد که نیروهای امدادی کشور در مسیر ارزش‌های الهی و انسانی گام برمی‌دارند.
 
درباره انبارها، تأمین داروهای خاص، غذا و اسکان اضطراری در این ایام هم توضیح می‌دهید؟
جمعیت هلال‌احمر در این ایام، با تمام توان در صف اول پاسخگویی به نیازهای مردم قرار داشت. مراکز بهداشتی و درمانی و داروخانه‌های جمعیت به‌صورت فعال به ارائه خدمات ادامه دادند و در تأمین دارو، بویژه برای بیماران خاص و صعب‌العلاج، نقش مؤثری ایفا کردند. در این مدت، حدود ۳۴۰ هزار نسخه پذیرش شد و در برخی موارد، داروها به منازل بیماران نیز ارسال شد. داروخانه‌ها و مراکز توانبخشی هلال‌احمر نیز به‌صورت شبانه‌روزی فعالیت کردند تا بیماران در شرایط سخت با مشکل مواجه نشوند. از سوی دیگر، انبارهای پشتیبانی هلال‌احمر در جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم هیچ وقت با کمبود مواجه نشدند. در ایام جنگ کمک‌ها را بلافاصله توزیع می‌کردیم و امروز هم به یاری خدا انبارهای هلال‌احمر برای پاسخگویی به نیازهای کشور کاملاً آماده‌اند. این در حالی است که حتی انبارهای هلال‌احمر هم بر خلاف کنوانسیون‌های ژنو و قواعد مسلم حقوق بین‌الملل بشردوستانه، از تجاوز دشمن در این جنگ مصون نماندند، از جمله انبار ما در بوشهر. این بحران نه‌تنها موجب تضعیف توان امدادی کشور نشد، بلکه ظرفیت‌ها و آمادگی‌های عملیاتی را تقویت کرد و امروز هلال‌احمر با توان بیشتری برای هرگونه مأموریت امدادی و بشردوستانه آماده است.
 
هلال‌احمر در این ۴۰ روز فقط نقش واکنشگر را ایفا کرد یا توانست نقش پیش‌دستانه هم داشته باشد؟ کدام بخش از این تجربه باید به‌عنوان الگوی دائمی برای بحران‌های آینده حفظ شود؟
عملکرد جمعیت هلال‌احمر در طول این جنگ، نشان‌دهنده آمادگی بالای این نهاد پیش از وقوع بحران بود. آماده‌باش بیش از ۱۱۰ هزار نیروی عملیاتی، سازماندهی هزاران تیم امدادی، پیش‌بینی نیازهای لجستیکی و حضور گسترده نیروها در نقاط مختلف کشور، ثابت کرد که هلال‌احمر از حالت واکنش صرف به سمت آمادگی پیش‌دستانه حرکت کرده است. ما موفق شدیم از همان ابتدای بحران، فاصله زمانی میان وقوع حادثه و رسیدن امدادگران به صحنه را به حداقل برسانیم. این جنگ به ما آموخت که در بحران‌های آینده، پیش‌دستانه بودن فقط به معنای آماده‌باش نیرو و تجهیزات نیست و باید پیش از وقوع حادثه، سناریوهای مختلف را طراحی کرد. شناسایی دقیق نقاط پرخطر، تعیین مسیرهای دسترسی، سنجش ظرفیت‌های اسکان اضطراری، مدیریت زنجیره تأمین، تعیین مراکز درمانی پشتیبان، ایجاد سیستم‌های ارتباطی جایگزین و حتی پیش‌بینی نیازهای روانی مردم، همگی از ارکان اصلی آمادگی پیش‌دستانه هستند. در واقع، تجربه این جنگ ۴۰ روزه یک پیام روشن برای ما داشت؛ هلال‌احمر آینده باید قبل از حادثه آماده باشد، در لحظه حادثه با سرعت عمل کند و بعد از حادثه نیز برای بازگشت مردم به زندگی عادی در کنار آنها بماند.
 
در این بحران، مردم چقدر با هلال‌احمر همکاری کردند و میزان اعتماد عمومی به این نهاد تا چه اندازه افزایش یافت؟ آیا تماس‌ها، گزارش‌ها و درخواست‌های مردمی بیش از ظرفیت پاسخ‌گویی شما بود؟
در طول مدت جنگ، مردم فقط دریافت‌کننده خدمات نبودند، در بسیاری از نقاط، داوطلبان، خیرین و گروه‌های مردمی نیز در کنار امدادگران وارد میدان شدند و به روند امدادرسانی کمک کردند. حجم بالای تماس‌ها و درخواست‌های مردمی نشان داد که هلال‌احمر به‌عنوان نهادی قابل اعتماد در زمان بحران شناخته می‌شود. اساس فعالیت جمعیت، خدمت بی‌منت به مردم است و در این جنگ تحمیلی نیز اعتماد عمومی به این نهاد، نتیجه سال‌ها ایثار و تلاش بی‌ادعای امدادگران بود.
در این بازه زمانی، بیش از ۲۱۳ هزار تماس مشاوره‌ای از طریق سامانه ۴۰۳۰ پاسخ داده شد و مجموع زمان ارائه خدمات به بیش از یک میلیون دقیقه، معادل ۱۷ هزار ساعت رسید. این حجم از خدمت، نشان‌دهنده فعالیت مستمر ۲۴۰۲ مشاور متعهد در سراسر کشور بود. طبیعی است که در بحرانی ۴۰روزه، حجم نیازها از ظرفیت هر دستگاهی فراتر برود، اما تلاش کردیم ارتباط با مردم را حفظ کنیم و پاسخ‌گویی را متوقف نکنیم.
 
برای حفظ سرمایه اجتماعی هلال‌احمر، چه برنامه‌ای دارید؟
سرمایه اجتماعی هلال‌احمر با عمل حفظ می‌شود؛ با حضور به‌موقع در کنار مردم، شفافیت در عملکرد و تقویت مشارکت داوطلبان و خیرین. یکی از مهم‌ترین وظایف ما، پاسداری از اعتماد مردم است؛ زیرا همین اعتماد، زمینه‌ساز مشارکت بیشتر و اثرگذاری بالاتر هلال‌احمر در بحران‌هاست. امروز مهم‌ترین پشتوانه جمعیت، داوطلبان متعهد و نیروهای خدمتگزار آن هستند. برنامه ما این است که این سرمایه انسانی و اجتماعی را توسعه دهیم و آن را به پشتوانه‌ای پایدار برای پاسخ‌گویی در بحران‌های آینده تبدیل کنیم. در کنار این، باید توان عملیاتی و آمادگی جمعیت نیز تقویت شود. بحران اخیر نشان داد که مردم، داوطلبان و خیرین می‌توانند بخشی مهم از توان امدادی کشور باشند. بنابراین حفظ اعتماد عمومی برای ما یک موضوع تشریفاتی نیست، بلکه بخشی از توان عملیاتی هلال‌احمر در بحران‌های آینده است.
 
کدام استان‌ها بیشترین فشار عملیاتی را تحمل کردند؟
در جریان این جنگ تحمیلی، تهران بیشترین حجم حملات دشمن را تجربه کرد و به‌تبع آن، بیشترین فشار عملیاتی نیز بر این استان وارد شد. پس از تهران، هرمزگان و اصفهان در رتبه‌های بعدی قرار داشتند.
 
اگر قرار باشد جنگ مشابهی دوباره رخ دهد، آیا هلال‌احمر امروز واقعاً آماده‌تر از قبل است؟
قطعاً؛ ما از تجربه جنگ ۱۲روزه، نقاط ضعف را شناسایی و برطرف کردیم. تعداد نیروهای واکنش سریع را از ۷۰ هزار نفر به بیش از ۱۱۰ هزار نفر رساندیم، تجهیزات جدید و آموزش‌های تخصصی را توسعه و ذخایر اقلام ضروری را افزایش دادیم. نتیجه این آمادگی را در جنگ ۴۰روزه دیدیم؛ بیش از ۶ هزار عملیات انجام شد و بیش از ۷ هزار نفر نیز زنده از زیر آوار نجات یافتند. البته آمادگی هیچ‌گاه نقطه پایان ندارد. هر بحران برای ما فرصتی برای آسیب‌شناسی است و باید نقاط ضعف باقی‌مانده را نیز شناسایی و برطرف کنیم. اگر بحرانی مشابه دوباره رخ دهد، با تجربه‌ای که از جنگ ۴۰روزه به دست آمده، هلال‌احمر از نظر نیروی انسانی، تجهیزات، سرعت عملیات، فناوری و آمادگی پیش از بحران، قطعاً یک گام جلوتر از گذشته خواهد بود.
 
اگر بخواهید عملکرد هلال‌احمر را در جنگ ۴۰ روزه در یک جمله جمع‌بندی کنید، مهم‌ترین نقطه قوت چه بود؟
مهم‌ترین نقطه قوت ما، ترکیبی از آمادگی پیش‌دستانه، انسجام در عملیات و عهد ناگسستنی نیروهای هلال‌احمر برای ایستادن در کنار مردم تا آخرین لحظه بحران بود.