ترامپ در جنگ اقتصادی هم تنها میماند
یادداشتهایی از دنیل فرید، دکستر تیف رابرتس، خالد عظیم، اندرو ال.پیک، نیت سوانسون و جاناتان پانیکوف
وزیر خزانهداری آمریکا، اسکات بسنت، روز دوشنبه از آغاز عملیات «طرد اقتصادی» علیه ایران خبر داد و ادعا کرد: «از امروز، حلقه فشار را تنگتر خواهیم کرد و هر منبع درآمدی را که به تأمین مالی ایران کمک میکند، مسدود خواهیم ساخت.» این اقدام تحریمی، جدیدترین تلاش آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران است؛ تلاشی که پس از ناکامی واشنگتن در تحقق اهداف خود از مسیر نظامی و دیپلماتیک، اکنون وارد مرحله تازهای شده است. وقتی دونالد ترامپ نزدیک به شش ماه پیش جنگ علیه ایران را آغاز کرد، امیدوار بود بتواند ایران را درهم بشکند. اما با ناکام ماندن بمبارانها در دستیابی به این هدف، واشنگتن مسیر دیگری را آزمود و روی مشوقهای اقتصادی حساب باز کرد. آمریکا در ماه ژوئن پیشنهاد لغو بخشی از تحریمها و میلیاردها دلار سرمایهگذاری را به ایران ارائه کرد، اما این رویکرد نیز به دلیل کارشکنیهای خود واشنگتن شکست خورد. اکنون، پس از ناکامی این گزینهها، آمریکا بار دیگر به ابزار تحریم و فشار اقتصادی روی آورده و در تلاش است تا ضربهای سنگین به اقتصاد ایران وارد کند.با این حال، تجربه سالهای گذشته تردیدی جدی درباره اثربخشی این سیاست ایجاد کرده است و بسیاری معتقدند کارزار جدید نیز، مانند تحریمهای پیشین آمریکا، به نتیجه مورد نظر واشنگتن منجر نخواهد شد. واکنشهای بینالمللی نیز نشان میدهد که واشنگتن برای پیشبرد کارزار فشار اقتصادی علیه ایران با موانع جدی روبهروست. چین، به عنوان مهمترین شریک تجاری ایران، با تشدید فشارهای آمریکا مخالفت کرده و روسیه نیز از منتقدان سیاست تحریمی واشنگتن است. حتی قطر، که از متحدان نزدیک آمریکا در منطقه به شمار میرود، نسبت به تشدید فشارها و پیامدهای آن برای ثبات منطقه ابراز نگرانی کرده است. تحلیلگران بینالمللی نیز معتقدند، آمریکا بدون همراهی چین و کشورهای حاشیه خلیج فارس، با دشواری جدی مواجه خواهد شد.
مخالفت با فشار آمریکا
در واکنش به اظهارات ترامپ، تحلیلگران معتقدند، سیاست جدید فشار اقتصادی واشنگتن، به طور مشخص سه کشور چین، امارات متحده عربی و ترکیه را که از مهمترین شرکای تجاری ایران به شمار میروند، هدف قرار خواهد داد. در همین راستا، لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، در نشست خبری روز سهشنبه به تهدیدهای آمریکا برای اعمال تحریم علیه کشورهای دارای روابط اقتصادی با ایران واکنش نشان داد و گفت: «روابط تجاری پکن و تهران مطابق قوانین جهانی است.» لین جیان اظهار کرد: «همکاری چین و ایران همواره در چارچوب حقوق بینالملل انجام شده است و نباید مورد مداخله یا اخلال قرار گیرد. چین تحولات مرتبط را با دقت زیر نظر دارد و تمام اقدامات لازم را برای قاطعانه دفاع کردن از حقوق و منافع خود اتخاذ خواهد کرد.»
این موضعگیری در حالی مطرح شد که پکن طی روزهای گذشته نیز چندین بار درباره پیامدهای سیاست فشار اقتصادی واشنگتن هشدار داده بود. سخنگوی وزارت خارجه چین روز دوشنبه اعلام کرد، «تحریم و اعمال فشار نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه موجب تشدید تنشها خواهد شد و در راستای منافع هیچیک از طرفها نیست.» وی با اشاره به اینکه پکن تحولات مرتبط را از نزدیک دنبال خواهد کرد، افزود که برای حفاظت از حقوق و منافع مشروع خود، اقدامات ضروری را اتخاذ خواهد کرد.
این دیپلمات چینی همچنین روزهای پنجشنبه و جمعه گذشته با محکومیت فشارهای آمریکا علیه ایران، تصریح کرده بود، «چین با تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی که فاقد مبنای حقوق بینالملل بوده و از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد مجاز نشدهاند، مخالف است.»
در کنار چین، قطر نیز بر مخالفت خود با رویکرد تحریمی واشنگتن و ضرورت حل بحران از مسیر دیپلماسی تأکید کرده است. ماجد انصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، درباره برنامه فشار اقتصادی آمریکا بر ایران گفت، «این تحریمها یکجانبه هستند و قطر از حل مناقشه با میانجیگری حمایت میکند.» ماجد انصاری گفت: «این تحریمها یکجانبه هستند. تحریم سازمان ملل نیستند. تحریمهای چندجانبه هم نیستند، بنابراین، این پرسش باید برای کسانی مطرح شود که تصمیم به اعمال این تحریمها گرفتهاند. از نظر ما اولویت همواره دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک از طریق گفتوگو بوده است.» روسیه نیز پیشتر موضعی مشابه اتخاذ کرده و درباره پیامدهای تشدید فشار اقتصادی آمریکا علیه تهران هشدار داده بود. میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه نزد سازمانهای بینالمللی در وین، در همین رابطه در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «ایران چندین دهه است که تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد. تهران در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ نشان داد توان ایستادگی در برابر سیاست فشار حداکثری را دارد. اگر واشنگتن واقعاً میخواهد به هر یک از اهداف خود دست یابد، راه نادرستی را برگزیده است. نتایج مثبت تنها از طریق دیپلماسی صادقانه قابل دستیابی است. هرچه ایالاتمتحده زودتر به این واقعیت پی ببرد، بهتر خواهد بود.»
مجموع این مواضع نشان میدهد، واشنگتن برای اجرای یک کارزار اقتصادی فراگیر علیه ایران، تنها با تهران مواجه نیست؛ بلکه باید با مخالفت شماری از شرکای مهم اقتصادی ایران و حتی برخی کشورهای منطقه نیز روبهرو شود. همین مسأله میتواند اجرای سیاست جدید آمریکا و تبدیل تهدیدهای تحریمی به فشار اقتصادی مؤثر بر ایران را بهمراتب دشوارتر کند.
تحلیلگران بینالمللی معتقدند فشار اقتصادی بر ایران
با چالشهایی جدی و نتیجهای نامطمئن روبهروست
یک بام و دو هوایی ترامپ
ترامپ از شوک جهانی میترسد
دنیل فرید
معاون سابق وزیر خارجه آمریکا در امور اروپا
تحریمهای جدید علیه ایران که بسنت بعدازظهر دوشنبه اعلام کرد، به گفته خود او صرفاً «شلیک هشدار» بود، نه ضربهای که بتواند اقتصاد ایران را از پا درآورد. تحریمهای اعلامشده قرار است شرکتهایی در ایران، چین و برخی کشورهای دیگر، همچنین نفتکشهای ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» و دیگر اهداف مرتبط را دربرگیرد. با این حال، هیچیک از این اقدامات تغییری اساسی در شرایط ایجاد نمیکند. لحن بسنت تند و تهدیدآمیز بود، اما شدت ضربه چندان زیاد نبود؛ هرچند او وعده داد اقدامات بیشتری در راه است، از جمله تحریم یک «مؤسسه مالی بزرگ» در اواخر همین هفته.
برای وارد کردن ضربهای فلجکننده به اقتصاد ایران، احتمالاً آمریکا باید شرکتها و بانکهای بزرگ چینی را نیز هدف قرار دهد؛ اقدامی که امروز انجام نشد. یک نکته قابلتأمل در این میان، پاسخ بسنت به این پرسش بود که چرا این اعلامیه بیشتر جنبه هشدار داشت تا اقدام عملی. او گفت نمیخواهد «نظام مالی جهانی را منفجر کند». این پاسخ قابلتوجه است: آمریکا کشورهای ثالثی را که روابط اقتصادی خود با ایران را قطع نکنند به اقدام متقابل تهدید میکند، اما اجرای چنین تهدیدی هزینهها و خطراتی دارد که به نظر میرسد خود بسنت نیز تمایل چندانی به پذیرفتن آنها ندارد.به نظر میرسد برخی اعضای دولت آمریکا نیز به این واقعیت واقف شدهاند که پیروزی سریع و قاطع بر ایران از طریق زور نظامی چندان محتمل نیست و به همین دلیل تلاش میکنند به رویکردی پایدارتر و بلندمدتتر بازگردند. با این حال، حفظ چنین رویکردی آسان نخواهد بود؛ بویژه برای دولتی که به بیصبری و نوسان در سیاستگذاری شهرت دارد.
واشنگتن باید هزینه بیشتری بپردازد
خالد عظیم
مدیر خاورمیانه و شمال آفریقای شورای آتلانتیک
اثربخشی تحریمها باید بر اساس هدف آنها سنجیده شود. با اینکه «عملیات طرد اقتصادی» ممکن است تا حدی فشار مالی بر دولت ایران وارد کند اما به نظر میرسد پیامدهای اقتصادی این اقدام، احتمالاً بسیار محدودتر از آن چیزی خواهد بود که لحن مقامهای دولت آمریکا نشان میدهد. ایران تجربه قابلتوجهی در سازگار شدن با تحریمها دارد و طی سالهای گذشته، با تغییر مسیر تراکنشها و انتقال فعالیتهای تجاری و مالی به کانالهای جایگزین، راههایی برای دور زدن محدودیتها پیدا کرده است.
نکته مهم دیگر، فاصله زمانی میان اعلام تحریمها و اجرای مؤثر آنهاست. ایران میتواند از این فرصت برای سازگار شدن با شرایط جدید استفاده کند. از این منظر، اجرای تحریمها شبیه یک بازی «موش و گربه» است: هر بار که یک نهاد یا کانال مالی مسدود میشود، فعالیتها به سازوکار دیگری منتقل میشوند؛ سازوکاری که اغلب غیرمتعارفتر و پیچیدهتر است.
شاید مهمتر از همه، همانطور که برخی دیگر نیز اشاره کردهاند، نبود شرکتها و نهادهای بزرگ چینی و دیگر بازیگران آسیایی در فهرست اقدامات امروز، درباره میزان اثربخشی نهایی این کارزار تردید ایجاد میکند. اگر آمریکا حاضر نباشد هزینههای قابلتوجهی به مهمترین طرفهای خارجی وارد کند که تجارت و جریانهای مالی ایران را تسهیل میکنند، به نظر میرسد «عملیات طرد اقتصادی» در نهایت تأثیر اقتصادی محدودی خواهد داشت.
در نهایت، میزان اثربخشی این تحریمها باید بر اساس هدفی که برای آنها تعیین شده است سنجیده شود.
فشار بر ایران، هزینه برای آمریکا و متحدانش
نیت سوانسون
مدیر پیشین پرونده ایران در شورای امنیت ملی آمریکا
تا اینجا، «روز دی ( D Day) اقتصادی» دستاورد چندانی نداشته است؛ یک شعار جدید، تحریمهایی نسبتاً معمول و تهدید به اعمال تحریمهای بیشتر در آینده. چنین اقداماتی در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، امری عادی بود.
اما فرض کنیم که پشت تعهد بسنت، برنامهای مشخص وجود دارد. در این صورت، اقدامات دولت آمریکا ممکن است آن را یک گام موفقیت آمیز علیه ایران بداند؛ راهبردی که هزینه آن ممکن است به اندازهای سنگین باشد که عملاً شکست محسوب شود.
پرسش این است که این فشارها با چه هزینهای اعمال خواهد شد؟ و حتی اگر کارزار فشار اقتصادی موفق شود، در نهایت چه دستاوردی خواهد داشت؟ چین مهمترین شریک تجاری ایران است و سالهاست تحریمهای آمریکا را دور زده و نشانه چندانی از تغییر این رویکرد نشان نداده است.
آیا دونالد ترامپ واقعاً حاضر است برای انجام اقدامات لازم علیه بانکها، پالایشگاهها و بنادر چین و محدود کردن تجارت این کشور با ایران، خطر برهم خوردن تنشزدایی تجاری با پکن را بپذیرد؟ آیا اقتصاد آمریکا برای مقابله با اقدامات تلافیجویانه چین آمادگی دارد؟ اجرای چنین اقداماتی بسیار دشوار خواهد بود، بویژه درست در آستانه سفر شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین.
از سوی دیگر، وضعیت کشوری مانند امارات متحده عربی را در نظر بگیرید؛ کشوری که در عین حال که یکی از شرکای مهم تجاری ایران و از مسیرهای اصلی دور زدن تحریمهاست، در صورت تبعیت از خواستههای دولت آمریکا، ممکن است با واکنش تند تهران روبهرو شود. ایران احتمالاً حملات خود علیه امارات و دیگر زیرساختهای انرژی منطقه را از سر خواهد گرفت.
اما اگر امارات از همکاری با آمریکا خودداری کند، ممکن است با تحریمهای واشنگتن مواجه شود. در مجموع، یک کارزار فشار اقتصادی که بهدرستی اجرا شود، به ایران آسیب خواهد زد؛ اما در عین حال به آمریکا و متحدانش در خلیج فارس نیز ضربه خواهد زد.
پکن برای ضدحمله آماده است
دکستر تیف رابرتس
سردبیر آسیا
در نشریه بلومبرگ بیزنسویک
برای چین، تهدیدهای تجاری ترامپ چیز تازهای نیست؛ تهدیدهایی که معمولاً جزئیات چندانی ندارند و در بسیاری از موارد، پیش از اجرا به تعدیل یا عقب نشینی می رسند. بسنت اگرچه گفت چین نیز در اعمال مجازات علیه کشورها و شرکتهایی که با ایران تجارت میکنند، از این قاعده مستثنی نخواهد بود، اما هیچ جدول زمانی مشخصی برای اجرای این اقدامات ارائه نکرد و نگفت دقیقاً چه مجازاتهایی ممکن است اعمال شود.
همچنین وقتی بسنت گفت ترامپ با رهبران کشورهای مختلف تماس میگیرد و «درخواستهای مشخصی» را مطرح میکند، عملاً فضای زیادی برای رئیسجمهوری آمریکا باقی گذاشت تا در ادامه خواستههای خود را تعدیل کند یا زمانبندی اجرای آنها را آنقدر به تعویق بیندازد که عملاً بیاثر شوند؛ موضوعی که پکن بدون تردید از آن آگاه است. در همین حال، پکن بهسرعت در حال تقویت مجموعه قوانین و مقررات خود برای مقابله با تحریمها و اقدامات تلافیجویانه است؛ ابزارهایی که اگر آمریکا واقعاً تهدیدهای خود را با شدت اجرا کند، احتمالاً چین از آنها برای پاسخ سخت استفاده خواهد کرد. برای مثال، اگر واشنگتن بانکهای چینی را تحریم کند، پکن میتواند اقدامات متقابل انجام دهد.
پکن نیز بهخوبی میداند که واشنگتن احتمالاً تمایلی ندارد درست پیش از سفر شی جینپینگ به آمریکا و از آن مهمتر در آستانه انتخابات میاندورهای، وارد یک جنگ تجاری جدید و دوطرفه با چین شود؛ جنگی که میتواند هزینههای اقتصادی سنگینی برای آمریکا به همراه داشته باشد. چین نیز با واکنش اخیر روزنامه حزبی گلوبال تایمز نشانههایی از موضع سختگیرانه احتمالی خود نشان داده است.
این روزنامه با استقبال از مقاومت کانادا در برابر تحریمهای آمریکا، اقدام اتاوا را یک «ضدحمله به سبک چینی» توصیف کرد.
آزمون دشوار همراه کردن همسایگان ایران
اندرو ال. پیک
مدیر ابتکار «تابآوری امنیت ملی» در شورای آتلانتیک
چالش اصلی این کارزار اقتصادی علیه ایران، اجرای آن است؛ مأموریتی دشوار در عرصه دیپلماسی. نهادهایی در عراق، کشورهای حوزه خلیج فارس، چین و دیگر نقاط جهان که با ایران معامله میکنند، حدود ۳۰ سال است که با تحریمهای ثانویه آمریکا سروکار دارند. آنها برای مقابله با این فشارها راههای جایگزین و سازوکارهای حفاظتی ایجاد کردهاند و بهسادگی مرعوب نمیشوند.
از این رو، نمایندگان ترامپ باید با کشورها و نهادهایی که همچنان با تحریمها همراهی نمیکنند، وارد مذاکره شوند و پیامی روشن برای قطع این همکاریها ارسال کنند؛ بدون آنکه اثر بازدارندگی تهدیدهای آمریکا در ملاحظات و تعارفات دیپلماتیک کمرنگ شود.
به طور قطع مقامات ایران پیش از آنکه تسلیم فشار اقتصادی شوند «پاسخ متقابل خواهند داد». ایران در برابر تشدید فشار تحریمی، احتمالاً اقدامات نظامی علیه همسایگان خود را افزایش خواهد داد تا مانع از همکاری کامل آنها با آمریکا شود.
تهران تلاش خواهد کرد عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس را وادار کند رویکردی محتاطانه و دوپهلو در پیش بگیرند و اجازه دهند جریان پول به ایران ادامه پیدا کند. با این حال، تهران تلاش خواهد کرد از همسایگان خود به اندازهای منابع ارزی به دست آورد که بتواند در برابر این فشارها دوام بیاورد و از کارزار اقتصادی آمریکا بیشتر مقاومت کند.
بدون چین و کشورهای خلیج فارس، فشار حداکثری ممکن نیست
جاناتان پانیکوف
مدیر ارشد ابتکار امنیت خاورمیانه در شورای آتلانتیک
کنفرانس بسنت، پرسشهای مهمی را بیپاسخ گذاشت؛ از جمله اینکه کشورهای مختلف چه مدت فرصت دارند اقدامات جدی و مؤثری برای منزوی کردن بیشتر اقتصادی ایران انجام دهند و این اقدامات دقیقاً چه خواهند بود. با این حال، آنچه میدانیم این است که این سیاست از برخی جهات یادآور کارزار «فشار حداکثری» ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری اوست.این بار برخلاف آن دوره، چنین رویکردی ممکن است موفق شود، اما منزوی کردن ایران به سالها سیاست منسجم و مستمر آمریکا نیاز خواهد داشت و احتمالاً این روند از پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ نیز فراتر خواهد رفت. چالش اصلی اینجاست که برخلاف یک دهه پیش، کشورهای حوزه خلیج فارس دیگر پیشگام تلاش برای منزوی کردن ایران نیستند. متقاعد کردن قدرتهای خلیج فارس، بویژه عربستان سعودی ــ که در شرایط کنونی به سمت دیپلماسی و بهبود روابط با ایران حرکت کرده است ــ برای منزوی کردن اقتصادی تهران، دشوار خواهد بود و به تعهد جدی و برنامهریزی راهبردی آمریکا نیاز دارد.علاوه بر این، اجرای این طرح در شرایطی به همراهی گسترده جهانی نیاز دارد که جایگاه آمریکا نزد متحدان سنتیاش تضعیف شده است؛ جلب حمایت رقبای واشنگتن نیز دشوارتر خواهد بود. تصور موفقیت این سیاست بدون همراهی جدی چین دشوار است؛ چه پکن داوطلبانه با اعمال فشار بر ایران موافقت کند ــ که بعید به نظر میرسد ــ و چه آمریکا با اعمال تحریمهای هدفمند و سنگین علیه نهادهای مهم چینی، آن را به این کار وادار کند. از سوی دیگر، کشورهای حوزه خلیج فارس ممکن است در واکنش به افزایش فشار آمریکا، بیش از پیش به چین نزدیک شوند.تردیدهای کشورهای منطقه درباره میزان پایبندی ترامپ به این سیاست، چالش دولت آمریکا را پیچیدهتر میکند. این تردیدها نیز بیدلیل نیست؛ چرا که تنها چند ماه پیش، ترامپ تفاهمنامهای را امضا کرد که در عمل مسیری تقریباً معکوس را دنبال میکرد.


