تجربه ۴۷ ساله نشان میدهد شرکای تجاری تهران لزوماً از سیاستهای تحریمی واشنگتن تبعیت نمیکنند
دونالد ترامپ دور تازهای از تحریمها را علیه ایران آغاز کرده است که بخشی از آن بر محدود کردن مسیرهایی متمرکز است که ایران از طریق آنها نفت، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی خود را به بازارهای خارجی میرساند و درآمد حاصل از این صادرات را به کشور بازمیگرداند.
همزمان با نشست خبری وزیر خزانهداری آمریکا، وزارت خزانهداری این کشور از قرار گرفتن ۶۰ نهاد، فرد و کشتی مرتبط با ایران در فهرست تحریمها خبر داد. به گفته مقامهای آمریکایی، بخش مهمی از این شبکه در خارج از ایران فعالیت میکند و از شرکتهای کشتیرانی و واسطههای تجاری گرفته تا مسیرهای مالی و تجاری در کشورهایی مانند امارات متحده عربی، چین، سنگاپور و کشورهای اروپایی را دربرمیگیرد.
در واکنش به اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران، وزیر امور خارجه چین اعلام کرده بود که پکن با تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران مخالف است. به گفته او، این تحریمها هیچ مبنایی در حقوق بینالملل ندارند و همکاری چین با تهران بر اساس قوانین بینالمللی انجام میشود. با وجود این، باید دید در ادامه، سایر کشورهای طرف معامله با ایران از سیاستهای دولت ترامپ تبعیت میکنند یا خیر.
در همین حال، وزیر اقتصاد کشورمان نیز در واکنش به سخنان وزیر خزانهداری آمریکا مبنی بر اقدام این کشور برای اعمال تحریمهای بیسابقه علیه ایران تأکید کرده بود: «آنها این صحبتها را قبلاً هم گفتهاند. ما کاملاً برای هر سناریویی آمادگی داریم. شریانهای مالی و اقتصادی دنیا به این سادگی نیست که بتوانند ادعا کنند ارتباطات مالی و تجاری ایران را بهطور کامل قطع میکنند. اگر اقدامی هم انجام دهند، منتظر حمله ما باشند.»
البته تمرکز این دور از تحریمها فقط بر فروش فرآوردههای نفتی نیست. آمریکا همزمان پنج حوزه را هدف گرفته است که آنها را از مسیرهای مورد استفاده ایران برای ادامه فعالیتهای اقتصادی میداند؛ داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و حملونقل دریایی. در واقع، واشنگتن تلاش میکند علاوه بر محدود کردن صادرات ایران، استفاده از مسیرهایی را که برای انتقال کالا، پول و منابع مالی مورد استفاده قرار میگیرند نیز دشوارتر کند.
اما برای ایران، اصل ماجرا تازه نیست. اقتصاد ایران سالهاست که با تحریمهای آمریکا زندگی میکند؛ تحریمهایی که در مقاطع مختلف، از فروش نفت و دسترسی به منابع مالی گرفته تا حملونقل و تجارت خارجی را تحت فشار قرار دادهاند. در طول این سالها، در کنار هزینههایی که این محدودیتها به اقتصاد کشور تحمیل کردهاند، مسیرهایی نیز برای ادامه بخشی از تجارت خارجی شکل گرفته است.
بخشی از این مسیرها از طریق واسطهها و شرکتهای فعال در کشورهای دیگر ایجاد شده و بخشی نیز به شیوههای حمل نفت و فرآوردههای نفتی و روشهای انتقال پول مربوط میشود. این تجربه، البته به معنای بیاثر بودن تحریمها نیست. هر تحریم جدید میتواند هزینه مبادلات را افزایش دهد، برخی مسیرهای قبلی را مسدود کند و ایران را به یافتن مسیرهای تازه وادارد.
اثر تحریمهای جدید آمریکا
به راهبرد ایران بستگی دارد
تحریمهای تازه آمریکا علیه ایران در شرایطی اعمال شدهاند که بخش مهمی از تجارت خارجی کشور از مسیر همکاری با برخی شرکای تجاری و با استفاده از سازوکارهای مختلف برای دور زدن محدودیتها انجام میشود.
محمد کبیری، کارشناس نفت، در گفتوگو با «ایران» با اشاره به تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران میگوید: «میزان اثرگذاری این تحریمها تا حد زیادی به برنامه و راهبردی بستگی دارد که ایران برای مقابله با آنها در داخل و در سطح بینالمللی در نظر میگیرد.» ایران در حال حاضر با کشورهایی در تعامل است و با آنها خریدوفروش و دادوستد دارد. بخشی از نفت خود را به این کشورها میفروشد و از مسیرهای مختلف نیز کالا وارد میکند. به گفته این کارشناس انرژی، اگر کشورهایی که اکنون با ایران تعامل دارند، تحت تأثیر تهدیدهای آمریکا قرار بگیرند و سطح معاملات خود با ایران را کاهش دهند یا از ترس قرار گرفتن در فهرست تحریمهای ثانویه آمریکا اساساً از معامله با ایران خودداری کنند، این موضوع بر اقتصاد کشور اثرگذار خواهد بود.
تهدید بینالمللی آمریکا
علیه شرکای تجاری ایران
مسأله اصلی در تحریمهای جدید آمریکا، فقط تحریم ایران نیست، بلکه تهدید کشورهایی است که با ایران تعامل دارند. آمریکا در واقع کشورهایی را که با ایران معامله میکنند، در معرض فشار و تهدید قرار داده است.
کبیری در عین حال تأکید میکند که تحریمها و تهدیدهای جدید آمریکا را باید از زاویه دیگری نیز مورد توجه قرار داد. او میگوید: «این اقدام را میتوان نوعی تهدید بینالمللی علیه همه کشورها دانست، چراکه استقلال و حاکمیت آنها را زیر سؤال میبرد.»
وی تصریح میکند: «اگر کشورهای غرب آسیا، شرق آسیا و حتی دولتهای اروپایی بخواهند از تهدیدهای آمریکا و سیاستهای دولت ترامپ تبعیت کنند، به نوعی استقلال و حاکمیت خود را زیر سؤال بردهاند.» با این حال، به نظر میرسد کشورها معمولاً بهراحتی زیر بار چنین فشارهایی نمیروند. در مقابل، ایران نیز باید راهبرد درستی را در این زمینه در پیش بگیرد و اجازه ندهد تهدیدهای آمریکا به کاهش روابط اقتصادی و تجاری کشور با طرفهای خارجی منجر شود.
وی ادامه میدهد: «این کشورها در نهایت با دو راه مواجهاند؛ یا استقلال و حاکمیت خود را زیر سؤال ببرند و تحت تأثیر تهدیدهای آمریکا قرار گیرند، یا مانند گذشته به تعاملات خود با ایران ادامه دهند.»
در حالت دوم، ممکن است کشورهایی که با ایران معامله دارند، این تعاملات را بهصورت کاملاً غیرآشکار ادامه دهند؛ به این معنا که خریدوفروش و مبادلات خود را با ایران انجام دهند، اما جزئیات این معاملات در سطح بینالمللی آشکار نشود.
«تحریم دوطرفه» علیه آمریکا
دبیر شورای عالی امنیت ملی در واکنش به تداوم جنگ اقتصادی گفته بود: «یک قطره نفت نه از تنگه هرمز و نه از کل منطقه خلیج فارس صادر نخواهد شد و ایران مشارکت و همراهی هر کشوری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه ملت ایران را به منزله اقدامی جنگی در نظر میگیرد.»
میتوان این وضعیت را نوعی «تحریم دوطرفه» دانست. اگر چنین روندی شکل بگیرد، ممکن است خود آمریکا نیز از پیامدهای آن آسیب ببیند.
کبیری به موضع محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در قبال این تحولات اشاره میکند و میگوید: «دبیر شورای عالی امنیت ملی در این زمینه موضع بسیار خوبی اتخاذ کرد؛ موضعی که باعث شد حتی خود آمریکا نیز در این ماجرا با تهدید مواجه شود.» وی در همین زمینه به موضع چین نیز اشاره میکند و میگوید: «چین بهصورت شفاف و صریح اعلام کرده است که این سیاست را قبول ندارد. اکنون باید دید کشورهای همسایه ایران چه رویکردی در برابر این تهدیدها در پیش خواهند گرفت و تعاملات خود با ایران را چگونه ادامه خواهند داد.»
تجربه زیسته ۴۷ساله ایران
در برابر تحریمهای آمریکا
شاید تحریمهای گسترده و تلاش برای محاصره بنادر، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده باشد، اما این اقدامات تاکنون نتوانستهاند رفتار بنیادین کشور را تغییر دهند. نکته قابل توجه اینکه ترامپ در چند مقطع و همزمان با افزایش قیمت انرژی، ناچار به عقبنشینی شده و حتی بدون دریافت امتیاز مشخصی از ایران، معافیتهای نفتی صادر کرده است.
این کارشناس نفت با اشاره به سابقه طولانی تحریمهای آمریکا علیه ایران اظهار میکند: «ایران سالیان سال است که تحت تحریم قرار دارد و حدود ۴۷ سال است که از سوی آمریکا تحریم میشود؛ بنابراین بهطور قطع نباید انتظار داشت که اصل تحریمها اثر تعیینکنندهای بر کشور داشته باشد.»
تجربه این سالها نشان داده است که تحریمهای آمریکا، با وجود افزایش هزینه تجارت و محدود کردن بخشی از مسیرهای رسمی، نتوانستهاند ارتباط اقتصادی ایران با جهان را بهطور کامل قطع کنند. شرکای تجاری ایران نیز لزوماً از سیاستهای یکجانبه واشنگتن تبعیت نکردهاند و بخشی از آنها، متناسب با منافع اقتصادی و راهبردی خود، راههایی را برای ادامه تعامل با تهران یافتهاند. در چنین شرایطی، اثرگذاری دور تازه تحریمها بیش از هر چیز به راهبرد ایران، مواضع شرکای تجاری و میزان همراهی کشورها با سیاستهای دولت ترامپ بستگی خواهد داشت.
برش
عراق، ترکیه و امارات در معرض فشار
اگرچه چین مهمترین بازیگر دور تازه فشارهای اقتصادی است، اما عراق، ترکیه، هند و امارات متحده عربی نیز هر یک به شکلی با پیامدهای سیاست جدید واشنگتن مواجهاند.
گاز وارداتی از ایران بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در تأمین ۳۰ تا ۴۰ درصد برق عراق نقش دارد. قطع ناگهانی این جریان میتواند اختلال در شبکه برق، افزایش نارضایتی اجتماعی و فشار بر دولت بغداد را در پی داشته باشد. ترکیه نیز در نیمه اول سال ۲۰۲۶ حدود ۴.۵ میلیارد مترمکعب گاز از ایران واردکرده است. جایگزینی گازایران که با خط لوله به این کشور میرود، امکانپذیر است، اما میتواند هزینه انرژی ترکیه را در شرایط تورمی افزایش دهد. تجارت دوجانبه ایران و هند نیز از حدود ۱۷ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۱9ـ۲۰۱8 به حدود ۱.۶۳ میلیارد دلار در سال مالی ۲۰۲6ـ۲۰۲5 کاهش یافته است. اما دهلی نو، 90 درصد نفت مورد نیاز خود را وارد میکند و قطعاً از افزایش قیمت جهانی نفت آسیب میبیند. پس تنش در منطقه و افزایش قیمت نفت، هزینه قابل توجهی به اقتصاد این کشور تحمیل خواهد کرد.
امارات نیز در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۱ میلیارد دلار کالا به ایران صادر کرده است که رقمی معادل نزدیک به ۳۰ درصد واردات ایران بود. حالا عقبنشینی ابوظبی ممکن است ریسک تحریم شرکتهای اماراتی را کاهش دهد، اما برای اقتصاد تجاری یک امیرنشین کوچک در حاشیه جنوبی خلیج فارس بدون هزینه نخواهد بود.


