آیا خطر درگیری نظامی مستقیم میان آنکارا و تلآویو وجود دارد؟
سوریه؛ خط مقدم تقابل
ترکیه روز چهارشنبه آنچه را که «ادعاهای غیرقابل قبول» اسرائیل درباره موضع نظامی این کشور در سوریه خواند، بهشدت رد کرد. این واکنش پس از آن صورت گرفت که رژیم اسرائیل یک پایگاه هوایی سوریه در نزدیکی مرز ترکیه را بمباران کرد و مدعی شد سوریه در آستانه موافقت با استقرار نیروهای ترکیه در این پایگاه بوده است.
این تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به سوریه با محکومیت ترکیه و انتقاد تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه همراه شد. این مقام آمریکایی حمله اسرائیل را «تشدیدی غیرضروری» خواند. در بیانیهای که دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل، بامداد دیروز منتشر کرد، ادعا شده بود سوریه در آستانه نقض «وضعیت موجود مورد توافق با اسرائیل» قرار داشت، زیرا قصد داشت به نیروهای ترکیه اجازه استقرار در این پایگاه را بدهد؛ اقدامی که رژیم صهیونیستی آن را بهانهای برای تجاوز به خاک سوریه قرار داده و ادعا کرده با آن مدارا نخواهد کرد. در واکنش، ریاستجمهوری ترکیه اعلام کرد، اتهامهای مطرحشده از سوی دفتر نتانیاهو ناشی از تلاش او برای دنبال کردن «سیاستهای توسعهطلبانه و بیثباتکننده» در آستانه انتخابات در سرزمینهای اشغالی است. آنکارا تأکید کرد، صلح پایدار در منطقه تنها زمانی امکانپذیر است که اسرائیل به قوانین بینالمللی احترام بگذارد و سیاستهای «تهاجمی و زورمدارانه» خود را کنار بگذارد.
ترکیه همچنین اعلام کرد، این ادعاهای «غیرقابل قبول» با هدف مشروعیت بخشیدن به حملات هوایی غیرقانونی اسرائیل علیه حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه مطرح شدهاند و افزود، آنکارا به همکاری با دولت سوریه برای برقراری صلح، ثبات و رفاه در این کشور ادامه خواهد داد.
کانونهای اختلاف آنکارا و تلآویو
تجاوز جدید رژیم اسرائیل به فرودگاهی در نزدیکی ادلب، همچون نقطه عطفی است که نشان میدهد روابط ترکیه و اسرائیل وارد مرحلهای بهمراتب تقابلیتر شده و از اختلافات دورهای دیپلماتیک به رقابتی عمیقتر و راهبردیتر تبدیل شده است؛ رقابتی که ریشه در منافع متعارض منطقهای و نگرانیهای امنیتی دو طرف دارد. اگرچه تنشها در دو دهه گذشته بارها بروز کرده، بویژه پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، وخامت کنونی روابط بیش از آنکه ناشی از اختلافات سیاسی موقت یا خصومت شخصی روسای دولتها باشد، بازتاب تحولات گستردهتر ژئوپلتیکی است.
تشدید اخیر تنشها با اظهارات هرچه خصمانهتر مقامهای ارشد هر دو طرف همراه بوده است. اسرائیل، ترکیه را به دنبال کردن استراتژیهای تهاجمی در منطقه متهم کرده و نسبت به تقویت توانمندیهای نظامی ترکیه، از جمله خرید جنگندههای پیشرفته آمریکایی، ابراز نگرانی کرده است. ترکیه نیز عملیات ها و تجاوزات نظامی اسرائیل در غزه، سوریه و لبنان را محکوم کرده و هشدار داده است که سیاستهای این رژیم نهتنها کشورهای همسایه، بلکه امنیت ملی خود ترکیه را نیز تهدید میکند. به گزارش الجزیره؛ در حال حاضر چهار حوزه اصلی، محور مناقشه میان آنکارا و تلآویو را شکل میدهند. اولین و ماندگارترین آنها مسأله فلسطین است. برخلاف این تصور که حمایت ترکیه از آرمان فلسطین با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه آغاز شد، تعهد ترکیه به مسأله فلسطین ریشههای تاریخی عمیقتری دارد. این رویکرد هم از میراث عثمانی و هم تجربههای جمهوری نوپای ترکیه را ریشه میگیرد؛ دورهای که رهبران ترکیه، فلسطین را بخشی مهم از محیط تاریخی و راهبردی خود میدانستند. بر پایه چنین رویکردی بود که رژیم اسرائیل با هرگونه نقش قابلتوجه ترکیه در ترتیبات امنیتی آینده نوار غزه مخالفت کرده است. دومین نقطه اصلی اختلاف، سوریه پس از بشار اسد است. اسرائیل نه از ظهور دولت جدید سوریه استقبال کرده و نه از گسترش نفوذ ترکیه در این کشور. در حالی که اسرائیل همچنان برای محدود کردن تهدیدهای ادعایی در داخل سوریه دست به عملیات نظامی میزند، ترکیه با کمک به بازسازی نیروهای مسلح دولت جدید سوریه و گسترش همکاریهای نظامی، به یکی از نزدیکترین متحدان این دولت تبدیل شده است.
انرژی و پروژههای زیرساختی منطقهای سومین حوزه مهم اختلاف هستند. ترکیه بهشدت با طرحهای مورد حمایت اسرائیل برای انتقال گاز طبیعی و برق شرق مدیترانه از طریق یونان و قبرس یونانینشین به اروپا، بدون در نظر گرفتن ادعاهای قبرس ترکنشین، مخالف است. اسرائیل نیز پروژه «راه توسعه» ترکیه با عراق را رقیبی برای کریدورهای حملونقلی میداند که خلیج فارس را به بنادر سوریه در دریای مدیترانه متصل میکنند.
چهارمین و روزبهروز مهمترین مسأله، به موازنه گستردهتر قدرت در خاورمیانه مربوط میشود. اسرائیل همواره تلاش کرده است با حمایت آمریکا، چشمانداز راهبردی منطقه را به نفع خود بازتعریف کند؛ توافق ابراهیم نیز در همین راستا شکل گرفت.
در مقابل ترکیه نیز در واکنش، همکاری خود با پاکستان، عربستان سعودی و مصر را تقویت کرده و ایده ایجاد یک چارچوب امنیتی منطقهای مبتنی بر قدرتهای مسلمان را پیش برده است. اگرچه آنکارا این ابتکار را سازوکاری برای ثبات منطقهای معرفی میکند، سیاستگذاران اسرائیلی بهطور فزایندهای آن را شکلگیری ائتلافی منطقهای برای مقابله با نفوذ این رژیم و جلوگیری از سلطه راهبردی آن میدانند.
بــــرش
تقابل مستقیم؛ همچنان دور از دسترس؟
موضوع اصلی در این بحران این است که دو طرف خواهان ترتیبات امنیتی متفاوتی هستند. ترکیه میخواهد به دولت سوریه کمک کند تا اقتدار خود را تثبیت، ارتش خود را بازسازی و ثبات بیشتری ایجاد کند. در مقابل، رژیم اسرائیل میخواهد اطمینان حاصل کند که نه رهبری جدید سوریه و نه نیروهای خارجی فعال در کنار آن، تهدید نظامی جدیدی در مرزهای این رژیم ایجاد نمیکنند. بنابراین اختلاف بر سر «ابوالظهور»؛ پایگاه هوایی نزدیک «ادلب» که در تجاوز نظامی اسرائیل هدف گرفتهشد، چیزی فراتر از اختلاف بر سر یک پایگاه هوایی است.
به گزارش مدرن دیپلماسی این اختلاف در واقع کشمکشی بر سر این است که چه کسی نظم امنیتی سوریه پس از اسد را شکل خواهد داد. تصمیم اسرائیل برای حمله به این پایگاه نشان میدهد که این رژیم آماده است برای جلوگیری از تحولاتی که آنها را تهدیدکننده میخواند از نیروی نظامی استفاده کند. واکنش ترکیه نیز نشان میدهد آنکارا بیش از پیش حملات علیه سوریه را چالشی برای منافع منطقهای خود میداند. ترکیب این دو روند میتواند برای دو طرف بحرانزا باشد. با این حال تحلیلگران بر این باورند که خطر رویارویی مستقیم میان آنکارا و تلآویو همچنان محدود است، اما نمیتوان احتمال آن را نادیده گرفت. ترکیه عضو ناتو و دارای یکی از بزرگترین ارتشهای منطقه است، اسرائیل هم حمایت آمریکا را دارد. با این حال، خطر اصلی نه در رویارویی مستقیم بلکه در عملیاتهای رقابتآمیز این دو نهفته است. استقرار نظامی ترکیه که آنکارا آن را حمایت از دولت سوریه میداند، ممکن است از سوی رژیم اسرائیل به عنوان یک تهدید جدید ادعا شود. برعکس، تجاوز نظامی اسرائیل با هدف جلوگیری از چنین استقراری ممکن است از سوی ترکیه حمله به یک دولت شریک و نقض حاکمیت سوریه تلقی شود. این وضعیت یک مشکل کلاسیک تشدید تنش ایجاد میکند که در آن اقدامات یک طرف ممکن است از سوی طرف دیگر اقدامات تهاجمی تمامعیار تلقی شود.


