صلح و سِلم
سید عطاءالله مهاجرانی
کاربرد واژگان در قرآن مجید از میناگریها، دقتهای ویژه فراانسانی و جذابیت و لطافت بسیار بهرهمند است. از جمله کاربرد واژه «صلح و اصلاح» و نیز «سِلْم و سَلْم» است. نمیتوان شتابزده و بدون تأمل درباره واژگان قرآن مجید داوری کرد و بدتر از آن، دیگران را به استفاده ابزاری از قرآن مجید متهم!
جناب حجتالاسلام سیداحمد خاتمی، فقیه محترم شورای نگهبان و امامجمعه موقت تهران درباره مقوله صلح، به روایت سایت «جماران»، گفتهاند: «صلح در قرآن پیرامون دعواهای خانوادگی است. صلح در دعواهای خانوادگی ربطی به جنگ ندارد. لذا این استفاده ابزاری از قرآن است… آمریکا هیچگاه در پی صلح با ایران نبوده بلکه در پی تسلیم ایران است.»
دو مقوله صلح و سلم در قرآن، در سخن ایشان بدون دقت در ترجمه فارسی یا زبان فارسی، با هم آمیخته شده است. با تفکیک دو واژه «صلح» و «سلم» در زبان و ادبیات قرآن مجید، میتوان از این آمیختگی ناروا یا کژتابی واژه در ترجمه عربی به فارسی پرهیز کرد.
یکم: موضوع صلح
وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا أَن یُصْلِحَا بَینَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنفُسُ الشُّحَّ وَ إِن تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ الله کانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا ﴿النساء: ١٢٨﴾ به این معنی که «و اگر زنی، از طغیان و سرکشی یا اعراض شوهرش، بیم داشته باشد، مانعی ندارد با هم صلح کنند (و زن یا مرد، از پارهای از حقوق خود، بهخاطر صلح، صرف نظر نماید.) و صلح، بهتر است؛ اگر چه مردم (طبق غریزه حبّ ذات، در این گونه موارد) بخل میورزند. و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه سازید (و بهخاطر صلح، گذشت نمایید)، خداوند به آنچه انجام میدهید، آگاه است (و پاداش شایسته به شما خواهد داد).»
بدیهی است که سایر مترجمان قرآن مجید نیز در این آیه همانند آیتالله مکارم، صلح را همان «صلح» و برخی سازش و آشتی ترجمه کردهاند. این واژه صلح تنها در مورد مسائل خانوادگی بین زن و شوهر مطرح نشده است. بین دو گروه یا طائفه از اهل ایمان که با یکدیگر در جنگ و قتالاند؛ از همین واژه صلح استفاده شده است. به عنوان مثال وقتی جنگ بین دو کشور و ملت مسلمان اتفاق میافتد، مانند جنگ هشت ساله عراق و ایران و یا جنگ فعلی بین عربستان و یمن میتوان به همین آیه استناد و استشهاد کرد: وَ إِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَینَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِالله فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَینَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّالله یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ ﴿الحجرات: ٩﴾ به این معنی که «و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر بجنگند میان آنان صلح و آشتی برقرار کنید، و اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تجاوز کند، با آن گروهی که تجاوز میکند، بجنگید تا به حکم خدا بازگردد. پس اگر بازگشت، میانشان به عدالت و انصاف، صلح و آشتی برقرار کنید؛ و همواره دادگری را پیشه سازید که خدا دادگران را دوست دارد.»
چنانکه از آیه پیداست، واژه صلح از فضای محدود خانوادگی فراتر رفته و به صحنه اجتماعی و سیاسی و نظامی و ملی نبرد اهل ایمان با یکدیگر کشیده شده است.
دوم: سِلْم
قرآن برای صلح با دشمنان از واژه «سِلم» استفاده کرده است. در اینجا دیگر سخن از درون جامعه یا کشور اسلامی یا ملت و ملتهای اسلامی نیست. ما در زبان فارسی تمایز روشنی بین صلح و سلم در ترجمه آیات قرآن تا به حال مراعات نکردهایم.
وَ إِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَ تَوَکلْ عَلَىالله إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿انفال/٦١﴾ به این معنی که «و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی؛ و بر خدا توکل کن، که او شنوا و داناست!»
این ترجمه از آیتالله مکارم شیرازی است که «سلم» را صلح ترجمه کردهاند. دیگر مترجمان قرآن مجید از جمله آقایان انصاریان و قرائتی و الهی قمشهای و محمدعلی کوشا که همگی از عالمان دینند، همین ترجمه را روایت کردهاند. پس وقتی ما در زبان فارسی از صلح با دشمن سخن میگوییم، مراد همان «سِلم» به زبان قرآنی است. در واقع به معنای ترک جنگ یا متارکه جنگ است.
واژه «سَلم» نیز به همین معنی «سِلم» است. مفهوم از زاویهای دیگر مطرح شده است. شما خواستار صلح نباشید! چون دست بالا را در جنگ دارید.
فَلَا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَکمْ وَ لَن یتِرَکمْ أَعْمَالَکمْ ﴿محمد/ ٣٥﴾ به این معنی که «پس سستی مورزید و از در صلح و سازش در نیایید که شما برتر و [چیره]اید و خداوند با شماست و [پاداش] اعمال شما را نمیکاهد.»
روشن است که نمیتوان بدون تدبر و تأمل مدعی بود که هرجا قرآن مجید از صلح سخن گفته است، مراد مسائل خانوادگی است. اولاً، همان واژه صلح در خارج از مسائل خانوادگی، در حوزه ملی یا حتی ملتهای اسلامی مطرح شده است. ثانیاً، در مورد چگونگی صلح یا متارکه جنگ و به زبان امروز؛ تفاهمنامه ترک جنگ، از واژه «سلم» که به همان معنی صلح و آشتی در کاربرد زبان فارسی است، توجه دارد.
سوم: اسلام دین صلح و سازش است
سالها بلکه قرنها دشمنان اسلام و مسلمانان کوشیدهاند و انبوهی از پژوهشهای جهتدار را منتشر کرده و میکنند که اسلام دین خشونت و شمشیر و جنگ و قتل غیرمسلمانان است. در دهههای اخیر شاهد بودیم که برخی گروههای تروریست رنگارنگ داعشی که در منطقه غرب آسیا بویژه در عراق و سوریه از سوی سازمان سیا و موساد با دلارهای نفتی عربی سازماندهی شدند، یکی از اهداف همین بود که اسلام را دین خشونت و سربریدن غیرمسلمانان معرفی کنند. «برنارد لوییس» تاریخدان صهیونیست و مرشد فکری و سیاسی نتانیاهو و طراح تجزیه ایران، برای واژه تروریست از واژه «اسلامیست» استفاده میکرد. کسانی که بدون توجه به همین راهبرد جنگ روانی غرب، میکوشند از جنگ همیشگی مسلمانان با همه جهان سخن بگویند و داعیه اصلاح تمام جهان را دارند، میخواهند کاخ سفید و کاخ سرخ را تغییر کاربری بدهند! در همین حال و هوایند و ناآگاهانه یا خوشخیالانه در زمین دشمن بازی میکنند.
اسلام دین تفکر و عقلانیت و البته دین جهاد و استقامت و مقاومت است. در تهاجم ارتش بعث عراق به ایران در جنگ هشتساله که با همکاری و مشارکت ورشو و ناتو و به مدیریت آمریکا علیه کشور ما انجام شد، ما در موضع دفاع از ایران و ملت ایران و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بودیم. در جنگ دوازدهروزه و چهلروزه و پس از آن، ما همیشه طرفدار صلح و زندگی همراه با عزت و مقاومت بودهایم. از همین زاویه ما پیروز شدهایم. هیچگاه ایران، آمریکا را به تغییر رژیم یا تجزیه یا مردم آمریکا را به شورش علیه نظام حکومتی در آمریکا تهدید نکرده است. شاهد بودیم که ترامپ با سران گروههای تروریستی کُرد تلفنی صحبت کرد تا با همکاری سیا و پنتاگون و موساد، جبههای در غرب ایران علیه نظام باز شود و سناریوی سوریه و نیز عراق در ایران تکرار شود.
«دفاع» متفاوت از راهبرد جنگطلبی است. منطق استوار و مستحکم ایران در همه جنگهای تحمیلی این بوده و هست که ما در موضع دفاع از کشور و ملت و کیان ایران و نظام جمهوری اسلامی هستیم.
چهارم: سلام!
ما بر اساس دین خود که اسلام است، خود را مسلم یا مسلمان مینامیم. شعار ما در مواجهه با یکدیگر، با مسلمان و غیرمسلمان، «سلام» است! سلام و اسلام و مسلمان و سلم از یک خانوادهاند! به عبارت دیگر، بر اساس اندیشه و باور دینی و آیینی ما، صلح و سلم و اصلاح، امری بنیانی و جوهری، و جنگ، امری عارضی و موقتی است. صلح قاعده است و جنگ استثنایی که تحمیل میشود. اگر تحمیل شد، میبایست با تمام توان و امکان و ایمان در برابر تجاوز ایستادگی کرد.


