چرا چشم مردم پایتخت در شبهای ۲۱ و ۲۲ مرداد به آسمان بود؟
قرار «عاشقان نجوم» در ارتفاعات تهران
ساعت از ۱ بامداد گذشته، اما اینجا در ارتفاعات شمالی تهران، خبری از سکوت همیشگی شب نیست. درست در ساعاتی که پایتخت زیر لایهای از آلودگی نوری و خاکستریِ روزمره به خواب رفته...
سهیلا نوری / ساعت از ۱ بامداد گذشته، اما اینجا در ارتفاعات شمالی تهران، خبری از سکوت همیشگی شب نیست. درست در ساعاتی که خیابانها و ساختمانهای پایتخت زیر لایهای از آلودگی نوری و خاکستریِ همیشگی به خواب رفته، مأموریت مشترک صدها نفر از شهروندان آغاز شده است: فرار از نور مصنوعی شهر برای لمس یک لحظه «روشنایی کیهانی.»
بام تهران و مسیرهای مرتفع البرز در دو شب متوالی (۲۱ و ۲۲ مرداد)، میزبان گپ وگفت خانوادهها یا دوستانی بود که همگی یک چشم به ساعت داشتند و چشمی دیگر به پهنه تاریک آسمان شمالشرقی.
ساعتهای پایانی شب خیابانهای تهران زیر نور زرد و سفید چراغهای معابر آرام میگیرد؛ نوری مصنوعی که اگرچه امنیت و روشنی ظاهری به شهر میدهد، اما سالهاست چادر گرانبهای آسمان شب را از چشم پایتختنشینان پنهان کرده است. با این حال، دست به دست شدن اخبار مربوط به اوج بارش شهابی برساوشی، معادله شبهای آخر مردادماه را تغییر داد. موجی از شهروندان که خطوط سرخ و سبز شهابها را در شبکههای اجتماعی دنبال کرده بودند، راهی ارتفاعات شمالی پایتخت شدند. مسیری که به بام تهران ختم میشد و در آن ترافیکی نیمهشبانه اما متفاوت را تجربه میکردند؛ ترافیکی نه از جنس دغدغههای روزمره، بلکه حاصل شوق دستهجمعی برای تماشای پدیدهای که در دل تاریکی معنا پیدا میکرد.
در میان جمعیت، رد پای همهجور آدمی دیده میشود؛ از عکاسان حرفهای با سهپایهها و لنزهای بلندشان گرفته تا خانوادههایی که زیرانداز پهن کردهاند و بساط چایشان به راه است.
با «امین» ۲۸ ساله و دانشجوی مهندسی صحبت میکنم که دوربینش را روی کانون صورت فلکی «برساوش» تنظیم کرده است. میگوید: «در طول سال آنقدر غرق کار و ترافیک تهران هستیم که فراموش میکنیم توی آسمان چه غوغایی هست. ولی خوشبختانه امسال هیاهوی اینستاگرام حواس ما رو جمع کرد و با دوستانم تصمیم گرفتیم تا خودِ بامداد اینجا بیدار باشیم. تا همین الان سه تا آذرگوی پرنور دیدیم که رد سبز رنگشان چند ثانیه روی آسمان ماند!»
گپوگفت زیر نور آذرگویها
تماشای شهابها در ارتفاعات، حسی شبیه به یک جشن خاموش و مشترک ایجاد کرده است. هر بار که خطی درخشان پهنه تاریک آسمان را میشکافد، صدای تعجب دستهجمعی از گوشهوکنار بام تهران به گوش میرسد. در همین حین، گفتوگوهای کوتاهی میان گروههای مختلف شکل میگیرد؛ ناآشناهایی که حالا دور یک سوژه مشترک جمع شدهاند. بعضی از جوانترها با اپلیکیشنهای نجومی گوشیهایشان موقعیت صورتهای فلکی را به بزرگترها نشان میدهند و عکاسان با حوصله، تنظیمات دوربین را برای خانوادههایی که مشتاق ثبت این لحظه هستند توضیح میدهند. این همکلامیهای غیرمنتظره، فضای سرد و کوهستانی شب را به محفلی صمیمی تبدیل کرده است.
کمی آنطرفتر، «آقای خسروی» همراه فرزند نوجوانش آمده است. میگوید: «پسرم عاشق نجوم است. راستش فکر میکردم با وجود آلودگی نوری تهران چیزی معلوم نباشد، اما اینجا در این ارتفاع، وقتی چشم به تاریکی عادت میکند، دیدن حتی یک شهاب هم هیجان عجیبی دارد. این پدیدهها یادآوری میکنند که ما چقدر در این جهان کوچک هستیم.»
حس مشترک تمام حاضران در بام تهران، «حس حیرت» و نوعی مکاشفه آرامشبخش در دل شب است؛ فرار از دغدغههای اقتصادی و روزمره برای به تماشا نشستن ذرات گردوغبارِ بهجامانده در فضا.
جهتیابی در آسمان پایتخت
برای شهروندانی که امکان خروج از پایتخت را نداشتند، این پرسش مطرح بود که آیا از داخل خود تهران هم شانس دیدن بارش شهابی وجود دارد؟ پاسخ کارشناسان مثبت بود، اما با فرمولی مشخص؛ با وجود آلودگی نوری شدید در مرکز و جنوب تهران، شهابهای کمنور از چشم پایتختنشینان پنهان میمانند؛ اما «آذرگویها» یا همان شهابهای بسیار درخشان برساوشی آنقدر پرنور هستند که حتی از پشت لایه نور و دود شهر نیز حرکت آنها به چشم میآید.
شرط اصلی برای رصد شهری، پیدا کردن تاریکترین نقطه ممکن (مانند پشتبامی بدون نور مستقیم چراغ یا بوستانهای مرتفع) و نگاه کردن به سمت آسمان شمالشرقی یعنی کانون صورت فلکی برساوش است. بهترین زمان دیداری نیز از نیمهشب تا بامداد است؛ زمانی که این صورت فلکی ارتفاع بیشتری از افق میگیرد.
اگرچه نرخ رصد شهری به چند شهاب معدود در ساعت تقلیل پیدا میکند، اما تماشای همان ردهای درخشان و چندثانیهای از میان برجهای تهران، هیجانی منحصربهفرد برای شهروندان رقم زد.
سهم ما از آسمانی که فراموش کردهایم
استقبال چشمگیر مردم از این رویداد نجومی، بار دیگر یک علامت سؤال بزرگ را پیش روی برنامهریزان شهری و فعالان محیطزیست قرار داد: «چرا سهم شهروندان از دیدن آسمان شب تا این حد اندک است؟» آلودگی نوری حاصل از نورپردازیهای غیراستاندارد شهری نه تنها تاریکی طبیعی را از ما گرفته، بلکه بر الگوی خواب انسانها و زیستبوم جانوران نیز تأثیر منفی گذاشته است. تجربه شبهای برساوشی در بام تهران نشان داد مردم چقدر تشنه ارتباط دوباره با طبیعت و پهنه کیهان هستند؛ مطالبهای ساده اما فراموششده که شاید وقت آن رسیده باشد با کنترل آلودگی نوری، دوباره آن را به زندگی شهری بازگردانیم.
درحقیقت همین شبهای بارش شهابی برساوشی امسال، نشان داد نجوم و پدیدههای طبیعی همچنان ظرفیت بالایی برای ایجاد همدلی و نشاط اجتماعی دارند؛ حضور چشمگیر مردم در ارتفاعات تهران پیام روشنی داشت: شهروندان در میان تمام دغدغههای شهری هنوز مشتاق نگاه کردن به آسمان و کشف زیباییهای جهان هستیاند.
از مسافران ۵۹ کیلومتر بر ثانیهای تا عبور از تاریکترین شب
برای درک ارزش علمی آنچه در آسمان مردادماه رخ داد، باید به اعداد و مقیاسهای کیهانی پناه برد. آنچه ما به صورت خطوطی باریک و درخشان در کسری از ثانیه میبینیم، حاصل یک برخورد سهمگین کیهانی در ارتفاع ۸۰ تا ۱۰۰ کیلومتری از سطح زمین است. ذراتی که غالباً اندازهای بزرگتر از یک دانه شن یا ریگ کوچک ندارند و با سرعتی نزدیک به ۵۹ کیلومتر بر ثانیه وارد جو میشوند. فشار دینامیکی و اصطکاک شدید، دمای این ذرات را به هزاران درجه سانتیگراد میرساند و باعث تبخیر ذرات و یونیزه شدن هوای اطراف آنها میشود؛ فرآیندی که خروجی آن، همان شهابهای درخشان و آذرگویهای چشمنوازی است که دل شب را میشکافند. برای تحلیل دقیقتر این پدیده، باید بدانیم آنچه در این دو شب از فراز البرز دیدیم، حاصل یک رویداد عظیم کیهانی است:
منشأ شهابها؛ خاکستر یک غول ۲۶ کیلومتری
شهابهای برساوشی (Perseids) برعکس تصور عموم، «ستارههای در حال سقوط» نیستند. اینها در واقع ذرات گردوغبار و سنگریزههای بهجامانده از دنبالهدار عظیم «سوئیفت-تاتل» (Swift-Tuttle) هستند. هسته این دنبالهدار قطری حدود ۲۶ کیلومتر دارد (تقریباً به اندازه طول شهر تهران) و آخرین بار در سال ۱۹۹۲ میلادی از نزدیکی زمین عبور کرده است.
سرعت خیرهکننده ۵۹ کیلومتر بر ثانیه
ذرات میکروسکوپی و سنگریزههای این دنبالهدار هنگام برخورد با جو زمین، سرعتی معادل ۵۹ کیلومتر بر ثانیه (بیش از ۲۱۰ هزار کیلومتر در ساعت) دارند! این سرعت بالا باعث اصطکاک شدید با مولکولهای جو، یونیزه شدن هوا و ایجاد آن رد درخشان و چندثانیهای میشود.
کلاژ علمی؛ وقتی ذرات سنگ، آسمان را آتش میزنند
جذابیت بارش برساوشی امسال تنها به تعداد شهابها محدود نمیشد، بلکه تنوع رنگی و ماندگاری رد آنها در آسمان نیز رصدگران را شگفتزده کرد. رنگ رد شهابها اطلاعات دقیقی از ترکیب شیمیایی ذرات به دست میدهد؛ برای مثال، رنگ سبز نشاندهنده حضور منیزیم و رنگ بنفش یا آبی نشان از وجود کلسیم و نیتروژن یونیزهشده در جو دارد. همزمانی این آتشبازی طبیعی با پدیده «ماه نو» - که تاریکترین حالت ممکن آسمان را فراهم کرده بود - باعث شد حتی ریزترین و کمنورترین ذرات این دنبالهدار قدیمی نیز در پهنه تاریک البرز فرصت خودنمایی پیدا کنند و کلاژی بینظیر از نور و رنگ را به تصویر بکشند.
چرا امسال (۱۴۰۵) یک سال طلایی بود؟
مهمترین واقعیت نجومی بارش امسال، همزمانی شبهای اوج بارش (۲۱ و ۲۲ مرداد) با پدیده «ماه نو» بود. در سالهایی که ماه در فاز کامل یا نیمه قرار دارد، نور شدید آن مثل یک آلودگی نوری طبیعی عمل کرده و شهابهای کمنورتر را پنهان میکند، اما امسال به دلیل غیبت نور ماه در آسمان شب، نرخ نامی رصد شهابها (ZHR) در مناطق تاریک به ۵۰ تا ۱۰۰ شهاب در ساعت رسید.
سهم آلودگی نوری تهران
تفاوت رصد در داخل شهر و ارتفاعات کاملاً ملموس بود. در حالیکه آلودگی نوری شدید در مرکز شهر تهران اجازه دیدن بیش از ۲ تا ۴ شهاب بسیار درخشان در ساعت را نمیداد، صعود به ارتفاعات بالای2 هزار متر (مانند بام تهران، توچال یا فیروزکوه) کیفیت و تعداد شهابهای قابل رؤیت را تا ۵ برابر افزایش داد.
امسال مردم زمین یک رویداد دوگانه بدون هیچ پیشینه تاریخی را همزمان رصد کردند
آتش بازی در بارش شهابی برساوشی
بارش شهابی برساوشی، یکی از جذابترین پدیدههای نجوم است که هرسال آسمان را به صحنهای تماشایی از شهابهای درخشان تبدیل میکند و امسال هم دوستداران ستارهها و جذابیتهای نجوم در شبهای 21 تا23مردادماه دل به آسمان سپردند و چشم انتظار باران شهابها ماندند.
شانس بزرگ
برای ساکنان مناطق قطبی
هرچند این پدیده تماشایی و جذاب، معمولاً از27 تیر تا اوایل شهریورماه فعال است ولی این بدان معنا نیست که هرشب علاقهمندان نجوم میتوانند شهابها را در آسمان ببینند. اوج این پدیده هر سال حوالی ۲۲ مردادماه رخ میدهد و امسال همزمانی این روزها با یک خورشیدگرفتگی بزرگ، در عمل یک جشن و آتش بازی کیهانی را رقم زد؛ جشنی که برای ساکنان سراسر نواحی قطبی، ایسلند و اسپانیا توانست بسیار کامل باشد چرا که همزمان و در یک روز موفق شدند دو رویداد جذاب کیهانی را با چشم خود ببینند؛ رویداد دوگانه خورشیدگرفتگی کامل و اوج بارش شهابی برساوشی که هریک، دنیایی از جذابیت و زیبایی آسمان هستند و باز هم نگاه بشر را به کیهان و جذابیتهای آن سوق میدهد.
رویداد دوگانه
بدون پیشینه تاریخی
همزمانی این دو پدیده ظاهراً هیچ پیشینه تاریخی ندارد و همین موضوع، این رویداد دوگانه طبیعی را جذابتر میکند. محققان با بررسی دادههای ناسا مربوط به تمام خورشیدگرفتگیها از سال ۱۹۹۹ پیش از میلاد تا سال ۳۰۰۰ میلادی یعنی مربوط به پنجهزار سال خورشیدگرفتگی و پنج بارش شهابی بزرگ و منظم که در وبسایت آیافالساینس گردآوری شده، تقریباً به هیچ مورد مشابهی دست نیافتهاند و معتقدند که احتمالاً برساوشی امسال، اولین مورد ثبتشده از همزمانی خورشیدگرفتگی کامل با اوج یک بارش شهابی بزرگ است.
هرچند امسال خورشیدگرفتگی برای ایرانیها قابل مشاهده نبود و این سیاره داغ تنها در بخشهایی از اروپای غربی مانند ایرلند و بریتانیا یا ایسلند و همچنین کشور اسپانیا از مردم، رو پوشاند و لحظاتی تاریک شد اما در ایران مردم موفق شدند بارش شهابی را در مناطقی با کمترین میزان آلودگی نوری شهری، به راحتی و با چشم غیرمسلح مشاهده کنند. درواقع هرچه آسمان تاریکتر و افق، بازتر باشد شانس بیشتری برای دیدن این بارشهای شهابی وجود دارد. گفته میشود برساوشی در آسمان ایران با ردهای تا ۱۰۰ شهاب در ساعت، قابل مشاهده است.
این پدیده، روحی تازه در کالبد گردشگری دمید و تورهای بسیاری برای علاقهمندان به نجوم و کهکشانها برپا شد. از مناطقی که دوستداران پدیده برساوشی برای دیدن شهابها راهی آن شدند میتوان به کویر مرنجاب و کویر ابوزید اشاره کرد. کویر لوت، کویر مصر، کویر ورزنه و کلوتهای شهداد هم امسال میزبان بارشهای شهابی بودند و آغوششان را برای گردشگران باز کردند تا تپههای شنی و آسمان صاف آنها به محلی برای ثبت یکی از خاطره انگیزترین رویدادهای کیهان تبدیل شود.
البته شهابها تنها در کویر خودنمایی نکردند و ارتفاعات هم میتوانست این هدیه را به دوستداران طبیعت و آسمان بدهد. تهرانیها هم کافی بود تنها سفری کوتاه به سمت طالقان و دامنههای اطراف دماوند یا فیروزکوه داشته باشند؛ البته فاصله گرفتن هرچه بیشتر از مناطق پرنور، امکان رصد مناسب این شهابهای زیبا در دل سکوت و تاریکی شب را بیشتر میکرد. یک رصد فوقالعاده جذاب که اوج موفقیت در دیدن شهاب سنگها در ساعات پس از نیمه شب تا قبل از طلوع خورشید است.
برش
برساوشیها ستاره دنباله دار هستند؟
اما برساوشیها واقعاً شهاب هستند؟ چگونه تولید شدهاند و چرا از نگاه ما زمینیها سقوط میکنند و بارانی از شهاب را ایجاد میکنند؟ در پاسخ باید گفت آنطور که محققان حوزه نجوم میگویند، با وجودی که بسیاری، شهابها را همان ستارههای دنبالهدار میدانند اما واقعیت این است که آنها نه ستاره هستند و نه اجرامی که بدون منشأ مشخص از اعماق فضا ظاهر شوند. برساوشیها درواقع توسط ذرات ریز گردوغبار و سنگ بهجامانده از دنبالهدار «سوئیفتتاتل» تولید میشوند. وقتی این ذرات با سرعت بالا وارد جو زمین میشوند، خطوط کوتاهی از نور در آسمان ایجاد میشود و اگر شانس با ما یار باشد و در منطقهای با کمترین آلودگی نوری قرار داشته باشیم، آن را به صورت دنبالههایی زیبا و جذاب میبینیم.
ستاره دنباله دار «سوئیفت-تاتل» برای اولین بار در سال ۱۸۶۲ بهطور مستقل توسط دو اخترشناس به نامهای لوئیس سوئیفت و هورِیس تاتل کشف شد. این دنبالهدار در آخرین گذر خود از نزدیکی زمین در سال ۱۹۹۲، آنقدر کمنور بود که با چشم غیرمسلح دیده نمیشد. اما اگر پیشبینیها درست از آب دربیاید، محققان معتقدند که در گذر بعدی سوئیفت-تاتل در سال ۲۱۲۶ میتوان آن را با چشم غیرمسلح مشاهده کرد. پس ماجرای این شهابها چیست؟ در پاسخ باید گفت که دنبالهدار «سوئیفت-تاتل» با قطر هسته تقریباً ۲۶ کیلومتر، بزرگترین جرمی است که میدانیم بهطور دورهای از نزدیکی زمین عبور میکند. سیاره ما هر سال در مدار خود به دور خورشید از میان نوار ذرات بهجامانده از این دنبالهدار میگذرد. در همین زمان است که این ذرات با سرعت به جو وارد و دراثر برهمکنش با مولکولهای جو، داغ میشوند، میسوزند و رگههای درخشان نورانی در آسمان بهوجود میآورند؛ همان چیزی که ما به آن «شهاب» میگوییم. ناسا اعلام کرده است که این ذرات با سرعت حدود ۵۹ کیلومتر بر ثانیه در جو زمین حرکت میکنند.
نام «برساوشی» نیز از صورت فلکی برساوش گرفته شده است. اگر مسیر شهابها را در آسمان به سمت عقب امتداد دهید، به نقطهای در نزدیکی این صورت فلکی میرسید که به آن «کانون بارش» میگویند. البته برای دیدن شهابها لازم نیست مستقیماً به برساوش خیره شوید؛ شهابها میتوانند در بخشهای مختلف آسمان ظاهر شوند.


